نهادها و سیاست گذاری آموزش عالی

 نهادها و سیاست گذاری آموزش عالی

 هادی یوسفی[1]


♦ مقدمه

نهادها در اشکال مختلف آن، از ذهنی­ترین (مانند هنجارها، قوانین و عادات) تا عینی­ترین آن­ها (سازمان­های تشکیل دهنده دولت)، زندگی بشری را احاطه کرده­اند و کنش­های فردی و اجتماعی تحت تاثیر این نهادها و جهت­دهندگی آنها قرار دارند. این بدین معنی است که نهادها در اشکال مختلف، هم بر روندها و هم بر نتایج کنش­های سیاسی تاثیر می­گذارند و بدون توجه به نقش شکل دهنده این متغیرها، تبیین­های ما از پدیده­ها، تبیین­های ناقص و یک­سویه خواهد بود. در حوزه تحلیل سیاست، تاکید بر نقش تعیین کننده نهادها به عنوان یک متغیر مستقل بر فرآیند و نتایج کنش­های اجتماعی و سیاسی، نقش نهادها در زایش بازیگران جدید، نقش نهادهای میانجی در شکل دادن به استراتژی­های سیاستی کنشگران، نقش نهادها در توزیع قدرت، ارزش­ها و اطلاعات در سطح اجتماعی، تاکید بر نقش کیفیت نهادها در موفقیت یا شکست سیاست­ها، مسیری که نهادها به روابط قدرت میان گروه­های رقیب در جامعه شکل می­دهند و به ویژه تاکید بر فرآیند سیاست و تصمیم­گیری در دورن نهادها، از اهمیت ویژه­ای برخوردار است (کاظمی، 1392).

تلاش­های صورت گرفته برای تعیین دایره دربرگیرندگی مفهوم نهاد، عمدتا دو دسته تعریف باز و بسته را مد نظر دارد. تعاریف باز گستره­ای از هنجارها تا سازمان­های حکومتی را ذیل نهادها تعریف می­کند، در حالی که تعاریف محدود، سازمان­های عینی و دارای بروز عینی را مد نظر دارند. داگلاس نورث از نهادگرایان برجسته و برنده جایزه نوبل، نهاد را این گونه معرفی می­نماید: نهادها قوائد بازی در جامعه­اند. به عبارت سنجیده­تر، قیودی وضع شده­ از جانب نوع بشرند که روابط متقابل انسان­ها با یکدیگر را شکل می­دهند و موجب نظام­مند شدن انگیزه­های نهفته در مبادلات بشر می­گردند (نورث، 1995). نورث هم نوع رسمی و هم نوع غیررسمی نهادها را به رسمیت می­شناسد؛ یعنی هم قوانینی که واضع آن­ها بشر است و هم آداب و رسوم رفتاری. از این دیدگاه، نهادها، هم ممکن است خلق شوند، مانند (قانون اساسی) و هم اینکه به مرور زمان شکل گیرند و مقبول واقع شوند (مانند حقوق عمومی).

کاظمی (1392) بر این باور است که با تمرکز بر نهادهای موثر بر عرصه سیاسی و منازعات جاری در آن، می توان سه سطح اصلی برای نهاد در نظر گرفت: نهادهای رسمی، نهادهای غیر رسمی و نهادهای ناملموس.

نهادهای رسمی: مجموعه نهادهای شکل دهنده به نظام سیاسی که یا در قانون اساسی به آنها اشاره شده و یا آنکه قواعد و سازوکارهای رسمی تنظیم امور سیاسی و حاکمیتی هستند. در اینجا نهادهایی چون مجموعه قوانین (قانون اساسی، قوانین مدنی و کیفری، قانون انتخابات، قانون مطبوعات)، نهادهای سیاسی مطرح در قانون اساسی که در فرایند توزیع قدرت نقش دارند، سهمی از قدرت را در اختیار دارند.

نهادهای غیر رسمی: نهادهایی که بخشی از ساختار رسمی دولت به شمار نمی­آیند اما نقش مهمی در حیات سیاسی بر عهده دارند. احزاب، مطبوعات، انجمن­ها و اتحادیه­ها و شبکه­های سیاسی و اجتماعی را می­توان جزء نهادهای غیررسمی به حساب آورد.

نهادهای ناملموس: سطحی از نهادها که اغلب ماهیتی نامحسوس دارند ولی در عین حال تاثیر مشخصی در شکل دادن به فضا و کنش­های بازیگران، نحوه کاکرد و توان نهادهای دو سطح دیگر ایفا می­کنند. رویه­ها و سازوکارهای غیررسمی در روابط و تعاملات جاری در عرصه سیاسی و حکومتی، مولفه­های فرهنگی، سنت­ها، هنجارها و عناصر شکل دهنده به سرمایه اجتماعی از این جمله­اند.

رمضانی باصری و میرفردی (1393) خصوصیات مشترک زیر را برای نهادها برشمرده­اند:

  • همه نهادها متضمن کنش و واکنش میان کنشگران هستند. در واقع کنش متقابل کنشگران مختلف در چارچوب نهادهاست که شکل می­گیرد و قوام می­یابد.
  • همه نهادها از تعدادی ویژگی، ایده­های مشترک و عادات جاری برخوردارند.
  • نهادها از یک سو انتظارات و تلقی­ها را مورد پذیرش قرار می­دهند، و از سوی دیگر نیز به وسیله همین انتظارات مورد تایید قرار می­گیرند. به عبارت دیگر نهادها از سویی مولد و از سویی دیگر مولود نوعی تلقی و انتظارات افرادند.
  • درست است که تغییرناپذیری و فناناپذیری ویژگی­های نهادها نیست، اما نهادها به طور نسبی بادوام و خودتقویت کننده­­اند و نسبتا از ویژگی­های پایداری برخوردارند.

در این رابطه دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون (1390)، مهم­ترین ویژگی­ نهادها را «بادوام بودن» و «ظرفیت تاثیرگذاری بر اقدامات» معرفی می­کنند.

با توجه به دسته­بندی ارائه شده از انواع نهادها و ویژگی­هایی که نهادها می­توانند داشته باشند به بررسی اجمالی نهادهای فعال در حوزه سیاست­گذاری آموزش عالی ایران از منظر نهادی می­پردازیم.

♦ نهادهای رسمی: همان­گونه که در بالا اشاره شد، دراینجا (نظام آموزش عالی) منظور از نهادهای رسمی آن دسته از نهادهایی هستند که نظام سیاستی این حوزه را شکل می­دهند و در قوانین نیز به این نهادها اشاره شده است، این نهادها در فرایند توزیع قدرت در حوزه آموزش عالی نقش داشته و بخشی از قدرت در این حوزه را در اختیار دارند. نهادهایی که در این دسته قرار می­گیرند، عبارت است از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، مجلس شورای اسلامی (کمیسیون آموزش و تحقیقات)، شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عتف. این نهادها هر یک به نوبه خود در شکل گیری سیاست­های حوزه آموزش عالی ایران نقش دارند، هر چند که میزان قدرت و سهم نهادها در شکل­گیری سیاست­ها به یک میزان نمی­باشد. از ویژگی­های مهمی که همه این نهادها پس از تاسیس از آن برخوردار بوده­اند دوام و پایداری آن­ها در طول زمان بوده است. مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم (که قبل از آن با عناوین دیگری شناخته می­شد) بعد از انقلاب اسلامی در شکل­گیری سیاست­های حوزه آموزش عالی حضور داشته و هر یک در پی استحکام جایگاه خود بوده­اند. همچنین شورای عالی عتف نیز از نهادهایی که پس از تاسیس در سال 1383 در شکل­دهی سیاست­های پژوهشی کشور نقش بسزایی داشته است.

♦ نهادهای غیر رسمی: نهادهای غیررسمی نهادهایی هستند که بخشی از ساختار رسمی سیاست­گذاری نظام آموزش عالی نیستند، اما در شکل­گیری سیاست­های این حوزه نقش مهمی ایفا می­کنند. برخی از این نهادها عبارتند از : موسسه پژوهش و برنامه­­ریزی آموزش عالی که به عنوان بازوی فکری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به شکل­گیری گزینه­های سیاستی کمک می­کند. همچنین انجمن آموزش عالی ایران، که با حضور جمعی از اساتید و نخبگان حوزه آموزش عالی شکل گرفته است. جمعیت توسعه علمی ایران نیز از دیگر نهادهای غیررسمی است که در تلاش است بر شکل­گیری سیاست­های نظام آموزش عالی کشور اثرگذار باشد.

♦ نهادهای ناملموس: همان گونه که اشاره شد منظور از نهادهای ناملموس مولفه­هایی است که در شکل دادن به فضا و کنش­های بازیگران، نحوه کارکرد و توان نهادهای دو سطح دیگر (نهادهای رسمی و غیررسمی) تاثیرگذار هستند. در اکوسیستم آموزش عالی ایران که دولتی بودن یکی از ویژگی­های برجسته آن است، به نظر می­رسد نهادهای ناملموس با گرایش­ها و فرهنگ سازمانی دولت­ها متجلی می­شود. به بیان دیگر، هر دولتی دیدگاه و رویکرد مشخصی در مواجهه با مسائل و پدیده­ها دارد که این رویکردها در شکل­گیری رویه­ها و سازوکارهای ارتباطی در عرصه سیاست­گذاری بسیار موثر است. به همین دلیل تغییر دولت­ها، تغییراتی را در فضای تعامل نهادهای رسمی با یکدیگر یا نهادهای غیررسمی با نهادهای رسمی به وجود می­آورد که این امر می­تواند در انسجام و شکل­گیری سیاست­ها، سازنده یا مخرب عمل نماید.

♦ بحث و نتیجه گیری

با توجه به دسته­بندی نهادها در عرصه سیاست­گذاری، درباره نهادهای سیاست­گذار در حوزه آموزش عالی می­توان ادعا داشت که مهم­ترین نهادهای سیاست­گذار، دسته اول نهادها، یعنی نهادها رسمی می­باشند. این نهادها از چنان جایگاه قدرتمندی برخوردار هستند که به سختی اجازه ورود نهادهای غیررسمی به عرصه سیاست­گذاری و ایفای نقش فعال در این حوزه داده می­شود. یکی از دلایل عمده این امر، دولت­گرا بودن نظام آموزش عالی و عرصه سیاست­گذاری آن است. وجود بازیگران قدرتمند از جایگاه غیررسمی (مانند اتحادیه­های مربوط به اعضای هیأت علمی و دانشجویی؛ نمایندگان بازار و ...) می­تواند در شکل­گیری سیاست­های همه جانبه و منسجم بسیار کارآمد باشد. همچنین نحوه ارتباط و تعامل نهادهای رسمی نیز یکی دیگر از مسائلی است که در حوزه نهادی در نظام آموزش عالی ایران مطرح است. البته این امر خود معلول مشخص نبودن جایگاه نهادها و ارتباطات طولی و عرضی آن­ها با یکدیگر در نظام حقوقی و قانونی کشور است که نیازمند بحث مفصل­تری است.

 

♦ منابع

  • کاظمی، حجت (1392). نهادگرایی به عنوان الگویی برای تحلیل سیاسی. دوفصلنامه علمی – پژوهشی «پژوهش سیاست نظری»، شماره سیزدهم، بهار و تابستان، صص 27 –
  • رمضانی باصری، عباس و میرفردی، اصغر (1393). تبیین نهادگرایی و گرایش آن به توسعه. مجله اقتصادی، شماره­های 3 و 4 خرداد و تیر، صص 138 –
  • عجم اوغلو، دارون و رابینسن، جیمز (1390). ریشه­های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی، ترجمه جعفر خیرخواهان و علی سرزعیم، تهران، کویر.
  • North, Douglass, C. (1990) institution, institutional change and economic performance, Cambridge: Cambridge university press.

 

1.مدیر گروه سیاست پژوهی علم و فناوری پژوهشکده سیاست­پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328