امیر رجایی 1



1. مقدمه
در کشور ما تصدّی امور مربوط به حوزه‌های آموزش و پرورش، آموزش عالی و آموزش پزشکی هر یک به یک وزارتخانه واگذار شده است، در حالی که در بسیاری از کشورهای دنیا چنین تفکیکی وجود ندارد. در کشورهای بسیاری نه تنها این سه حوزه ذیل یک وزارتخانه (وزارت آموزش) مدیریت می‌شود، بلکه بعضاً بخش‌های دیگری را نیز تحت تصدّی این وزارتخانه آورده‌اند. لذا، در این بررسی تلاش می‌شود تا نظام ارتباطی آموزش در کشورهای مختلف (زیرنظام‌های بخش آموزش و ارتباط آن با سایر بخش‌ها) و به تبع آن جهت‌گیری‌های کلان این کشورها در حوزه آموزش مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور، ابتدایی‌ترین گام می‌تواند بررسی کارکرد نهاد متولّی آن حوزه باشد، که بارزترین نمود آن‌را می‌توان در نام آن نهاد جستجو نمود. کشورهای مختلف بنا به نیازها و اقتضائات خود، نام‌های متفاوتی بر نهاد متوّلی آموزش گذاشته‌اند و به تبع این تفاوت، کارکردهای مختلفی را برای آن در نظر دارند. لذا، در مطالعه کنونی ابتدا به بررسی نحوه نام‌گذاری نهاد متولی آموزش کشورهای گوناگون (81 کشور) و مسائل مرتبط با آن خواهیم پرداخت و در گام بعد پیشنهادهایی برای حوزه آموزش کشور ارائه خواهیم کرد. شایان ذکر است، که کشورهای مورد بررسی اغلب کشورهای پرجمعیّت و پیشرو در امر آموزش و از قارّه‌های مختلف هستند.
2. نام‌گذاری نهاد/نهادهای متوّلی آموزش در کشورهای گوناگون
در کشورهایی نظیر ایتالیا، لهستان، کامرون، عربستان سعودی، کویت، لبنان، عراق، عمان، ازبکستان و اندونزی (10 کشور از 81 کشور مورد بررسی پژوهش) برای آموزش پیش و پس از دانشگاه دو وزارتخانه مجزا در نظر گرفته شده است. اما، با بررسی نام نهاد متصدّی آموزش در سایر کشورها درمی‌یابیم که بسیاری از آن ها عنوان وزارت آموزش 2 را برای نهاد متولّی آموزش پیش و پس از دانشگاه برگزیده‌اند. بنابراین، می‌توان این گونه استنباط کرد که در این کشورها آموزش پیش و پس از دانشگاه به عنوان یک پیوستار در نظر گرفته شده است، فلذا بیش از یک نهاد متولّی نیز برای این حوزه در نظر نگرفته‌اند. این کشورها عبارتند از:
چین، قزاقستان، آذربایجان، ارمنستان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، پاکستان، اردن، ترکیه، سوریه، قطر، بنگلادش، مالزی، سنگاپور، تایلند، فیلیپین، نیوزلند، مصر، لیبی، نیجریه، آفریقای جنوبی، اتریش، بلاروس، بلژیک،  دانمارک،  فنلاند، بریتانیا، گرجستان، یونان، مجارستان، پرتغال، رومانی، روسیه، روآندا، جمهوری اسلواکی، اوکراین، قبرس، آلبانی، لیتوانی، پرتغال، رومانی، آرژانتین، برزیل، ونزوئلا، جامائیکا و ایالات متحده (47 کشور از 81 کشور مورد بررسی پژوهش). همان گونه که مشاهده می‌شود، این کشورها از تمامی قارّه‌ها و با ویژگی‌های زمینه‌ای (فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی) متفاوتی هستند.
     هم‌چنین، برخی دیگر از کشورها علاوه بر سپردن امور مربوط به آموزش عالی و آموزش و پرورش به یک نهاد، بخش‌های دیگری را نظیر علوم، پژوهش، فرهنگ، ورزش، فنّاوری، توسعه منابع انسانی، کارآموزی، دین، و جوانان نیز به حوزه فعالیّت و تصدّی این نهاد افزوده‌اند. البته، در این میان کشورهای ایتالیا و لهستان با تمایز قائل شدن میان نهاد متولّی آموزش پیش و پس از دانشگاه حوزه‌های دیگری را نیز ذیل تصدّی وزارت آموزش عالی خود آورده‌اند. در ادامه نام این کشورها و نام وزراتخانه‌های متبوعشان بیان می‌گردد.
فرانسه: وزارت ملّی آموزش، آموزش عالی و پژوهش (Ministère de l'Éducation nationale, de l'Enseignement supérieur et de la Recherche)
استرالیا: وزارت آموزش، علوم و کارآموزی (Department of Education, Science and Training)
باهاما: وزارت آموزش، علوم و فنّاوری (Ministry of Education, Science, and Technology)
بلژیک: وزارت جامعه فرانسوی‌ها، دپارتمان آموزش و پژوهش‌های علمی (Ministry of the French Community, Department of Education and Scientific Research)
جمهوری چک: وزارت آموزش، جوانان و ورزش (Ministry of Education, Youth and Sports)
کرواسی: وزارت علوم و آموزش (Ministry of Science, Education and Science)
استونی: وزارت آموزش و پژوهش (Ministry of Education & Research)
آلمان: وزارت آموزش و پژوهش (Ministry of Education & Research)
ایسلند: وزارت آموزش، علوم و فرهنگ (Ministry of Education, Science and Culture)
هندوستان: وزارت توسعه منابع انسانی (Ministry of Human Resource Development)
    هیئت مرکزی آموزش متوسطه (Central Board of Secondary Education)
اندونزی: وزارت ملّی آموزش و فرهنگ (Department of Education and Culture)
    وزارت آموزش عالی، پژوهش و فنّاوری (Ministry of Research, Technology and Higher Education)
ایرلند: وزارت آموزش و علوم (Department of Education and Science)
ایتالیا: وزارت دانشگاه‌ها و پژوهش‌های علمی و فنّاورانه (Ministry for Universities and Scientific and Technological Research)
 وزارت آموزش عمومی (Ministry of Public Education)
ژاپن: وزارت آموزش، فرهنگ، ورزش و فنّاوری (Ministry of Education, Culture, Sports, Science and Technology)
کره جنوبی: وزارت آموزش و توسعه منابع انسانی (Ministry of Education and Human Resources Development)
لیختن اشتاین: وزارت علوم و آموزش (Ministry of Science and Education)
لوکزامبورگ: وزارت آموزش و کارآموزی (Ministry of Education and Training)
مکزیک: دبیرخانه آموزش عمومی (Secretary of Public Education)
مراکش: وزارت آموزش عالی و پژوهش علمی (Ministry of Higher Education and Scientific Research)
هلند: وزارت آموزش، فرهنگ و علوم (Ministry of Education, Culture and Science)
نروژ: وزارت آموزش و پژوهش (Ministry of Education & Research)
لهستان: وزارت ملّی آموزش (Department of National Education)
    وزارت علوم و آموزش عالی (Ministry of Science and Higher Education)
صربستان: وزارت آموزش و ورزش (Ministry of Education and Sport)
اسپانیا: وزارت آموزش، فرهنگ و ورزش (Ministry of Education, Culture and Sports)
سوئد: وزارت آموزش، پژوهش و فرهنگ (Ministry of Education, Research and Culture)
    مرکز آموزش عالی سوئد (Swedish Center for Higher Education)
یونان: وزارت ملّی آموزش، پژوهش و دین (Ministry of National Education, Research and Religion)
لاتویا: وزارت آموزش و علوم (Ministry of Education and Science)
اسلونی: وزارت آموزش، علوم و ورزش (Ministry of Education, Science and Sport)
به منظور فراهم آوردن امکان مقایسه موارد فوق با یکدیگر، کلیه این موارد در قالب جدول شماره 1 نشان داده می‌شود.

3. بررسی نحوه نام‌گذاری نهاد آموزش در کشورهای گوناگون و پیشنهادهایی برای حوزه آموزش کشور
در این بخش، به بررسی نحوه نام‌گذاری نهاد متولّی آموزش در کشورهای گوناگون و مطالب مرتبط با آن می‌پردازیم. اوّلین نکته‌ای که می‌توان به آن اشاره کرد این است که در بسیاری از کشورها، بر خلاف کشور ما، آموزش پیش  و پس از دانشگاه به صورت یک پیوستار در نظر گرفته شده است و لذا تصدّی آن نیز بر عهده یک نهاد –وزارت آموزش- گذاشته شده است که این خود گویای بسیاری از مسائل است. البته در تعدادی از کشورها نظیر ایتالیا و لهستان، کامرون و نیز برخی از کشورهای اسلامی نظیر ازبکستان، عربستان، لبنان، عمان، عراق، کویت و اندونزی این تفکیک صورت گرفته است. حال باید این نکته بررسی شود که تصدّی امور تعلیم و تربیّت کشور توسط دو وزارتخانه حاوی چه نکات مثبت و منفی است. چرا که بسیاری از صاحب‌نظران ایرادهای بسیاری را بر جداسازی وزارت «آموزش و پرورش» از «آموزش عالی» وارد می‌دانند. به عنوان مثال، باقری (به نقل از خورسندی طاسکوه، 1385) بر این باور است که این جداسازی منجر به گسست انگیزشی (بی‌انگیزه و یا کم‌انگیزه بودن دانشجویان جدیدالورود برای ادامه تحصیل در رشته تحصیلی انتخابی خود)، گسست محتوایی (نبود هم‌پوشی لازم بین محتوای دروس آموزش متوسطه و آموزش عالی) و گسست روش شناختی (آشنا نساختن دانش‌آموزان با روش پژوهش و تفکر انتقادی) میان «آموزش و پروش» و «آموزش عالی» شده است. لذا، در صورتی که وزن و اهمیّت نکات مثبت این جداسازی بیش از نکات منفی آن است، سعی گردد تا با ارائه یک سری از راهکارها به برطرف نمودن نکات منفی و کاستی‌ها پرداخت. اما، چنان‌چه وزن و اهمیّت نکات منفی بیش از نکات مثبت است با بررسی‌های جامع و دقیق طرحی نو به منظور ادغام دو وزارتخانه «آموزش و پرورش» و «آموزش عالی» درافکنده شود. هم‌چنین، پیشنهاد می‌گردد تا پژوهش‌هایی پیرامون جداسازی آموزش پزشکی از آموزش عالی بر اساس پیامدهای آن و نیز بر اساس تجربیّات جهانی صورت پذیرد، تا درباره ادامه روند جدا بودن این دو عرصه از یکدیگر و یا ادغام آنها با یکدیگر تصمیم‌گیری شود. چرا که در اکثر کشورها و نیز کشورهای پیشرفته (به عنوان مثال ایالات متحده و بریتانیا) آموزش پزشکی از آموزش عالی جدا نشده است. هم‌چنین، از آغاز تأسیس «وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی» در سال 1364تا کنون، تلاش‌های بسیاری برای بازگرداندن آموزش پزشکی به دامان آموزش عالی صورت گرفته است که هیچ کدام به ثمر ننشسته 3 است  (ناصری، 1396). این خود ضرورت بررسی دیدگاه‌های مخالف و موافق این جداسازی را نشان می‌دهد.
    نکته دیگر این‌ است که در برخی از کشورها امور مربوط به حوزه تعلیم و تربیّت با امور مربوط به حوزه‌هایی چون امور پژوهش، فنّاوری، علوم، جوانان، ورزش، فرهنگ و توسعه منابع انسانی ذیل یک نهاد یا وزارتخانه پیگیری می‌شوند. این نکته حاکی از آن است که در این کشورها به نوعی سعی شده است تا منابع انسانی و نیروی جوان و نوجوان خود را به صورتی هماهنگ و در قالب یک سری از حوزه‌های هم‌افزا تربیت نمایند. حال تفاوت کشورها در انتخاب حوزه‌های هم‌افزا و متعامل با آموزش است. به عنوان مثال، در کشورهای صربستان، اسپانیا، ژاپن و جمهوری چک بخش آموزش عالی و بخش ورزش در یک وزارتخانه سازمان‌دهی شده‌اند. چنان‌چه به جایگاه این کشورها در المپیک نگاهی بیندازیم متوجه می‌شویم که رتبه خوبی دارند و هر یک نسبت به جمعیّت خود جزء کشورهای موفّق در عرصه ورزش محسوب می‌شوند. نکته جالب در نگاه این کشورها به مقوله ورزش به عنوان مکمل آموزش است. هم‌چنین، در کشورهای جمهوری چک آموزش عالی و امور جوانان تحت عنوان یک وزارتخانه تجمیع شده‌اند.
در کشورهایی چون کره جنوبی و هندوستان – که اخیرا پیشرفت‌های شگرفی در حوزه علم، فنّاوری و اقتصاد داشته‌اند-  به آموزش به عنوان موتور محرّک توسعه منابع انسانی نگریسته می‌شود و ذیل یک وزارتخانه به این دو مورد پرداخته می‌شود.  هم‌چنین، در کشورهایی نظیر ایسلند، ژاپن، هلند و سوئد امور مربوط به آموزش و بخش فرهنگ در یک وزارتخانه مورد بررسی قرار می‌گیرند. نیز، کشورهای سوئد، نروژ، ایتالیا، آلمان، استونی، کرواسی و فرانسه امور مربوط به آموزش و پژوهش را ذیل یک وزارتخانه پیگیری می‌کنند. در ادامه، حوزه‌هایی که کشورهای مختلف برگزیده‌اند تا امور آن ها به همراه امور بخش آموزش ذیل یک نهاد پیگیری شوند، تحت عنوان «حوزه متعامل آموزش» بر اساس میزان تکرار و در قالب جدول شماره 2 ارائه می‌شوند.  

همان‌گونه که مشاهده می‌شود، 37 درصد از کشورهای موجود در جدول 2، حوزه علوم را به عنوان حوزه متعامل آموزش برگزیده‌اند که رتبه اوّل را در میان نه حوزه علوم، پژوهش، فرهنگ، ورزش، فنّاوری، توسعه منابع انسانی، کارآموزی، دین، و جوانان داراست. پس از آن، حوزه پژوهش با 33 درصد حائز رتبه دوم است. در انتها حوزه‌های دین و جوانان با 3.5 درصد در رتبه آخر جای گرفته‌اند. در ادامه، تعداد کشورهایی که فقط یک حوزه را به عنوان حوزه متعامل با آموزش برگزیده‌اند، و نیز تعداد کشورهایی که دو و نیز سه حوزه را برگزیده‌اند، در قالب جدول شماره 3 ارائه می‌شود.

همان گونه که مشاهده می‌شود، تعداد 13 کشور یک حوزه، 11 کشور دو حوزه، و 1 کشور سه حوزه متعامل با بخش آموزش برگزیده‌اند.
در سال 1379، مطابق با ماده 99 برنامه پنج‌ساله سوم توسعه و با ابلاغ رئیس جمهور وقت، «وزارت فرهنگ و آموزش عالی» به «وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری» تغییر نام یافت. در این تغییر نام، سه حوزه علوم، پژوهش و فنّاوری جایگزین حوزه فرهنگ شدند. سه حوزه علوم، پژوهش و فنّاوری در میان حوزه‌های متعامل آموزش در کشورهای مختلف، به ترتیب با 38، 34 و 11 درصد رتبه اوّل، دوم و چهارم را در میان حوزه‌های مختلف دارند، و حوزه فرهنگ با 19 درصد رتبه سوم را دارد. لذا، پیشنهاد می‌گردد که پیامدهای تغییر نام «وزارت فرهنگ و آموزش عالی» به «وزارت علوم تحقیقات و فنّاوری» مورد مطالعه قرار گیرد و نیز بررسی شود که این اقدام به چه میزان به برآورده شدن اهداف ماده 99 برنامه پنج‌ساله سوم توسعه مبنی بر پیشبرد برنامه‌ریزی، حمایت و پشتیبانی، ارزیابی و نظارت، بررسی و تدوین سیاست‌ها و اولویت‌های راهبردی در حوزه‌های تحقیقات و فنّاوری کمک نموده است. به عبارت دیگر، این نکته بررسی گردد که مطابق با بند 99 برنامه سوم اصلاحات لازم در اهداف، وظايف و تشكيلات وزارتخانه مذکور تا چه حد و چگونه انجام شده است.
در پایان، به نظر می‌رسد با توجه به نیازها و اقتضائات کنونی کشور، می‌توان با اتخاذ برخی از سیاست‌ها و جهت‌گیری‌های کلی زمینه‌ای فراهم نمود که در آن اهداف کلان و نیازهای کنونی جامعه به مدد ظرفیّت بخش آموزش پیگیری شود تا به نتیجه‌ی بهتری در این خصوص دست یابیم. لذا، به نظر می‌رسد که اکنون زمان آن رسیده است، که به منظور افزایش اثربخشی و کارایی دستگاه‌ها و نهادهای حکومتی و حاکمیّتی، به بازنگری اهداف توسعه کشور در قالب بازطراحی دستگاه‌ها و نهادهای مورد نیاز کشور مبادرت نماییم. این بازطراحی می‌تواند صرفاً محدود به حوزه آموزش نباشد، و سایر حوزه‌ها را نیز دربرگیرد. اما از آنجا که تمرکز اثر حاضر بر حوزه آموزش است، پیشنهاد می‌شود مزایای تجمیع حوزه آموزش با سایر حوزه‌ها و راهکارهای تحقّق آن و شناسایی حوزه‌های هم‌افزا نیز مورد بررسی قرار گیرند.



منابع:
برنامه پنج‌ساله سوم توسعه
خورسندی طاسکوه، علی. (1385). نظام ارتباطی آموزش در ایران. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی.
فراستخواه، مقصود. (1388). سرگذشت و سوانح دانشگاه در ایران. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا.
مرندی، سید علیرضا؛ عزیزی، فریدون؛ لاریجانی، باقر؛  جمشیدی، حمیدرضا. (1393). سلامت در جمهوری اسلامی ایران 1393-1357: تولیت، نظام تأمین منابع، ارائه خدمات، آموزش و پژوهش، مسائل مرتبط با سلامت و فرهنگ اسلامی ایرانی. (ویرایش سوم).
ناصری، محمود. (1395). تجربه‌ی آموزش پزشکی و مسئله‌ی دانشگاه: بررسی امکان الگوبرداری از آموزش پزشکی در ایران. قابل دسترس در (http://jahanshahr.net/Post/24).
سخنرانی دکتر نیلی احمدآبادی در مراسم آغاز سال تحصیلی 1397-1396 با حضور ریاست جمهوری، قابل دسترس در (http://ut.ac.ir/fa/news/4640).
http://gene.eu/about-gene/ministries-and-agencies/
http://www.un-spider.org/links-and-resources/institutions/cameroonian-ministry-higher-education-minesupm
http://www.kuwaitculture.com/mohe/mohe-scholarship-application-requirements/mohe-scholarship-application-requirements-and-checklist-students
https://www.mohe.gov.om/?&culture=en


 1-عضو هیئت علمی گروه سیاست پژوهی علم و فناوری پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت
 2-Education
 3- در اوایل دهه 1360 شمسی زمزمه‌هایی مبنی بر جداسازی آموزش پزشکی از آموزش عالی و واگذاری آن به «وزارت بهداری و بهزیستی» وقت شکل گرفت. بالاخره در سال 1364، و بنا به دلائلی چون وضعیت نامطلوب بهداشت و درمان، وضعیت نابسامان آموزش پزشکی و کمبود تعداد پزشکان اعم از عمومی و متخصص (فراستخواه، 1385)، آموزش پزشکی از آموزش عالی تفکیک شد و ذیل «وزارت بهداری و بهزیستی» قرار گرفت و بدین ترتیب «وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی» تأسیس شد. چندی پس از تأسیس این وزارتخانه، نمایندگان مجلس طرحی را مبنی بر بازگرداندن آموزش پزشکی به آموزش عالی در صحن علنی مجلس ارائه کردند که رأی نیاورد. هم‌چنین، دکتر ملک‌زاده وزیر تازه منصوب وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی در ابتدای دوران تصدّی این وزارتخانه در سال 1369 مخالفت خود را با جداسازی آموزش پزشکی از آموزش عالی ابراز کرد، ولی پس از مدتی این اقدام را برای جامعه پزشکی کشور مفید و پربرکت برشمرد. هم‌چنین، با روی کار آمدن دولت هفتم، رئیس جمهور وقت با این جداسازی مخالفت کرد و فرهادی را به دلیل مخالفتش با این جداسازی به سمت وزیر بهداشت گماشت. اما فرهادی هم پس از مدتی به جنبه‌های مثبت این جداسازی پرداخت و در نامه‌ای به رئیس جمهور وقت خواستار حفظ وضع موجود شد. نیز، در سال 1383 و هنگام بازطراحی ساختار وزارت علوم، طبق مصوّبه مجلس مقرر شد که آموزش پزشکی به آموزش عالی بازگردد که با مخالفت وزیر بهداشت وقت، دکتر پزشکیان، مواجه و عملی نشد. هم‌چنین، مرندی و همکاران (1393) با وجود ذکر برخی از دستاوردهای ادغام آموزش پزشکی با وزارت بهداشت، برخی از چالش‌ها را نیز بر این اقدام مترتب دانسته‌اند که در صدر آن‌ها می‌توان به «روشن نبودن اهداف کلان، حیطه‌های راهبردی، و راهبردهای اجرایی و تدوین ننمودن سند ملّی راهبردی مرتبط» اشاره نمود. آخرین موضع‌گیری یکی از مسئولان آن در قبال تفکیک آموزش پزشکی از آموزش عالی، سخنرانی رئیس دانشگاه تهران، دکتر نیلی احمدآبادی، در مراسم آغاز سال تحصیلی با حضور رئیس جمهور در تاریخ 15 مهر 1396 است. وی با اشاره به تفکیک بین آموزش عالی و آموزش پزشکی اظهار داشت: «علیرغم همکاری بسیار خوبی که بین دو وزارتخانه ذیربط و دانشگاه‌های دو طرف و معاونت علم و فنّاوری ریاست جمهوری وجود دارد، این جدایی عملاً کشو را از یک پتانسیل هم‌افزایی ارزشمند محروم کرده و اگر به فرض در دهه اوّل انقلاب این تفکیک ضرورت داشت امروز توجیهی برای ادامه این وضع وجود ندارد، همانگونه که در سایر کشورها هم این رویه ملاحظه نمی‌شود». وی با اظهار اینکه رتبه علمی کشور در سال‌های اخیر بسیار بهبود یافته و تعداد بیشتری از دانشگاه‌های کشور در فهرست دانشگاه‌های معتبر جهان قرار گرفته‌اند، ابراز کرد: «قطعا در صورت یکپارچگی در آموزش عالی رتبه دانشگاه‌های جامعه ایران بسیار بهتر از این می‌بود و دستاوردهای علمی و فنّاورانه بسیار بیشتری نصیب کشور می‌شد».  لذا، به نظر می‌رسد انجام پژوهش‌های تخصصی پیرامون جداسازی آموزش پزشکی از آموزش عالی و مصاحبه با مخالفان و موافقان آن می‌تواند روشن‌کننده بسیاری از مسائل در این خصوص باشد.

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328