رضا عزیزی | آینده‌پژوهی جایگاه ایران در کمربند اقتصادی راه ابریشم

هدف این پژوهش آینده‌­پژوهی (پیش‌­بینی) جایگاه ایران در کمربند اقتصادی راه ابریشم چین است. در گام اول پژوهش ضروری است تا موقعیت روابط چین با کشورهای غرب آسیا در چارچوب سیاست راه ابریشم توصیف و تحلیل شود. برای این کار از نظریه رژیم­‌های اقتصادی بین‌­المللی کمک گرفته شده است و مدل فرایندهای علّی اقتصادی منبعث از این نظریه برای توصیف، تبیین و پیش‌­بینی (آینده‌­پژوهی) ابتکار راه ابریشم نوین در غرب آسیا در نظر گرفته شده است. این مدل سه ضلع مفهومی دارد که هر ضلع آن یک کلان روند به شمار می‌­آید. این مدل با توجه به واقعیت­‌های موجود و در جریان حضور چین در غرب آسیا برای این تحقیق در نظر گرفته شده است و بنابراین با مدل تحلیل روند در آینده­‌پژوهی قابل انطباق است. ضرورت این گام به علت ایجاد فرصت مقایسه‌­ای است که برای ارزیابی وضعیت ایران در کمربند اقتصادی راه ابریشم به پژوهش داده می­‌دهد. در گام دوم روابط ایران و چین در سه حوزه تجارت انرژی، تجارت غیر انرژی و سرمایه‌­گذاری بررسی اجمالی شده است. گام سوم پژوهش متمرکز بر چالش­‌های روابط ایران و چین شده است و بر اساس آن و مقایسه موقعیت ایران با سایر کشورهای غرب آسیا در کمربند اقتصادی راه ابریشم یک پیش‌­بینی از آینده روابط ایران و چین ارائه شده است. در قسمت یافته­‌ها و پیشنهادها هم به بررسی سیاست­‌های موجود ایران برای نحوه مواجهه با چین پرداخته­ شده است و در نهایت سیاست راهبردی برای ایران، سیاست آفتاب معرفی شده است. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و در قالب روش­‌های کیفی می­‌گنجد.

نتایج این تحقیق بیانگر این است که دولت چین یک دولت تاجر یا بیزینس استیت است و پیشران سیاست خارجی این کشور در چهار دهه گذشته را سیاست خارجی اقتصادی­‌ محور تشکیل داده است و بنابراین سیاست راه ابریشم نوین چین را باید از منظر یک دولت تاجر نگریست و نه یک دولت هژمون خواه سلطه­‌گر. چین در داخل با مشکلات جدیدی مواجه شده است: از دست رفتن امتیاز نیروی کار ارزان، رشد طبقه متوسط شهری و بالا رفتن مصرف­‌گرایی و افزایش مطالبات رفاهی، موقعیت نامتوازن توسعه‌­یافتگی در شرق و غرب و نواحی مرکزی این کشور، مازاد تولید و مازاد سرمایه، ناتوانی در ادامه مدل تولید انبوه و صادرات مانند گذشته، اشباع بازار داخلی، و بالاخره نیاز زنجیره ارزش چینی (تولید، نیروی کار ماهر، تخصص، تکنولوژی و مانند این) به بازاری جدید برای حرکت پیشرو مانند گذشته از جمله مهم‌­ترین آنها است. سیاست ابتکار کمربند و راه چین راهبرد چین برای برون­رفت از این مشکلات و نیز تداوم رشد اقتصادی چین همانند گذشته است. بر اساس موقعیت فعلی و اسناد انتشاری چین، این کشور حداقل تا سال 2049، نگاه هژمونیک و سلطه­‌جویانه همانند غرب به ویژه آمریکا به جهان ندارد و در نتیجه ژئوپلتیک خواندن راه ابریشم دور از واقعیت است. از دیگر نتایج این تحقیق شناسایی کلان روند انقلاب صنعتی چهارم با پیشرانی تغییرات فزاینده تکنولوژی است. اعلام سیاست راه ابریشم نوین از سوی چین خود نتیجه این تغییرات است. در واقع سیاست راه ابریشم نوین چین پیشران تغییرات فناوری و فرایندهای اقتصادی می‌­شود که در نتیجه آن مناطق مختلف جهان از جمله غرب آسیا شاهد تحرک بین ­المللی سرمایه، کالا و کار می­باشد/خواهد بود. این مسئله باعث شده/می­‌شود که دولت­‌های غرب آسیا زمینه‌­های رونق اقتصادی و جذب سرمایه خارجی و تکنولوژی را در کشور خود فراهم کنند. غرب آسیا به خصوص در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس چنین فضایی را با چین تجربه می­‌کند/ خواهد کرد. در این میان ایران یک کشور پرپتانسیل اما پرریسک برای چین به شمار می­‌آید. جایگاه ایران در کمربند راه ابریشم جایگاه بالقوه مهم و به مثابه شاهراه جهانی برای چین به شمار می­آید اما باید در نظر داشت که این در حد یک پتانسیل است و تا کنون مسیر بالفعل شدن را در مقایسه با سایر شرکای منطقه غرب آسیای چین خیلی کند طی کرده است. بیم آن می­‌رود که این مسیر راه ابریشم نوین که بخش مهم آن از ایران می‌­گذرد از سطح اوراق توافقی میان ایران و چین فراتر نرود و سرنوشت آن به مانند سایر پروژه­ها از جمله خط لوله «باکو- جیحان» و «نابکو» و مانند آن منجر شود.

پیشنهادات این تحقیق به شرح ذیل است:

الف- توصیه می‌­شود سیاست­‌گذاران و تصمیم­‌گیران سیاست خارجی چین را با عینک غرب ننگرند. نامیدن ابتکار «کمربند و راه» با عنوان طرح مارشال چینی و با اهداف ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و مانند این از داده‌­های عینی موجود برای تبیین صحیح برخوردار نبوده و صرفا تحلیل ذهنی هستند. نگاه به چین باید بر پایه عینک خود چینی‌­ها به جهان باشد تا تحلیل دقیق­‌تری حاصل شود. عینک­‌های روابط بین‌­الملل غربی و آمریکایی نمی­‌تواند ایران را به شناخت صحیحی از چین برساند.

ب- توصیه می­‌شود سیاست­‌گذاران و تصمیم­‌گیران سیاست خارجی در قدرت چین بزرگنمایی نکنند. چین از حد یک کارخانه بزرگ جهانی فراتر نخواهد رفت و قدرت نرم لازم جهت پیشرانی تمدنی جهان امروز و نیز تولید گفتمان برای آن را ندارد. از این‌رو ضروری است تا زمان از دست نرفته است و مسیرهای بدیل راه ابریشم نوین جای ایران را نگرفته‌­اند، اقدامات لازم برای بهره­‌برداری حداکثری، به‌خصوص اقتصادی، از حضور چین در غرب آسیا فراهم کرد. هرچند باید مراقب نیت‌های پنهان چین هم بود.

ج- توصیه می­‌شود سیاست­‌گذاران و تصمیم­‌گیران سیاست خارجی توافق 2016 ایران و چین را با تدوین برنامه‌­های اقدام در ابعاد گوناگون آن اجرایی کنند. روابط ایران و چین باید تابع برنامه­‌های اقدام در همه حوزه­‌های اجتماعی- فرهنگی، سیاسی-اقتصادی و دفاعی-امنیتی باشد. باید با جزئیات کامل این برنامه­‌ها طراحی شوند و طبق آن قدم‌به‌قدم در مسیر اجرا گام برداشت. در غیر این صورت این ابتکار با وجود فرصت می­‌تواند تبدیل به تهدید برای ایران شود.

د- توصیه می­‌شود سیاست­‌گذاران و تصمیم‌گیران سیاست خارجی تمرکز و جدیت بیشتری برای روابط ایران با چین به خرج دهند. پیش‌فرض همکاری ایران و چین در راه ابریشم نوین، سیاست مداخله و سلطه همانند غرب نیست. هرچند امکان آن هم برای چین فراهم نیست. بنابراین باید برای همکاری ایران و چین در سطح سیاست خارجی اهمیت بیشتر قائل بود و تمرکز بیشتری روی آن داشت.