محمد اسدبگی

مقدمه

دانشگاه ها ضمن برخورداری از ویژگی های مشترک، به علت تعلق به زیست بومی که در آن واقع شده اند، دارای خصیصه های متمایزکننده در ابعاد مختلف خود نیز می باشند. بدین اعتبار ایده دانشگاه اسلامی 1 به عنوان سیاست اصلی در قبال دانشگاه های ایران از ابتدای انقلاب اسلامی مطرح و پیگیری شده است. از جمله اقدامات صورت گرفته در این زمینه تشکیل «شورای اسلامی شدن دانشگاه ها» در سال 1376 و متعاقب آن تدوین «سند دانشگاه اسلامی» در سال 1377می باشد. این سند به عنوان یک سند سیاستی راهبردی برای دانشگاه ها محسوب می شود و از این رو نقش و جایگاه مهمی در کنار اسناد بالادستی از جمله «نقشه جامع علمی کشور» در هدایت و جهت دهی نظام آموزش عالی ایران می تواند ایفاء نماید. از این رو کیفیت تدوین و طراحی آن و توجه به الزامات کاربستی آن می تواند در اثربخشی هرچه بیشتر آن موثر واقع شود. سند مزبور در سال 1392 مورد بازبینی و طراحی مجدد قرار گرفت. علی رغم این بازبینی این سند دارای نواقصی است که نوشتار حاضر با هدف طرح پاره ای از این نواقص تدوین شده است.

الف) آسیب های نظری و رویکردی در سند دانشگاه اسلامی

1)عدم ارائه تعریف و الگویی معتبر ‌از دانشگاه اسلامی

ابتدایی‌ترین کاری که لازم بوده برای سند دانشگاه اسلامی صورت بگیرد، ارائه تعریفی معتبر (جامع و مانع) از دانشگاه اسلامی است. تا زمانی که این تعریف مشخص نشود معلوم نیست که آیا ما در راستای تحقق دانشگاه اسلامی حرکت می‌نماییم یا خیر! به عبارتی سند دانشگاه اسلامی تکلیف خود را با تعریف دانشگاه اسلامی مشخص ننموده است و از این رو فصل ممیز این نوع از دانشگاه با سایر دانشگاه‌ها نامعلوم است! در مقدمه این سند آمده است که «جامعه ایرانی که در انقلاب اسلامی با رویکرد الهی، جهان‌بینی اسلامی را مبنای شئون گوناگون زندگی خود قرار داد، خواهان آن است که آموزش عالی متناسب با مبانی و ارزش‌های اسلامی داشته باشد تا با تربیت متفکران و مدیران بر وفق آن مبانی و معیارها، به ترویج و تعمیم آنها در جامعه اسلامی مبادرت ورزد» . در این عبارت صرفا به ضرورت دانشگاه اسلامی پرداخته شده است و یکی از انتظارات از دانشگاه اسلامی که همان «تربیت نیروی انسانی مطابق با ارزش‌های اسلامی-ایرانی» است مدنظر قرار گرفته است؛ حال آنکه از دانشگاه اسلامی انتظارات دیگری نیز متصور است. در قسمت ماموریت سند (فصل اول) نیز آمده است که «آموزش عالی کشور رسالت های مختلفی در ابعاد فرهنگی-تربیتی، آموزشی، پژوهش و فناوری و مدیریتی بر عهده دارد که بایستی آنها را به صورت نظام وار لحاظ ]نماید[». سوال این است که این ماموریت ها چیست؟ نسبت این ماموریت ها با ماموریت سایر نهادهای جامعه چگونه باید باشد؟ در ادامه نیز که مهمترین آنها را بیان می کند، مواردی را به عنوان ماموریت دانشگاه اسلامی بر می شمرد که هیچ نوع امتیازی نسبت به ماموریت های سایر دانشگاه های مرسوم دنیا ندارند و حتی مورد آخر آنها یک موضوع ساختاری است که به عنوان ماموریت دانشگاه اسلامی بیان شده است:

-         تربیت متخصصین متعهد، خلاق، متخلق، ماهر و کارآفرین؛

-         تولید، انتقال و انتشار علم و فناوری در خدمت نیازهای جامعه اسلامی؛

-         ساختاری کارآمد و اثربخش با تعامل سازنده و اثرگذار در سطوح ملی، منطقه ای و فراملی!

2)سردرگمی در الگوی حکمرانی و سیاستگذاری : اسلامی شدن یا اسلامی سازی؟

یکی از موضوعات اصلی پیرامون ایده دانشگاه اسلامی، دوگانگی رویکردی (رویکرد برخواسته از متن دانشگاه، رویکرد برخواسته از اراده حکومت) در تحقق این ایده است. در این سند نیز این دو رویکرد با یکدیگر خلط شده اند. عنوان سند عبارت است از « سند اسلامی شدن دانشگاه ها»، اما در متن سند با عبارت «اسلامی سازی» دانشگاه ها برخورد می نماییم. این شواهد نشان می دهد که سند در مقابل رویکرد نیز سکوت نموده است، بدون آنکه آگاهانه بخواهد این دو رویکرد را مورد ملاحظه قرار داده و برخورد سنجیده ای در قبال آنها داشته باشد. اهمیت توجه به این دوگانگی رویکردی در نقل قول ها از مسئولین وقت شورای اسلامی شدن دانشگاه نیز موجود است. این دو رویکرد حکایت از دوگونه متفاوت از حکمرانی و سیاست گذاری در آموزش عالی دارد و بدیهی است که سردرگمی در این رویکردها سبب آشفتگی در چگونگی پیاده سازی و کاربست سیاست های مربوط به دانشگاه اسلامی شده و نحوه مدیریت سیستم آموزش عالی کشور را با مشکل مواجه می سازد. سوال مهم در این زمینه  این است که الگوی حکمرانی و سیاستگذاری مورد نظر این سند چیست؟! به عنوان مثال آیا این سند مطابق با یک الگوی کنترل دولتی تدوین شده است یا یک الگوی نظارت دولتی؟!

ب) ایرادات روش شناختی در تدوین سند دانشگاه اسلامی

1)کاربست ناقص الگوهای تدوین سند

الگوی تدوین سند دانشگاه اسلامی دارای نقص است. دو رویکرد برنامه ریزی استراتژیک و تفکر سیستمی به طور ناقص و منفک از یکدیگر در تدوین این سند به کار رفته اند. البته این دو رویکرد مانعه الجمع نیستند و صاحبنظرانی نیز به این مهم پرداخته اند، اما کاربست این دو الگو در تدوین سند به صورت تفکیکی است و ترکیب مناسبی از این دو صورت نگرفته است. توضیح آنکه فصول یکم الی پنجم سند مبتنی بر الگوی برنامه-ریزی استراتژیک پیش رفته است اما ادامه سند مبتنی بر رویکرد سیستمی می باشد.

حتی خود این دو الگو نیز در جای خود به درستی به کار نرفته اند. به عنوان مثال فصل چهارم سند به بیان اهداف کلی پرداخته است و حال آنکه ارتباط این اهداف با ماموریت ها و چشم انداز سند نامشخص است و از درون آنها برنیامده است و یک بخش جداگانه ای را در سند تشکیل داده که ارتباط آن با فصول آینده (نظام های پنجگانه ذکر شده در سند) نیز نامشخص است.

در زمینه کاربرد الگوی سیستمی نیز لازم به ذکر است که تنها استفاده ای که از این الگو در تدوین سند شده است، تقسیم یک دانشگاه به زیرنظام های پنجگانه است و حال آنکه لازم است چارچوب این الگو که حداقل شامل اجزاء درونداد، فرآیند و برونداد است در تدوین سند مورد ملاحظه قرار می گرفت و ارتباط این اجزاء با یکدیگر مشخص می شدند.

جمع بندی

علی رغم پژوهش ها و تلاش های صورت گرفته، دانشگاه اسلامی و به تبع آن سند دانشگاه اسلامی به عنوان محصول سیاست  اسلامی سازی دانشگاه ها، از یک الگوی نظری محکم و قابل دفاع -که جایگاه آن را در جامعه اسلامی معین نماید و در نسبت با سایر اجزاء جامعه به ترسیم خود بپردازد- برخوردار نیست و صرفا در حد یک ایده باقی مانده است. تعاریف و تفاسیر مختلفی راجع به دانشگاه اسلامی وجود دارد (مانند دانشگاه تمدن ساز، دانشگاه حکمت بنیان، دانشگاه سازگار شونده و ...) و انتظارات مختلفی از دانشگاه اسلامی مدنظر است و رویکردهای مختلفی در پیاده سازی آن مطرح اند که سبب آشفتگی در پیاده سازی این سیاست شده اند و لذا یکی از ضروریات امر قوام بخشی به ساحت نظری این سیاست در عرصه های مختلف چیستی، چرایی و چگونگی است.

منابع:

زائری، قاسم و محمد علی زاده، حاجیه. (1393). دیرینه شناسی طرح دانشگاه اسلامی در ایران: قبل از انقلاب اسلامی 1357. فصلنامه راهبرد فرهنگ، شماره 25، صص 40-7.


1-البته ایده دانشگاه اسلامی پیش از انقلاب اسلامی نیز مطرح بوده است اما با اهداف متفاوت از ایده کنونی. در این راستا به زائری و محمد علی زاده، 1393 مراجعه نمایید.

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328