حسین بوذرجمهری1

استراتژی فريب

سون‌زو در فصل اوّل کتاب خود می گوید: «راه و رسم رزم آوری (و آیین رزم)، فریب و اغفال است؛ به همین دلیل هنگام توانایی، تظاهر به ناتوانی کنید؛ هنگام فعّالیت، تظاهر به عدم فعّالیت کنید؛ هنگام نزدیک بودن، وانمود کنید که دور هستید؛ هنگام دوری، تظاهر کنید که نزدیکید.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 42)  او به فریب رقیب اهتمام بسیاری می ورزد و مدام تکرار می کند که نباید رقیب از استراتژی های شما آگاه باشد: «نقشه های تان را چون شب مبهم و تاریک نگاه دارید، آنگاه در زمان حرکت، چون رعد بتازید.»(واتسون، 2017) و همچنین می گوید: «به او در جایی که فاقد آمادگی قبلی است حمله کنید و در جایی حضور یابید که انتظار شما را ندارد؛ البته این تدابیر ویژه ی نظامی برای پیروزی نباید پیش از موعد برملا گردند.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 43)  سون‌زو در این عبارت علاوه بر این که می گوید باید بر نقاط ضعف دشمن، یعنی جایی که او فاقد آمادگی است حمله کنید، بلکه می گوید دشمن را نیز باید فریب دهید تا برای او آشکار نشود که از نقاط ضعف وی آگاه شده اید.

سون‌زو علاوه بر نامشخّص بودن طرح ها و استراتژی ها به نامشخّص بودن آرایش و سازماندهی نیز اشاره می کند تا از این راه رقیب از وضعیت آمادگی و تشخیص نقاط قوّت و ضعف سازمان عاجز بماند: «در ازدحام، شلوغی و بی نظمی، آشوب و آشفتگی (ظاهری) ستیز و کارزار، احتمال عدم آشوب و آشفتگی هم هست. محیطی گل آلود، آشوب ناک و درهم و برهم (ظاهری برای فریب دشمن و نظم و انضباطی عمیق در باطن برای شکست دادن او). شکل و آرایشی گرد (و بی سرو ته دارند)؛ در عین حال این گواهی ضدّ شکست است.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 74)  مبنی بر آنچه که در استراتژی پیروزی با سهولت گفته شد، رقیب نیز سعی می کند نقاط قوّت خود را بر مبنای نقاط ضعف شما سازماندهی کند؛ امّا با فریب وی، زمانی که رقیب از نقاط قوّت و ضعف شما آگاه نباشد، او نخواهد توانست نقطه ی قوّت مشخّصی برای خود مهیّا کند بنابراین در همه جا آماده خواهد بود و آمادگی وی در همه جا به ضعف او در همه جا خواهد انجامید: «معلوم نبودن نقطه ی شروع نبرد، موجب آمادگی دشمن در همه جا خواهد شد (و در نتیجه ی این آمادگی دامن گستر، نیروی او متفرّق و در همه جا ضعیف خواهد شد). بنابراین من جنگ را آنجا که نیروهای دشمن (در برابرم) اندک (و ضعیف) هستند به راه می اندازم.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 82)  سون‌زو هم چنین می گوید: «هنگامی که شما آرایش ندارید و بسیار پراکنده و نامنسجم به نظر می رسید، جاسوسان هرقدر هم هوشمند باشند، توان کشف طرح ها و تدابیر (و راهبردهای) شما را ندارند؛ زیرا شاید عوامل آرایش و مکان پیروزی (بر اساس تاکتیک ها و تحرّکات دشمن) را همگان بفهمند امّا نمی توانند (عمق کار را در حدّ یک فرمانده کاردان) درک کنند.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 83)

با وجودی که ممکن است آشفته کردن آسان باشد امّا مدیریت کردن وضعیتی آشفته بسیار سخت تر از مدیریت وضعیتی منظّم است بنابراین آشفتگی، ناشی از نظمی پولادین است و سون‌زو در این باره می-گوید: «بدیهی است که تظاهر به بی نظمی و آشوب، حاکی از (توان بالای اداره کردن و) مدیریت، تظاهر به ترس حاکی از شجاعت و تظاهر به ضعف حاکی از قدرت است. اداره کن و خود را بی نظم و آشفته بنما؛ نیرو یعنی شجاع باش و خود را ترسو نشان بده. قوی باش و خود را ضعیف نشان بده.»(مؤذن‌جامی، 1389، صص. 74-75) و همچنین می گوید: «حد کمال آرایش یک لشکر، رسیدن به بی آرایشی (ظاهری) است.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 83)

تومو در تفسیر این سخن سون‌زو می گوید: «معنی این بند این است که اگر بخواهی تظاهر به آشفتگی و بی ترتیبی بکنیم تا دشمن را اغفال کنیم قبل از هرچیز باید خودمان دارای انضباطی محکم باشیم. فقط در یک چنین شرایطی است که می توان به آشفتگی و بی نظمی تظاهر نمود. کسی که خود را به بزدلی و ضعف نفس می زند و با وجود این تظاهر همیشه در کمین دشمن است باید قوی دل و با شهامت باشد زیرا فقط در این صورت است که می تواند خود را به ترسو بودن بزند. آن کسی که میل دارد به ضعیف بودن تظاهر کند و در نتیجه دشمن را لاف زن و رجزخوان سازد باید فوق العاده قوی باشد. فقط در این صورت است که او خواهد توانست به زبونی و ناتوانی تظاهر کند.»(کی، 1358، ص. 182)

وارد کردن رقیب به زمین بازی خود، که پیش از این اهمیّت آن ذکر شد، قطعاً بدون فریب او رقم نخواهد خورد و سون‌زو نیز با وقوف به این مسئله، راه حلی برای فریب او پیش نهاد داده است: «آنچه را دشمن می خواهد به او بدهید تا مطمئن شود؛ در نتیجه، او به تصوّر استفاده از موقعیّت (و ضعف ظاهری شما) اقدام خواهد کرد.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 76)  قسمت اوّل این عبارت در واقع «دکترین شیطان» در فریب است؛ همان طور که شیطان خواسته های کوچک انسان را بزرگ نشان می دهد و سپس به آن ها پاسخ می گوید تا اغفال شود و به نیازهای اساسی خود دست نیابد، سون‌زو نیز این دکترین را برای فریب دیگران پیشنهاد می دهد. به علاوه سون‌زو در قسمت دوّم این عبارت می گوید مضاف بر اینکه رقیب باید فریفته شود تا نتواند ضعف شما را بیابد، باید او را فریفت تا ضعفی خیالی برای شما تصوّر کند تا با استناد به ضعف هایی که وجود ندارند؛ استراتژی خود را تدوین کند؛ بنابراین پیشاپیش مشخّص است که استراتژی او ناکارآ خواهد بود؛ این است حمله به استراتژی دشمن و بهترین و کم هزینه ترین نوع پیروزی. تومو در این باره داستانی نقل می کند: «در پی حمله ی «سومائی» به مقرّ «چوکولیانگ» او دستور داد پرچم ها را پایین بیاورند و بر طبل ها نکوبند و کسی از شهر خارج نشود. سپس دروازه های شهر را گشود و سربازان خود را در کوچه و خیابان های آن پراکنده ساخت. سومائی گمان کرد که فریبی در کار است و دامی برایش گسترده شده، لذا به سرعت لشکر خود را به سوی کوهستان های شمال کشانید؛ امّا فریبی در کار نبود و بعدها که سومائی از حقیقت امر آگاه شد، از شدّت تأثیر و تأسّف از پای درآمد.»(کی، 1358، ص. 191)  در این داستان به ظرافت دیده می شود که با وجود بی نظمی و آشفتگی، نظمی پولادین در لشکر «چوکولیانگ» حاکم بوده است و قطعاً آن‌ها به حدّی قدرتمند بوده اند که در صورت وخامت اوضاع بتوانند وضعیّت را مدیریت کنند امّا آن‌ها نه تنها به دنبال پیروزی بوده اند بلکه بهترین نوع و کم-هزینه ترینِ آن‌ها را انتخاب کرده اند و با فریب دشمن او را به زمین فکری خود کشاندند تا به استراتژی او حمله کنند؛ در نهایت استراتژی سومائی بر پایه اطلاعات غلط شکل گرفت و این استراتژی به شکست انجامید و چنین شکستی به حدّی برای دشمن سنگین بوده و خواهد بود که از شدّت تأثّر از پای درآید!

استراتژی پیروزی سریع

سون‌زو هنگام تحلیل استراتژیک و همچنین استفاده از فرصت ها به صبر کردن و منتظر ماندن توصیه می کند امّا در ورطه ی عملی کردنِ استراتژی ها، توصیه ی دیگری دارد: «بگذارید افراد با (تجمیع و سپس رهاسازی) نیرو بجنگند، نظیر کنده های درخت و سنگ های بی حرکت در جایی آرام، در صلح آسوده و برجای باشید و در خطر وارد عمل شوید... به همین دلیل جنگاوران کاردان افراد را به گونه ای هدایت می کنند که نیروی تجمع یافته آن‌ها به سان رها شدن سنگ های غلتان از فراز هزار قولاج به پایین اثر کند؛ این است نیرو و انرژی.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 76)  دکتر مؤذّن جامی درباره این عبارت می گوید: «یعنی دست یابی به نتایج بزرگ، از طریق نفرات کم، به شرط تجمیع قوا ممکن است.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 76)  سون‌زو همان طور که در مثال «فرود هاون بر سر تخم مرغ» نیز اشاره داشت، در ورطه ی عمل به حرکات سریع و کوبنده و برق آسا توصیه می کند به صورتی که رقیب در شوک قرار بگیرد: «جنگاور کاردان همچون نیرویی خطرناک و دفعتاً خردکننده است؛ (نیرویی) پر قدرت چون کمان فنردار (خرد کننده) چون دستگاه پرتاب.»(مؤذن‌جامی، 1389، صص. 73-74)

سون‌زو در باب وضع سازمان در وهله ی اجرا می گوید: «(پیشروی او) چون باد تند و سریع، (و نظم و ترتیب او) چون جنگل باقی و پرشکوه، (و حمله و غارت او) چون آتش مهاجم و تاراج گر، (و در توقّف) چون کوه بی حرکت و نستوه و استوار، دست یابی به (اطّلاعات و آگاهی از طرح ها و نقشه-های) او دشوار چون (سایه و) ابر، حرکت (و جابه جایی و حمله ی) او پر هیاهو و غرّنده چون تندر است.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 90)  این نمادها نشان گر وضعیت حرکت سازمان هستند. سازمان در زمان تحلیل استراتژیک و تبیین استراتژی هر آنچه می تواند و باید، تأمّل کند امّا زمانی که وارد صحنه شد باید پرانرژی، سریع و استوار باشد چنان که دست یابی به او غیرممکن گردد و نماد حرکتِ غرّنده و پرهیاهوی سازمان به معنای تبلیغاتِ ناگهانی و همه گیر او است که جلال و شکوهی از او در دل مردم خواهد ساخت چه اینکه «آشکار کردن هر چیز پیش از استحکام پذیری، مایه تباهی آن است.» (امام صادق علیه-السّلام) 2 (حکیمی و همکاران، 1394)

سون‌زو در هنگام بوجود آمدن فرصت ها نیز سرعت را پیشنهاد می کند: «اگر دشمن دری را گشود (و بهانه ای به دست شما داد)، فوراً داخل شوید و استفاده ی لازم را از آن به عمل آورید، پیش از او گام بردارید.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 133)  جای دیگری که او سرعت عمل را توصیه می کند در زمان تصاحب «زمین» است و پیشنهاد می کند که «برای حضور در محل، از او پیشی بگیرید (و دشمن را عقب بگذارید).»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 80)  در نهایت باید گفت از نظر سون‌زو «سرعت و نیروی موج خروشان و سهمگین سیلاب، سنگ‌های موجود در جریان خود را جابه جا می کند. این (نماد) نیرو (و انرژی) است.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 73)  بنابراین رها شدن یکباره ی انرژی است که پیشروی را میسّر می کند. مشهور است، تاکدا شینگن ژاپنی این جمله را شعار خود کرده بود: «سریع چون باد، پر شکوه چون جنگل، تاراج گر چون آتش، نستوه چون کوه، دست نیافتنی چون ابر، غرّنده چون تندر.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 90) 

استراتژی نبرد در زمین مرگ (تبدیل مضار به مزایا)

یکی دیگر از استراتژی‌هایی که سون‌زو در کتاب هنر جنگ خود بیان می کند استراتژی «نبرد در زمین مرگ» است. او در فصل 11 کتاب هنر جنگ، 9 گونه زمین یا موقعیّت را تعریف می کند و می گوید «زمینی که در آن ارتش جز از طریق زد و خورد تا آخرین نفس و به کارگرفتن همه ی انرژی حاصله از یأس و نا امیدی (همانند گربه مأیوسی که چشم پلنگ را در می آورد) نتواند به زندگی و بقای خود ادامه دهد؛ چنین زمینی «کشنده» نامیده می شود.»(کی، 1358، ص. 247)  تمثیل گربه ی مأیوس و پلنگ به خوبی نشان می دهد که وقتی شما در وضعیّت ضعف قرار دارید و چیزی برای از دست دادن نداشته باشید، تهدید را به فرصت تبدیل کرده و تا آخرین نفس خواهید جنگید. «لی چو آن» در تفسیر این عبارت سون‌زو می گوید: «وقتی که ارتشی از روبرو به وسیله ی کوه و از پشت سر به وسیله ی مانع رودخانه متوقف شده است، در یک چنین وضعی باید با فوریتی هرچه تمام تر وارد عمل شده و وقت را به امّا و اگر و دست به دست کردن تلف نکند وگرنه خطری حتمی در کمین است.»(کی، 1358، ص. 247)  بنابراین مشخّص می شود چنین زمینی جایی است که راه فرار در آن وجود نداشته باشد یعنی از یک طرف با موانع طبیعی چون کوه محصور است و از طرف دیگر دشمن را روبروی خود می یابد.

طبق این استراتژی سون‌زو به عمد نیروهای خود را در زمین مرگ می برد تا راه فرار نداشته باشند: «افراد را در وضعیّت هایی قرار دهید که در آن جا امکان فرار نباشد، جایی که بمیرند و نگریزند. هنگامی که افراد در آستانه ی مردن و آماده ی مرگ باشند، چه کاری است که نتوانند آن را انجام دهند؟ آن ها همه ی توان و نیروی خویش را به کار خواهند بست. (و پیروزی را کسب خواهند کرد.)» (مؤذن‌جامی، 1389، ص. 125) این استراتژی نوعی تبدیل تهدید به فرصت است و حتّی گامی فراتر از آن یعنی ایجاد تهدید عمدی برای به دست آوردن فرصت؛ امّا او این خطر را تنها در ظاهر تهدید می داند چرا که او می گوید اگر سربازان در زمین مرگ قرار نگیرند و «در خاک دشمن وارد نشده باشند، پراکنده می-شوند.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 130)  سون‌زو نوع دیگری از زمین را به نام «زمین پراکندگی» معرفی می کند و آن جایی است «که فرمانروا در زمین خود می جنگد.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 122)  تسائو تسائو درباره ی این زمین می گوید: «در اینجا افسران و سربازان برای بازگشتن به سر خانه و زندگی خود که نزدیک است شتاب زده اند.»(کی، 1358، ص. 245)  بنابراین سون‌زو جنگیدن در زمین پراکندگی را به هیچ وجه توصیه نمی کند.

سون‌زو «اتّحاد و یکدلی» بین سربازان را فرصت دیگری می داند که نبرد در زمین مرگ ایجاد می-کند: «هنگامی که کسی در عمق خاک دشمن نفوذ کرده باشد، افرادش متمرکز (و متّحد و یکدل) می-شوند؛ در این حالت کشور میزبان (مدافع) قادر به غلبه بر آن‌ها نخواهد بود (و امکان پیروزی نخواهد داشت)... هنگامی که افراد در وضعیّت ناامیدی (و از جان گذشتگی) قرار گیرند از هیچ چیز نمی-ترسند؛ هنگامی که در عمق خاک دشمن نفوذ کرده باشند با یکدیگر (همدل و با هم) متّحد می شوند. هنگامی که چاره ی (دیگری) نمانده باشد به نبرد تن به تن خواهند پرداخت. از این رو اینگونه سربازان بدون تعلیمات نظامی هشیارند؛ بدون درخواست، (خواسته ی شما را) انجام می دهند؛ بدون پیمان، صمیمی هستند؛ بدون دستور، اعتماد دارند.»(مؤذن‌جامی، 1389، صص. 124-125) پس همانطور که او می گوید در چنین وضعیّتی هیچ ترسی بر افراد نخواهد بود و با گذشتن کامل از تعلّقات دنیایی کاملاً گوش به فرمان بوده و صمیمانه اطاعت خواهند ورزید. او تبدیل کردن شکست به پیروزی را فقط با نبرد در زمین مرگ  ممکن می داند: «فقط اگر لشکریان را در وضعیّت های آسیب و خطر قرار دهید آن‌ها شکست را به پیروزی تبدیل خواهند کرد»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 132)

در تبیین کاربرد این استراتژی توانایی بحث های طولانی وجود دارد؛ مثال های آن را از حوزه های نظامی، سیاسی، اقتصادی و... گرفته تا حتّی در زندگی روزمرّه ی خود نیز به وفور می بینیم. آن چه که در شخصّیت افراد از آن بعنوان «دقیقه ی نودی بودن» یاد می کنیم حاصل قرار گرفتن در بن بست است. تا قبل از رسیدن به «دقیقه ی نود» در زمین پراکندگی قرار داریم، جایی که نیرویمان متّحد و یکپارچه نیست و توانایی پرداختن به امور دیگر وجود دارد امّا با نزدیک شدن به «ضرب الاجل» گویی انسان در زمین مرگ قرار می گیرد بنابراین مصمّم و با نیرویی یکپارچه به سوی هدف حرکت می کند. عبارت انگلیسی «deadline» نیز با اشاره با «زمانِ مرگ» به خوبی مفهوم «زمین مرگ» را درون خود مستتر دارد. در لغت نامه ی دهخدا آمده است واژه ی «اجل» نیز دارای معانی مختلفی است: «اجل . [ اَ ج َ ] (ع اِ) گاه . هنگام . زمان || زمانه . || مرگ . || زمان مرگ.»(دهخدا، 1377) اگر آن را به معنای «زمان مرگ» در نظر بگیریم نیز مفهوم «زمین مرگ» را می رساند.

اگر از مثال های مربوط به زندگی شخصی خود عبور کنیم و به زندگی بزرگان نظری بیافکنیم آنگاه می بینیم عمده ی افراد تأثیرگذار بر تاریخ در رفاه و تن پروری زندگی نکرده اند و همواره سختی را به جان خریده اند و حتّی فراتر از آن، بزرگان از مشکلات و سختی ها فرار نکرده اند بلکه به سوی آن ها گام برداشته اند. همان طور که مشهور است «احتیاج مادر اختراع است» و این برداشتی از «تبدیل تهدید به فرصت» است به گونه ای که سختی ناشی از احتیاج توسّط اندیشمندان، اختراع را باعث شده است.

شهید مطهّری در باب مفهوم «درد» در کتاب انسان کامل خود این گونه نظر داده است: «فرق انسان و غیر انسان در این است که انسان صاحب درد است... درد در عین اینکه انسان را ناراحت می‌کند، موجب آگاهی و بیداری برای انسان است... این درد مثل یک مأمور نافذالحکم انسان را وادار به چاره جویی و او را مأمور می‌کند که زود در فکر حل مشکل برآید. چون درد است، انسان را ناراحت می‌کند و دائماً به او می‌گوید هرطور هست این درد را درمان کن... بی دردی مساوی است با لَختی، بی حسی، بی شعوری، بی ادراکی.»(مطهری، صص. 132-133) بنابراین با ادراک «درد» انسان به دنبال رفع منشأ آن بر می آید و از نگاه شهید مطهّری این ویژگی انسان را از دیگر موجودات متمایز می سازد چه این که حیوانات تنها درد گرسنگی و بقاء و نیازهای جنسی را درک می کنند و در پی رفع آن ها می روند امّا انسان با درک دردهای متعالی در پی رفع آن ها می رود. با توسعه و تعمیم این مفهوم اساساً در می یابیم که انسان به طور کلّی در «زمین مرگ» آفریده شده است. در جایی که با محدودیّت های ذاتی از جمله محدودیّت در عمر خویش مواجه است و هیچ راه گریزی ندارد و از طرف دیگر به انبوه امتحانات و مشکلات مواجه است و باید از پس نفس خود و شیاطین بر آید تا بتواند به پیروزی و رستگاری نایل آید: «وَ لَنَبْلُوَنَكُمْ بِشَيءٍ مِنَ الْخوفِ وَ الجوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الْاَمْوالِ وَ الاَنفُسِ وَ الثَمَراتِ وَ بَشِّرِ الصابِرينَ»(قرآن حکیم، بقره:155) «قطعاً همه ی شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مال‌ها و جان‌ها و میوه ها آزمایش می کنیم؛ و بشارت ده به استقامت کنندگان.»(مکارم‌شیرازی، 1389، ص. 24)  و نکته ی تأمّل برانگیزتر آن است که خداوند بندگانی را که پیروزمندتر هستند در زمین های مرگ سخت تری قرار می دهد. امام باقر در این باره می فرماید: «إنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالی إذا أحَبَّ عَبداً غَتَّهُ بِالبَلاءِ غَتّاً وَ ثَجَّهُ بِالبَلاءِ ثَجّاً. خداوند تبارک و تعالی چون بنده ای را دوست دارد در بلا و مصیبتش غرقه سازد و باران گرفتاری بر سرش فرود آرد.» (کلینی، 1388) بدین ترتیب هرکه در این دنیا بیشتر در سختی قرار گرفته است بیشتر پیروز گشته است.

از منظر دیگر می توان به ابعاد حکومتی و سیاسی این استراتژی پرداخت. جمهوری اسلامی ایران از بدو تشکیل همواره در تحریم به سر می برده است امّا نظر بسیاری از کارشناسان و سیاست مدارن این بوده است که این تحریم ها با وجود سختی ها و مشکلاتی که برای ایران ایجاد کرده اند فرصت هایی نیز بوجود آورده اند که مردم به خوبی توانسته اند از این فرصت ها برای شکوفایی استعدادها استفاده کنند. برای مثال دکتر محمّد قناد، معاون وقت سازمان انرژی اتمی در سال 1392 طی مصاحبه ای با خبرگزاری مهر در مورد تولید رادیودارو اذعان داشت: «با اعمال تحریم ها علیه کشور، کشورهای بلژیک و کانادا عرضه‌ی این نوع دارو را برای کشور تحریم کردند... با اعمال این تحریم ها در سال 86 موفق شدیم تا اکثر رادیوداروهای مورد نیاز کشور برای شناسایی و درمان بیماری‌ها را تولید کنیم.»(قناد، 1392) رهبر معظّم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای نیز بارها تأکید داشتند که تحریم ها تهدیدی است که باید آن را به فرصت رشد و تعالی تبدیل کرد. در این مورد ایشان در سخنرانی نوروز خود در حرم مطهّر رضوی در سال 94 دوباره به این نکته اشاره داشتند و فرمودند: «یکی دیگر از فرصت‌ها عبارت است از پیشرفت‌های علمی‌ای که در دوران تحریم به‌وجود آمده است. یک وقت قدرت‌ها و دولت‌ها و پول‌ها و سرمایه‌های جهانی و بین‌المللی به کمک یک ملّتی می‌آیند؛ یک‌وقت همه‌ی درها را به‌روی یک ملّت می‌بندند، در‌عین‌حال آن ملّت می تواند در بخش‌های مختلف کارهای بزرگ بکند. امروز شما این کارها را مشاهده می کنید؛ این‌ها را دست‌کم نباید گرفت... دشمنان از دیدن این‌ها تعجّب می کنند؛ این تعجّب را به زبان هم می‌آورند؛ نه اینکه ما تعجّب آن‌ها را حدس بزنیم، خودشان می گویند که تعجّب می کنند؛ این‌ها همه در زمان تحریم اتّفاق افتاده است. این چیز کوچکی نیست، این فرصت بسیار بزرگی است، این‌ها را در طول سال‌های متمادیِ تحریم – یعنی از سال‌های ۸۹ و ۹۰ و ۹۱ و ۹۲ که این تحریم هایِ به گمان آن‌ها فلج‌کننده بر کشور سایه می‌انداخته است – جوان‌های ما انجام دادند، نیروهای مبتکر ما انجام دادند. این خیلی فرصت بزرگی برای کشور است؛ [پس] همین تحریم ها هم فرصت است... بله دشواری‌هایی به‌وجود آورده است امّا این تحریم، می تواند فرصت باشد.»(خامنه‌ای، 1394)

به نظر سون‌زو «(هیچ) کاری دشوارتر از اقدامات نظامی نیست. دشواری اقدامات نظامی، ایجاد مسیری مستقیم از مسیر انحرافی (پر پیچ و خم) و ایجاد مزیّت (و منفعت) از تحمّل رنج (و مسائل و مشکلات) است.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 87)  محمود کی، یکی از مترجمین کتاب هنر جنگ، در سال 1352 هجری شمسی در مقدّمه ی کتاب خود به همین موضوع یعنی به فرصت های ناشی از قرار گرفتن در مضیقه اشاره می کند: «جنگ علی رغم کراهت ظاهری و چهره ی نفرت انگیزی که دارد و برخلاف رؤیاهای ایده آلیستی و گفته های پرطمطراق ولی میان تهی معلّمین اخلاق بشر، پدیده ای است که وجود آن برای پیشرفت و ترقّی بشر اجتناب ناپذیر است. انسان در شرایط عادی و صلح‌آمیز و در جهانی سرشار از ناز و نعمت و آسایش به موجودی کاهل و تن پرور مبدّل می گردد... و شاید یکی از دلایل بارز و آشکار این روحیه که در جوانان امروزی به شکل گرایش به حشیش و هروئین و بلند کردن ریش ها و گیسوان و زیستن در محیطی آکنده از چرک و شپش تجلّی می کند زندگی کردن آن‌ها در دنیایی که در صلح و آسایش به سر می برد باشد و اگر غیر از این بود چرا از این تحفه ها در ویتنام شمالی و اسرائیل که در نبرد مرگ و زندگی درگیرند یافت نمی شود؟ بنابراین تا موقعی که روزگار امن و امان و دوران ناز و نعمت و آسایش پاینده است انسان تبعاً به فکر دزدیدن منار ترقّی و پیشرفت نمی افتد تا برای آن چاهی بکند و اگر هم احیاناً به این فکر افتاد برای کندن چاه سالیان دراز وقت کشی می کند ولی هنگامی که در اثر فشار الزامات یک جنگ و زندگی به دزدیدن منار جهش و پیشرفت مجبور شد، سپس مشاهده کرد که منار روی دستش مانده است آن وقت است که با توجه به اصل «احتیاج مادر اختراع است» فوراً به فکر کندن چاه می افتد و در اندک مدتی به این کار مهم که در زمان صلح سال ها صرف وقت لازم داشت سر و سامانی می بخشد.»(کی، 1358، صص. 4-5)

محمود کی در این مثال با شهودی درست تنها به جنگ عینی اشاره می کند و به پیشرفتی که در زمان جنگ رخ می دهد بسنده می کند و برای تصدیق حرف او همین بس که نطفه ی بسیاری از پیشرفت-های قرن بیستم در جنگ های جهانی بسته شده است. برای مثال می توان به نطفه ی شکل گیری کامپیوتر اشاره کرد که توسّط ریاضی دان انگلیسی به نام «آلان تورینگ» 3 در جنگ جهانی دوم و در پی ساخت دستگاهی برای «رمز گشایی» نامه های کد شده ی آلمان ها ایجاد شده است؛ و از این دست مثال ها زیاد است. امّا جنگی فراتر از آن و همیشه در جریان در زندگی همه ی انسان ها وجود دارد و آن جنگ حقّ و باطل در زندگی فردی و اجتماعی است، جایی که انسان باید برای بقای جاویدان خود بجنگد و جنگ های عینی تنها نماد و بروزی از این جنگ همیشگی هستند همانطور که رسول خدا (ص) به گروهى از اصحاب که از نبرد با دشمن باز مى‏گشتند، فرمود: مرحبا به قومى که جهاد اصغر را به انجام رسانده‏اند، و جهاد اکبر بر ایشان باقى است. گفتند: اى پیامبر خدا، جهاد اکبر چیست؟ فرمود جهاد با نفس.(عاملی، 1427) بنابراین از نگاه شهید مطهّری آن‌هایی که «درد» در جنگ بودن را ندارند در خمودی به ابتذال کشیده می شوند و هرکه در این جهان پیروزتر است بیشتر در جنگ و نبرد و بلاء بوده است و اساساً زندگی دنیایی ما تنها صحنه ی پیکار است.

سون‌زو علاوه بر آنکه می گوید افراد خود را در زمین مرگ بگذارید تا پیروز شوند، از طرفی دیگر اذعان می کند «هنگامی که دشمن را محاصره کردید، گریزگاهی برای او باز بگذارید. دشمنی را که کناره گیری کرده (و جانش به لب رسیده) است، تحت فشار (و بر سر دوراهی مرگ و زندگی) قرار ندهید.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 93) تومو نیز در این باره می گوید: «دکترین نظامی حکم و اقتضاء می کند که نیرویی که نیروی دیگر را تحت محاصره قرار داده است شکافی را باز بگذارد تا به نیروهای دشمن نشان بدهد که همه چیز از دست نرفته و راه نجات و گریزگاهی هم موجود است. به طوری که آن‌ها مجبور نشوند که تا سر حدّ جان ایستادگی نموده و تا دم مرگ با او دست و پنجه نرم کنند. سپس وقتی که از این موقعیّت بهره ی مورد نظر را به دست آوردید، دشمن را بکوبید و ضربه ی خود را بر سر او وارد آورید. حال فرض کنیم که من در یک زمین «محاصره شده» گیر افتاده ام اگر دشمن راهی را باز بگذارد تا افسران و سربازان مرا به هوس ترک مقاومت و جان به در بردن بیاندازد من فوراً دستور می دهم که آن شکاف را ببندند به طوری که افسران و سربازان من با اراده ای محکم تا پای جان و دم مرگ بجنگند.»(کی، 1358، صص. 249-250)

همانطور که از آنچه گفته شد پیداست، در نبرد نباید رقیب را در زمین مرگ قرار داد و باید راهی برای فرار در نظر گرفت به این ترتیب پیروزی حاصل می شود. امّا از طرف دیگر زمانی که در زمین مرگ قرار گرفته ایم باید به وجود چنین راهکاری برای دشمن آگاه باشیم. شیطان در این زمینه در زندگی انسان ها به دو طریق عمل می کند؛ یکی آنکه حسّ «درد» و ادراک وجود در چنین زمینی را از انسان می گیرد بنابراین انسان ها انگار کور باشند و زمین مرگ را نبینند به دل شکست می روند. دوم آنکه شیطان به انسانی که درک این وضعیّت را دارد راه های فرار خیالی نشان می دهد بنابراین انسان به طمع فرار از وضعیّت در حقیقت به شکست می رسد. امّا در مثال این وضعیّت در حکومت می توان به فعلی که دشمن در قبال جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته است اشاره کرد. دشمن با وضع تحریم های وسیع، ایران را در «زمین مرگ» قرار داده است امّا او همه ی راه ها را برای ایران نبسته است بلکه راه فراری را باز گذاشته است «تا افسران و سربازان را به هوس ترک مقاومت و جان به در بردن بیاندازد» و دشمن به خوبی می داند که راه فرار باقی مانده به معنای شکست ایران است. بنابراین یک استراتژیست خبره با آگاهی از این امر «فوراً دستور می دهد که آن شکاف را ببندند به طوری که افسران و سربازان با اراده ای محکم تا پای جان و دم مرگ بجنگند.»(کی، 1358، صص. 249-250) به گفته‌ی سون‌زو «فقط اگر لشکریان را در وضعیّت های آسیب و خطر قرار دهید آن ها شکست را به پیروزی تبدیل خواهند کرد.»(مؤذن‌جامی، 1389، ص. 132) 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

همانطور که مشخّص شد، اندیشه‌ی ژرف سون‌زو باعث شده است تا با گذشت چندهزار سال از زمانه‌ی وی، امروزه و در عصر پیشرفت‌های شگرف علم و تکنولوژی، زمانی که علوم نوین تولید شده نیز بیش از چند دهه دوام نمی‌آورند و با نظریّات و تولیدات جدیدتر علمی منسوخ می‌شوند، بتوان از کتاب و آموزه‌های وی در امور مختلف مدیریتی و سیاستی نهایت استفاده را برد. بعنوان جمع‌بندی سعی شده است تا در نمودار صفحه‌ی بعد مجموعه‌ای از استراتژی‌ها، جملات قصار و نکات سون‌زو بصورت خلاصه در اختیار اندیشمندان، مدیران، سیاست‌گذاران و سیاست‌مداران قرار بگیرد.


منابع

حکیمی, م. حکیمی, م. حکیمی, ع. (1394). الحیاة (مترجمین: آرام‏, ا. جلد 1). قم: دلیل ما.

خامنه‌ای, ع. (1394). بیانات در حرم مطهر رضوی در اولین روز سال ۱۳۹۴. دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای.  [دسترسی در تاریخ: 6/7/2015] قابل دسترسی از طریق: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29236.

دهخدا, ع. ا. (1377). لغت‌نامه دهخدا: دانشگاه تهران.

عاملی, ح. (1427). وسائل الشیعة (جلد 15): الاعلمی للمطبوعات.

قناد, م. (1392). خودکفایی کشور در زمینه رادیوداروها.   [دسترسی در تاریخ: 6/7/2015] قابل دسترسی از طریق: http://www.mehrnews.com/news/2033886/.

کلینی, م. ی. (1388). اصول کافی (جلد2): دارالثقلین.

کی, م. (1358). هنر جنگ. تهران: اداراه‌ی عس سماجا.

مطهری, م. مجموعه آثار استاد شهید مطهری، (جلد 23). تهران: انتشارات صدرا.

مکارم‌شیرازی, ن. (1389). قرآن حکیم. قم: انتشارات تابان.

مؤذن‌جامی, م. (1389). آیین و قواعد رزم سون تزو. تهران: نشر شهر.

John Watson. (2017). Sun Tzu's Art of war: Maneuvering. [Accessed: 6/6/2017] Retrieved from http://suntzusaid.com/.

 


1-پژوهشگر گروه سیاست پژوهی اجتماعی پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

2-الامام الصادق علیه السلام: اظهار الشی‏ء قبل أن یستحدکم مفسدة له. (الحیاة، جلد 1، حدیث 1305)

3-Alan Turing

 

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328