سجاد هجری 1

درآمد
امروزه، این سو و آن سو، فرآوان، عبارت «تجربه‌نگاری»، چونان (به مثابه‌ی) روش پژوهش، شنیده یا خوانده می‌شود. گویا، بسامد کاربرد این عبارت، به درستی، نزد «تربیت‌پژوهان» بیش‌تر است. 2
اگرچه بسیاری بدان روی آورده‌اند ولی هنوز کارِ پژوهشی چندانی درباره‌ی «چیستی»، «چگونگی» و «چرایی»ش نشده ولی بررسی آن سه، مانند هر پدیدار دیگر «ناگزیر» (ضروری) است.
از سوی دیگر، «سیاست‌پژوهی» نیز امروزه و در کشور ما، بسیار بر سر زبان‌هاست و کم نیستند کسانی که «داونده» (مدعی) و پیگیرش هستند؛ از این‌رو، باید آن را به خوبی کاوید و پیوند (نسبت)ش را با دیگر پدیدارهای پیوسته/هم‌بسته (مرتبط) مانند «تجربه‌نگاری» بررسید.
در آغاز، بطور «حدس»ی، بنظر می‌رسد که «تجربه‌نگاری» سیاست و راهبردهای گذشته در یک بوم، می‌تواند بـه «سیاست‌پژوهی» امروز آن بوم، یاری رساند؛ بنا بر این، جا دارد از چیستی تجربه‌نگاری سخن رود.
آن‌چه در پی می‌آيد، آغازیست کوتاه، در چیستی تجربه‌نگاری، چونان (بعنوان) درآمدی به پژوهش نهاده‌ی «تجربه‌نگاری و سیاست‌پژوهی»:
«تجربه» در تجربه‌نگاری:
«تجربه» (آزمودن، آزمون، آزمایش، آزموده و ...) 3 را معانی گوناگونست که برخی از آن، میان مردمان (عرف عام) و برخی میان پژوهش‌گران و دانشیان (عرف خاص) بکار می‌رود.
یکی از معانی «تجربه»، «مشاهده» (بالمعنی الاعم 4)، «شدشِ (انفعال 5 ) حواس»، است که بدان، «مواجهه» نیز می‌توان گفت و آن در پی کنش‌هاست. «مشاهده 6» با حواس ظاهری (دست‌کم، پنج‌گانه) و باطنی‌ست. آن، «متفرّد» است و درش، «تکرّر» نیست. در پیِ (نتیجه‌ی) مشاهده ، «گزاره» (قضیه)ای «جزء»ی 7 است که اگر برخاسته از «حواس ظاهری» باشد، بدان «مشاهده» (مشاهدات) یا «محسوس» (محسوسات) گویند و اگر تنها «برخاسته» (ناشی) از «حواس باطنی» باشد، آن را «وجدانی» (وجدانیّات) گویند.
معنای دوم تجربه، «استقرا[ء]»ست که بدان «استیفا[ء]»، «تصفّح»، «استیعاب» و ... نیز گویند. استقرا 8، مشاهده‌ی «مکرَّر» (متکثّر) و متنوّع ا‌ست. هم‌چنین، «رسیدن» (دست یافتن: حصول) 9 بـه «گزاره»ای «کل»ی از گزاره‌های «جزء»ی (مشاهدات) در پیِ (بدست آمده از) «مشاهده»های چندباره و گوناگون را نیز «استقرا» گویند. 10
سومین معنای تجربه، قیاسی‌ست که یکی از مقدّمات آن، از «تجربه» به معنای دوم یا همان استقرا، «مشاهده‌ی چندباره و گوناگون»، بدست می‌آید و مقدمه‌ی دیگرش، کبرای «مشهور» (و پنهان: خفِّی 11) «الاتّفاقی لایکون دائمیّاً ولاأکثریّاً» 12 است. مقدمه‌ی نخست این «تجربه»، اثبات «همیشگی» (دائمی) یا «بیش‌تری» (اکثری) بودن «وصف»ی برای «طبیعت» یا «ذات»ی با مشاهده‌ی چندباره و گوناگون افراد آن طبیعت‌ است. این قیاس با کبرای پنهان «حکم الأمثال فیما یجوز وفیما لایجوز واحد» 13 و صغرای «مماثلت» (مانستگی) چندین پدیدار که بدان‌ها «امثال» گویند، هم‌چنین با کبرای «ما صح علی الطبیعة صح علی الفرد بالذّات 14 وما صح علی الفرد بالذّات صح علی الطبیعة» 15 و صغرای «فردیّت بالذّاتِ» پدیدارهایی که همه «وصف»ی یکسان دارند، برای «طبیعت»ی، نیز ساخته می‌شود. باید گفت که پیامدِ (نتیجه‌ی) این قیاس‌ها، مجَرَّب، را نیز «تجربه» نامیدند.
با دقّت در نمونه‌های آشکار و نام‌آشنای «تجربه‌نگاری»، به نظر، «تجربه» در آن، به معنای نخست است زیرا تجربه‌های نگاشته شده، هر یک، چونان «خاطره»ای بی‌تکرار (نه تکرارناشدنی!)ست که گاه، نوشتن آن تجربه‌های «متفرّد» (و متشخّص) را «خاطره‌نویسی» که میان مردم، پرکاربردست و در کتاب‌های «روش تحقیق» نیز از آن نام‌برده شده، گویند؛ ولی باید بررسید: «آیا می‌توان «تجربه‌نگاری» را با کاربردهای دوم و سوم تجربه نیز تعریف کرد!؟»؛ زیرا تجربه در کاربرد نخست، به تنهایی، چندان کارا و سودمند نیست و حتی شاید بتوان گفت: بطور عقلائی، چندان «حجّت» نیست و حتی بیش‌تر، کارکرد «هیجان»ی دارد!
تجربه‌نگاری و حجیّت
کلیدواژه‌ی نام‌آشنای قرآنی «عبرت» و آمیزه‌هایش، فرآوان، بکار می‌رود! «عبرت» (-ِ تاریخی!) را «آماج» (هدف) دانش تاریخ گفته‌اند و پیش‌تر، نهاده‌ی تاریخ را «ما یعتبر به» دانسته‌اند. آشکارست که «تجربه» در همان معنای نخست، چیزی جز رویدادی تاریخی نیست. در جاهای دیگر، بررسی شده که عبرت یا «اندیشه- نگریک» (فکری- نظری) است یا «روان‌پالایانه» (کاثارسیس‌گونه) که این دومین، همان کارکرد هیجانی‌ست که یاد شد! اگر در کاربردهای عبرت بیندیشند، عبرت (گرفتن/آموختن) در پیوند تجربه در معنی نخست است؛ یعنی تکرارناشده؛ ولی مستلزم «حجیّت»! آیا این «استلزام» درست است!؟ هم‌چنین گفته می‌شود: «فلان ذکر/دارو مجرّب‌ست» که مجرّب-بودن را برای حجیّت داشتن و سفارش (تجویز/توصیه) کردن به دیگری، بسنده می‌دانند! باید پرسید: «حجیّت مجرب از چه روست؟»
همه می‌دانیم که در بسیاری از کتاب‌های منطقی، اگر چه نقدپذیر است، «مجرّبات» (تجربه‌شده‌ها در معنی سوم) را «یقین»ی و از مبادی «صناعت برهان» دانسته‌اند! در این‌جا، «حجیّت» (تعذیر/تنجیز) که عقلائی‌ست و درباره‌ی (معطوف بـ) «عمل»، نیازمند «یقین منطقی/مضاعف» نیست و «قطع اصولی» برایش بسنده است و در «مجرّبات»، این «علم عرفی/عادی» که حجّت است، بدست می‌آید و می‌توان به سادگی، گفت: «مجرّبات» حجّت‌اند؛ از این‌رو، اگر بخواهند که از «تجربه‌نگاری» برای «عمل» بهره برند، نیازمند حجیّت عقلائی‌اند و برای بدست آوردن این حجیّت، باید «تجربه» در معنی سوم را نگریست (لحاظ کرد) و در شناساندن (تعریف) تجربه‌نگاری، بکار برد، اگر چه می‌توان گفت: از آن‌جا که نگارش تجربه در معنای نخست، آغازین/نخستین گام بنیادین «تجربه‌نگاری»ست و نام‌گذاری (تسمیّه‌ی) «تجربه‌نگاری» که شیوه‌ای در «مستندسازی»ست، بر پایه‌ی شیوه‌ی پرکاربرد «تسمیّة الشیء باسم جزئه» است.
پایان این بخش
باید کوتاه و فشرده، دانست: «تجربه‌نگاری» که ریشه در «تاریخ» دارد و گونه‌ای «تاریخ‌نگاری/نویسی»ست، در «نهاده/موضوع»های (به ویژه کارکردی) گوناگون انسانی/بشری، انباشتی از دانش (بومی: در «زمان- مکان»ی) بدست می‌دهد که با آن می‌توان بـه «نگره» (نظریه) و الگویی سازگار (با بوم) در آن نهاده، رسید. بخش‌های دیگر این یادداشت، بدین مهم می‌پردازد.


  1-عضو هیئت علمی گروه سیاست پژوهی سیاسی پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت
  2-بسیاری، «تجربه‌نگاری» را ارزنده‌ترین روش بدست آوردن «الگوهای تربیت(ی)» دانسته‌اند.
  3-برابرنهاد «تجربه» را در فارسی، اگر¬چه «سنجیدن» نیز سازگار (مناسب) آن‌ است ولی بیش‌تر، «آزمودن» (و مشتقاتش) گفته‌اند؛ چنان‌چه در نثر و نظم‌های «آزموده را آزمودن خطاست»، «آزمودم عقل دوراندیش را ...»، «آزمودم مرگ من در زندگی‌ست ...»، «جهان را دیده‌ای و آزمودی ...» و ... می‌توان دید. در تازی نیز گاه واژه¬ای «امتحان»، «ابتلاء» و «اختیار» را برابر آن می‌نهند.
  4-مشاهده بالمعنی الاخص، تنها با چشم‌ است و نیروی بینایی (باصره) ولی مشاهده بالمعنی الاعم، بشُدِش هر یک از حواس گفته می‌شود.
  5-در این‌که حواس که «نیروهای شناختی» (قوای ادراکی) نفس‌اند، فعّالند یا منفعل، گفتگوست ولی مشهورست که آن‌ها در برابر «نیروهای جنباندنی» (قوای تحریکی)، «منفعل»اند.
  6-در حقیقت، «انفعال» حضوری و گزاره‌ی در پیش، حصولی‌ست.
  7-در برابر «کل»ی
 8- آن در اصل لغت از ریشه‌ی «قری» (جمع) و بمعنی «استجماع» است.
  9-یا «دست یازیدن» (تحصیل)
  10-استقرا با دو گونه‌ی «تام» و «ناقص» می¬بخشند و معمولانه، «مقسم» را «حصول یا تحصیل گزاره‌ای کلّی از جزئیّات» می‌دانند ولی شاید آن، استقرا در معنی «مشاهده‌ی چندباره و گوناگون» باشد.
  11-به قیاسی که یکی از مقدّمات آن «خفی» یا «مضمر» یا «مرتکز» است، «قیاس ضمیر» گویند.
  12-«بخت‌آمدی (پیشآمدی) نمی‌تواند همیشگی یا بیش‌تری باشد»
  13-«دستورِ مانندها چه شدنی و چه ناشدنی باشد، یکسان ا‌ست»
  14-تعریف «فرد بالذّات» در برابر «فرد بالعرض» که بدان، «معنی» (در برابر مفهوم و مصداق) و «حقیقت» نیز گویند، دشوارست. می‌توان گفت: «فرد بالذّات» فرد طبیعتی‌است از «حیث» (جهت) آن طبیعت و بی‌لحاظ و اعتبار «عوارض» فردی (یا شخصی!)ش. هم‌چنین می‌توان گفت: «فرد بالذّاتِ» طبیعتی آن ا‌ست که طبیعت از آن حیث و اعتبار بر آن فرد، صدق می‌کند و آن فرد مصداقش است. هم‌چنین می‌توان گفت: «فرد بالذّات» فردی‌ست که طبیعت با «حمل اولی ذاتی» بر آن حمل می‌شود. هم‌چنین می‌توان گفت: «فرد بالذّات» آن فردیست که طبیعت بی‌واسطه در عروض بر آن حمل و بدان اسناد داده می‌شود.
  15-«هرچه برای «طبیعت» است برای «فرد بالذّات» است و ...»

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328