حسین بوذرجمهری

مقدمه

سون‌زو 1 ژنرال نظامی چین باستان است که بین سال های 400 تا 320 قبل از میلاد می زیسته است. وی در زمانی که حکومت های ملوک الطوایفی دائماً در حال جنگ و نظامی‌گری پر رونق بوده زندگی می‌کرده است [1]. سون‌زو در ایالت شرقی چین به نام «وو» 2 به عنوان فرمانده ی نظامی در نبرد با ایالت همسایه یعنی ایالت «چو» 3 موفق می گردد با لشکری 30 هزار نفری بر لشکر 300هزار نفری «چو» پیروز و یکی از بزرگ‌ترین پیروزی های تاریخ را به نام خود ثبت کند؛ این در حالی است که وی در پی شهرت و آوازه نبوده و فقط به «پیروزی» می اندیشیده است.

از زندگی سون‌زو اطلاعات کاملی در دست نیست و تنها اثر باقی‌مانده از وی کتاب «هنر جنگ»  می باشد که حاصل تجربیات نظامی وی به خصوص در جنگ با ایالت «چو» می باشد. در مورد نام وی نیز تشکیک هایی وجود دارد امّا آنچه که امروز بدان مشهور است همان سون‌زو می باشد، که عبارت «زو» در انتهای نام وی لقبی به معنای استاد است [2].

  

تصویر 1 - چین در زمان سون‌زو [3]

اولين بار کتاب «هنر جنگ» 4 در قرن هجدهم در غرب به وسيله ی یک كشيش فرانسوي ترجمه شد. به نظر لیدل هارت «زماني كه اين كتاب به زبان فرانسوي ترجمه شد، به دليل موج انقلاب فرانسه از يك سو و تأثير كلاوزويتس از سوي ديگر چندان مورد توجه قرار نگرفت، ولي در كشور روسيه اين انديشه تأثير بسزايي گذاشت. به عنوان مثال رواج استراتژي «نبرد در عمق» شباهت زيادي به انديشه هاي سون‌زو دارد.» [2 ص.30] امّا تأثیر سون‌زو بر چین بیش از هر جای دیگر است. «یک قرن پس از سون‌زو، کسی که توانست به ایده های او جامعه ی عمل بپوشاند، «شی هوانگ تی» (دوران حکومت 255-210 ق.م) معروف به بیسمارک چین بود که... توانست همه ی سرزمین چین را تحت فرماندهی خود درآورد و بدین سان از آن زمان به بعد چین به تمامی این سرزمین اطلاق شد.» [2 ص.31] تأثیر سون‌زو در زمان معاصر را می توان در اندیشه های «مائو»، رهبر انقلاب چین دید به گونه ای که مائو «خود را وامدار او مي داند.»[2 ص.30] «از چهار شرطی که مائو برای رسیدن به پیروزی قائل بود؛ یعنی تمرکز قوا، جنگ متحرک، جنگ زودفرجام و جنگ نابودکننده، سه مورد اوّل برگرفته از اندیشه ی سون‌زو است.»[2 ص.32]

امروزه کتاب هنر جنگ در دانشگاه های نظامی سراسر جهان تدریس می شود [4] که نشان از ارزش این کتاب و همچنین عمق نفوذ تفکر سون‌زو دارد. لیدل هارت، نویسنده ی کتاب «لارنس عربستان»، مورخ نظامی و استراتژیست جنگی بریتانیا که در دو جنگ جهانی شرکت داشت و در سال 1966 میلادی لقب شوالیه را از ملکه الیزابت دوم دریافت کرد در مقدمه ی خود بر کتاب «هنر جنگ» می‌نویسد: «این کتاب کوچک به تنهایی به اندازه ای از اصول اساسی استراتژی و تاکتیک سرشار است که من این همه دانش نظامی را در بیست جلد کتاب نیز نمی توانم بازگو کنم... اثر «سون‌زو» بهترین و مفیدترین و مختصرترین رساله در زمینه جنگ است و انسان هر قدر بیشتر در ژرفای دانش نظامی بسیط و گسترده آن فرو می رود بیشتر به ارزش اطلاعات گرانبهای آن پی می برد.» [5 ص.16] در قرن حاضر علاوه بر استفاده ی نظامی از اندیشه های سون‌زو، کتاب‌ها و مقالات متعددی درباره ی نحوه ی به کارگیری اندیشه های سون‌زو در علوم دیگر همچون علوم مدیریت، سیاست، اقتصاد و ... به رشته ی تحریر درآمده است. مقاله ی حاضر تلاشی برای تبیین برخی از مهم ترین استراتژی های سون‌زو و معرفی اهمیّت آن‌ها در مدیریت سازمان‌های امروزی است.

تحلیل استراتژیک

استراتژی را می توان «طرح‌ریزی برای پیروزی بر دشمن از طریق بهره مندی مؤثر از منابع»[6] تعریف کرد. «طرح‌ریزی استراتژیک معمولاً با تحلیل وضعیت موجود آغاز می شود». [7 ص.27] سون‌زو در فصل سوم با عنوان «طرح و تدبیر حمله» می نویسد: «شناخت دشمن و شناخت خود، موجب رستن از خطر در همه ی جنگ هاست. شناخت خود و نشناختن دشمن با یک پیروزی یا شکست همراه است و نشناختن دشمن و خود ضرورتاً به شکست در هر جنگی می انجامد.» [2 ص.60] این جمله که یکی از معروف ترین جملات قصار سون‌زو به حساب می آید بنیان تفکر او را درباره ی اقدامات استراتژیک تشکیل می دهد. در واقع سون‌زو با هر عمل عجولانه ای مخالف است. او پیروزی را محصول «تعقل و اندیشه» می داند. وی در جای دیگری می گوید: «فرماندهی که پیش از آغاز درگیری، محاسبات فراوانی در معبد انجام می دهد، پیروز خواهد شد... محاسبات فراوان، پیروزی می آورد.»[2 ص.43] او شناخت فرصت ها و تهدیدها را مقدّم بر جنگیدن می داند و به همین دلیل می گوید: «کسی که پیشاپیش شکست را انتخاب کرده است، نخست می جنگد و سپس در جستجوی پیروزی است.»[2 ص.68]

سون‌زو کاردانی را «پیروزی بر دشمن از پیش شکست‌خورده»[2 ص.68] می داند، که به معنای حدی از دقیق و صحیح بودن اطلاعات و تحلیل ها است که از ابتدا پیروزی یا شکست مشخّص باشد. با توجّه به این اطّلاعات است که سون‌زو ادّعا می کند که «می تواند پیش بینی کند که چه کسی پیروز خواهد شد».[2 ص.43] بدین جهت در جنگ «یک فرمانده (استراتژیست) پیروزمند، تنها خواهان نبردی است که پیروزی در آن را پیشاپیش به دست آورده باشد.»[2 ص.68] و نبردی را که پیشاپیش پیروزی در آن نباشد توصیه نمی-کند: «باید دانست که جنگ به شرط پیروزی ارزش دارد.» [2 ص.48] با وجودی که این اندیشه‌ی سون‌زو کامل و جامع نیست و در برابر اندیشه‌ی امام حسین (ع) و واقعه‌ی تاریخ ساز عاشورا سخن کوچکی است امّا نشان از آن دارد که او پیروزی در جنگ را پیش از نبرد تشخیص می داده، سپس به آن قدم می گذاشته است. مراد سون‌زو پیروزی در خود نبرد است با این حال می توان این اندیشه را موسّع نمود و آنرا به پیروزی نهایی تعمیم داد. در واقع اگر نبرد به ارزشی والا و پیروزی نهایی بیانجامد ارزش دارد چه اینکه با وجود شکست کاملاً واضح امام حسین (ع) در نبرد، امّا ایشان پیروزی نهایی را از آن خود می دانست؛ زیرا دین اسلام دوباره زنده و طاغوت نابود می شد. قطعاً اگر چنین نتیجه‌ای در نبرد عاشورا وجود نداشت، امام حسین (ع) تن به چنین نبرد نابرابری نمی دادند چرا که بدون نتیجه ی ارزشمند (پیروزی نهایی) قدم در چنین میدانی خودکشی بود. بنابراین می توان جمله ی سون‌زو را به این ترتیب ارتقاء بخشید: «جنگ به شرط نتیجه‌ی شایسته و قطعی ارزش دارد.» که البتّه، باید حصول این نتیجه ی شایسته، پیش از نبرد معلوم باشد.

در سوی دیگر سون‌زو درباره ی اطلاعات صحیح و موثق در فصل سیزدهم با عنوان «استفاده از جاسوسان» می گوید: «چیزی که فرمان روایان روشن ضمیر و فرماندهان خوب و شایسته را برای غلبه بر دشمن و کسب موفقیت فوق‌العاده توانا می کند، «داشتن آگاهی قبلی» است. این آگاهی نمی-تواند از احضار ارواح و الهام خدایان به دست آید، و نمی توان آن را از مقایسه ی حوادث گذشته استنتاج کرد یا از محاسبات سماوی و نجومی به دست آورد، بلکه باید آن را از افرادی به دست آورد که از وضعیت دشمن آگاهند.» [2 ص.146] البته باید توجّه داشت که سون‌زو در این عبارت امکان امداد غیبی را به کل نفی می کند که این نظر پذیرفته نیست، چه اینکه مثال‌های متعددی برای رد این مدّعا وجود دارد. امّا باید به این نکته توجه داشت که علی رغم وجود امدادهای الهی، نباید دست از تلاش بر‌داشت. در واقع امداد غیبی در جایی صورت می گیرد که تمام تلاشهای عادی ممکن صورت گرفته باشند بنابراین توسل به امداد غیبی را نباید جایگزین تلاشهای خود قرار داد و نظر سون‌زو نیز از این منظر قابل بررسی است. او ارزش و اهمیّت اطلاعات صحیح و آگاهی از وضعیت محیط را به خوبی می فهمد و معتقد است: «پاداش، در مقابل کاری که جاسوسان انجام می دهند زیاد نیست.»[2 ص.148] و به جدّ پیشنهاد می-کند که هزینه ی این اطلاعات را هرچه که هست باید پرداخت: «کسی که طی سالیان دراز با دشمن دست و پنجه نرم می کند تا بتواند در یک نبرد قطعی به پیروزی نهایی دست یابد ولی در عین حال برای دادن درجات و یا نشان ها و یا چند صد سکّه ی طلا برای پاداش، تندخویی و ترش رویی و کج خلقی نشان می دهد در بی‌اطلاعی کامل از وضعیت دشمن باقی خواهد ماند... اصولاً در وجود چنین مردی کم‌ترین اثری از خصائل یک ژنرال (استراتژیست) نیست... چنین عنصری هرگز به پیروزی دست نخواهد یافت.» [5 ص.269] او باهوش ترین و خبره ترین افراد را برای کسب اطلاع از محیط و دشمن پیشنهاد می کند: «فرمانروایان روشن بین و فرماندهان لایق و شایسته اند که می توانند هوشمندترین افراد را برای انجام کارهای بزرگ بعنوان جاسوس به کار گیرند.»[2 ص.149]

سون‌زو حتّی حاضر است هزینه ای بیش از آنچه گفته شد برای شناخت دشمن بپردازد یعنی نبردهایی انجام دهد تا فقط از وضعیت دشمن اطلاع یابد: «دشمن را برانگیزانید تا (راهبرد و) طرح های شکست خورده (و موفق) او را کشف کنید؛ او را تحریک نمایید تا منطق و الگوهای تحرک و سکون او را دریابید؛ او را به آرایش نیروهایش وا دارید تا میزان آمادگی آن‌ها را در میدان مرگ و زندگی بدانید. او را محک بزنید تا کفایت و ضعف او را بازشناسید.»[2 ص.83] در نهایت سون‌زو می گوید: «اگر شما خود و دشمن تان را بشناسید، از خطر‌کردن نهراسید و پیروز خواهید شد.»[2 ص.117] سون‌زو در زمانه ای که سیستم های اجتماعی به پیچیدگی امروز نبودند و پدیده های انسانی بسیار ساده تر بودند اهمیّت ویژه ای برای تحلیل وضعیت خود و رقیب قائل بود، ناگفته پیداست که امروزه اهمیّت این مسئله چند برابر شده است و مدیران امروزی باید علاوه بر پرداخت هزینه ی اطلاعات با چشمان کاملاً باز وارد زمین بازی شوند.

استراتژی تعیین زمین نبرد (ایجاد و استفاده از فرصت ها)

سون‌زو در فصل سوم کتاب خود با نام «طرح و تدبیر حمله» یکی از پنج عامل اصلی پیروزی را این طور عنوان می کند: «آن که ((ارتش) خود را آماده کند، ولی عجله نکند و) به ستوه نیاید و منتظر (فرصت برای فقدان آمادگی و غافلگیری دشمن، در کمین او) بماند، پیروز خواهد شد»[2 ص.59] چن هائو نیز در ادامه می نویسد: «ارتشی شکست ناپذیر تشکیل بدهید و منتظر لحظه ای باشید که دشمن آسیب پذیر گردد.» [5 ص.166] همان طور که گفته شد سون‌زو با هر عمل عجولانه ای مخالف است و تأکید بسیاری بر «منتظر فرصت ماندن» دارد: «نظامی باید سخت منتظر و در کمین بماند». [2 ص.76]

با این حال سون‌زو در استفاده از فرصت ها تنها نقش منفعل را نمی پذیرد و فقط منتظر فرصت نمی ماند بلکه علاوه بر استفاده از فرصت های بالقوه، برای خود فرصت های جدیدی نیز ایجاد می کند: «یک فرمانده ماهر و کاردان، پیروزی را از اوضاع (موقعیت ها و فرصت ها) می جوید نه از زیردستانش؛ به همین دلیل آنهایی که کاردانند و می-خواهند دشمن مطابق تاکتیک آنها اقدام کند، باید او را به دنبال خود بکشانند.»[2 ص.76] سون‌زو در ابتدای فصل 6 می گوید: «کسی که پیش از دشمن زمین را اشغال می کند و به انتظار (در کمین دشمن) می نشیند، در آسودگی و آرامش (ناشی از استقرار در موضع قدرت) قرار دارد وکسی که دیرتر به میدان جنگ می رسد و با عجله سر به جنگ می گذارد به زحمت و تقلا خواهد افتاد.»[2 ص.79] در حقیقت سون‌زو بهترین فرصت را تسلّط بر زمین و قواعد بازی می داند. او می گوید اگر بروید در زمین و با قواعد رقیب بازی کنید، قطعاً در موقعیت ضعف قرار دارید امّا اگر زمین و قواعد را شما تعریف کردید در موضع قدرت قرار گرفته  و بهترین فرصت را برای خود ایجاد کرده اید.

در این مورد مناسب است به یک نمونه‌ی واقعی در مورد بازار تلفن های همراه بپردازیم. نخستین بار کمپانی اپل در تاریخ ۲۹ ژوئن سال ۲۰۰۷ میلادی آیفون را معرّفی کرد. اپل زمانی وارد این عرصه شد که غولی چون «نوکیا» بیشترین سهم از بازار و حدود نیمی از بازار جهانی موبایل را در دست داشت [8] و اپل تنها یک «تازه وارد» در این عرصه محسوب می شد. امّا اپل پیرو نبود بلکه پیشرو بود، اپل تمام زمین و ساختار بازی را در صنعت و بازار موبایل به هم ریخت و همه را مجبور به پیروی از قواعد خود کرد؛ در واقع او با تغییرات بنیادین در سیستم عامل و همچنین ساختار فیزیکی گوشی های خود کیبورد فیزیکی را به کلّی حذف کرد و سیستم عاملی کاملاً جدید مبتنی بر نیازهای مخفی بازار طرّاحی نمود. حدود نُه سال پیش استیو جابز در سخنرانی معرفی آیفون این طور می گوید: «امروز روزی است که من از دو و نیم سال پیش منتظرش بودم. بعضاً دیده‌ایم که یک محصول انقلابی می‌آید و همه چیز را تغییر می‌دهد و اکنون هم اپل این کار را انجام داده است... خب، امروز، ما در حال معرفی سه محصول انقلابی دیگر هستیم. اولین آنها یک iPod با صفحه بزرگ و کنترلرهای لمسی. دومین آنها یک تلفن همراه انقلابی است. سومی هم موفقیت دستیابی به محصولی جدید برای ارتباطات اینترنتی است. اینها سه محصول جدا از هم نیستند، اینها همگی یک محصول هستند و ما آن را آی‌فون می‌نامیم. بله، اپل امروز تلفن همراه را دوباره اختراع خواهد کرد.»[9] امروز وقتی می بینیم نوکیا با سهمی حدود 3 درصد از بازار[8] ورشکسته شده و به مایکروسافت فروخته شده است (تصویر 2)، و در نقطه‌ی مقابل اپل هنوز با آیفون خود جولان می-دهد و همه ی شرکت ها را نیز به پیروی از خود واداشته است فهم این جمله ی استیو جابز که «اپل تلفن همراه را دوباره اختراع خواهد کرد» راحت است امّا نُه سال پیش و در زمانی که «نوکیا» سلطان صنعت موبایل محسوب می شد کمتر کسی چنین روزی را باور می کرد.

 

تصویر 2 – سهم فروشندگان از بازار جهانی موبایل (از سال 2008 تا 2015) [10]

در این زمینه می توان مثال های دیگری نیز در دنیای صنعت، سیاست، جنگ و حتّی علم آورد. در دنیای سیاست وضعیت انقلاب اسلامی به گونه ای است که زمین جدیدی را ایجاد کرده است و فرصت درخشانی را برای بسط حکومت اسلامی به وجود آورده است و هرچه زمین بازی و قواعد اسلامی دقیق تر و وسیع تر روشن شوند قدرت بیشتری حاصل میشود و بر عکس هرگاه جمهوری اسلامی از زمین اسلام خارج شده است و در زمین لیبرالیسم و با قواعد آنها بازی کرده است، ضعیف تر شده است. مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعنوان یک استراتژیست این نکته را بارها گوش‌زد کرده‌اند از جمله در دیداری که در سال 1392 ابراز داشتند: «آنچه ما در این سالهای طولانی از خیرات و برکات به دست آورده‌ایم، به برکت هدفهای انقلاب بوده است؛ هر جائی که ما کم آوردیم، عقب ماندیم، شکست خوردیم، به خاطر غفلت از هدفهای انقلاب اسلامی و هدفهای اسلامی بوده است.» یا در سخنرانی دیگری در سال 1395 فرمودند: «من این حرف را شاید با کم‌ و زیاد دَه‌ها بار گفته‌ام، باز هم تکرار می کنم: ما هرجا به انقلاب تکیه کردیم، به روحیّه‌ی انقلابی تکیه کردیم، پیش رفتیم؛ هرجا از ارزشها کوتاه آمدیم، انقلاب را ندیده گرفتیم، از این گوشه‌اش زدیم، از آن گوشه‌اش زدیم، تأویل و توجیه کردیم، برای خوشایند عناصر استکبار که دشمنان اصلی اسلام و دشمنان اصلی این نظامند، مدام حرف را جویدیم، حرف را خوردیم، عقب ماندیم؛ قضیّه این‌جوری است. راه پیشرفت ایران اسلامی، احیاء روحیّه‌ی انقلابی و احیاء روحیّه‌ی مجاهدت است.»

در فلسفه ی علم نیز تعیین زمین بازی حرف اوّل را در سیطره ی علمی می زند. فرانسیس بیکن 5، «فیلسوف بزرگ اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، شاید نخستین فیلسوفی باشد که دریچه های نوینی را به روی فلسفه غرب گشود... روش بیکن در واقع منجر به فروکشیدن فلسفه از آسمان به زمین گشت»[11]؛ زمانی که بیکن پایه های انسان مداری و حس-گرایی را می گذاشت زمینی را ایجاد می کرد که تا به امروز هنوز محیط غالب علمی جهان در حال بازی کردن در آن هستند و در واقع نظرات او را تحکیم می بخشند. تامس کوهن 6 نویسنده ی مشهورترین کتاب در زمینه ی «انقلاب های علمی»؛ در مقدمه ی کتاب خود با عنوان «ساختار انقلاب های علمی» می نویسد: «من از تعدد و دامنة تعارضات آشکار میان عالمان اجتماعی درباره ماهیت مسائل و روشهای مُجاز علمی شگفت‌زده شده بودم... تلاش برای کشف منشأ این اختلاف مرا بر آن داشت تا نقش آنچه را که از آن پس «پارادایم» خوانده‌ام، بشناسم. مقصود من از پارادایم، دستاوردهای علمی‌ای است که عموماً پذیرفته ‌شده‌اند و برای مدتی مسائل و راه‌حل های الگو را در اختیار جامعه‌ای از کاوشگران قرار می‌دهند. به محض اینکه این قطعه از پازل من در جای خود قرار گرفت، پیش‌نویس این کتاب به ‌سرعت تهیه شد.»[12] کوهن در کتاب خود «پارادایم» را معادل واژه ی «زمین» یا «وادی» می گیرد و به این نظریه می پردازد که انقلاب های علمی به دست افرادی ایجاد شده اند که پارادایم ها (یا زمین های) جدید علمی را ایجاد کردند و دیگران را به سمت بازی‌کردن در این پارادایم‌ها و با قواعد خاص پارادایم مذکور سوق داده اند. بنابراین مشخّص می شود که در یک نبرد علمی نیز زمانی فرصت اصلی برای پیروزی حاصل می شود که بتوان با تعریف زمین جدید و قواعد مخصوص آن، دیگران را وارد به آن زمین نمود.

به همین دلیل است که سون‌زو می گوید: «(جنگاوران) بر احتمال نیامدن دشمن تکیه و اعتماد نکنند، بلکه بر (آمادگی خویش و) انتظار (آمدن دشمن) تکیه کنند. بر احتمال عدم حمله ی دشمن اعتماد نکنند بلکه بر (ایجاد) وضعیت غیر قابل حمله (و تقویت مواضعی دفاعی و شکست‌ناپذیر کردن) خویش تکیه کنند.»[2 ص.99] او در فکر فرصت و وضعیتی است که هیچ گاه شکست در آن میسّر نباشد: «جنگاور کاردان، موجب آمدن دیگران سوی خود می شود (تا دشمن به میدان جنگی که مطلوب اوست وارد شود) و به سوی دیگران نمی رود (و نمی گذارد دشمن خواست خود را به او تحمیل کند).»[2 ص.79]

استراتژی پيروزي با سهولت (حمله به استراتژی دشمن، به جای حمله به دشمن)

سون‌زو در 2500 سال پیش نام فصل ششم کتاب خود را «نقاط قوت و ضعف» بر می گزیند تا به این موضوع مهم بپردازد. وی در انتهای این فصل عنوان می کند: «آرایش نظامی همچون آب است، شکل آب به گونه ای است که از بلندی گریزان و به سوی پستی و گودی شتابان است. آرایش نظامی نیز چنین است؛ از قوّت های دشمن می گریزد و بر نقاط ضعف می تازد (جریان) آب خود را با (عوارض) زمین وفق می دهد؛ یک ارتش هم باید برای استیلای بر دشمن چنین کند (و خود را با وضعیت دشمن هماهنگ سازد) تا پیروزی را به چنگ آورد.» [2 ص.84]

سون‌زو با یک تشبیه زیبا و مختصر نحوه عملکرد سازمان های امروزی را برای شکل‌دهی به نقاط قوّت (مزیت برتری) خود جهت استفاده از نقاط ضعف رقیبان به روشنی بیان می کند؛ در واقع او پیشنهاد می کند که باید نقاط قوّت سازمان را به گونه ای شکل داد که بتواند منطبق بر نقاط ضعف رقیب باشد به طوری که در آنجایی که رقیب ضعیف است، سازمان باید قوی باشد: «آرایش نظامی چون آب است... همان گونه که شکل آب قاعده ی کلّی و عمومی ندارد، ارتش نیز نیروی کلّی و ثابت ندارد؛ (عنوان) «خدا(ی جنگ)» به معنای توانایی تغییر و تطابق بر وفق (وضعیت) دشمن و به‌دست‌آوردن پیروزی است.»[2 ص.84] سون‌زو در مورد ایجاد مزیّت برتری و پرهیز از فعّالیت پراکنده می گوید: «هنگامی که جبهه و صفوف مقدّم (شما) آماده است، عقبه اندک (و ضعیف) است، و هنگامی که عقبه آماده (و قوی) است، جبهه اندک (و ضعیف) است (و خطوط مقدّم شکننده و آسیب پذیر می شوند). آمادگی یسار به ضعف یمین و آمادگی یمین به ضعف یسار می انجامد، آمادگی در همه جا به ضعف در همه جا می انجامد.»[2 ص.82] این عبارت کلیدی سون‌زو که «آمادگی در همه جا به ضعف در همه جا می انجامد» علّت اصلی ایجاد «مزیت برتری» برای سازمان است. سازمان باید در جایی بیشترین مزیّت و برتری را داشته باشد که رقیب در آنجا دست خالی است بدین ترتیب یک پیروزی حتمی و کم‌هزینه حاصل می شود.

سون‌زو همواره به دنبال پیروزی است، در جایی پا نمی نهد که شکست را متحمل شود با این حال او نه تنها به دنبال پیروزی، بلکه به دنبال بهترین و کم هزینه ترین پیروزی نیز هست: «جنگاوران کاردان دوران باستان کسانی بودند که نه تنها پیروز می شدند که پیروزی را آسان به دست می آوردند ولی این امر موجب شهرت آن‌ها به خردمندی و هوشمندی یا شجاعت و دلاوری نمی شد 7. آن‌ها بدون اشتباه در جنگ پیروز می شدند.» [2 ص.67] به همین دلیل است که او برای پیروزی کم‌هزینه، پیشنهاد می کند با نقاط قوت خود بر نقاط ضعف رقیب بتازید. اگر پیروزی در نبرد را «اثربخشی» تعریف کنیم، سون‌زو نه تنها هدف اثربخشی را مدّنظر داشته است بلکه در عین حال به «کارایی» نیز توجّه ویژه داشته است و در نهایت بهترین استراتژیست را بهره-ورترینِ آن‌ها می داند.

سون‌زو برای به دست آوردن پیروزی کم‌هزینه پیشنهاد می کند که «افراد باید به طور کوبنده، چون فرود دسته ی هاونی بر سر تخم‌مرغ ها علیه دشمن وارد عمل شوند؛ مانند اثر برخورد جسمی سخت و مستحکم بر توده ای سست و توخالی (با نقاط قوت خود نقاط ضعف دشمن را مورد حمله قرار دهید).»[2 ص.72] به این ترتیب یک پیروزی سریع و کم‌هزینه حاصل می شود. با این حال او به پیروزی کم هزینه-تری می اندیشد: «کسب صد پیروزی در صد نبرد اوج برتری و مزیت نیست، اوج برتری (نظامی)، شکست مقاومت دشمن بدون جنگ است. به همین دلیل برترین و مهم‌ترین اقدام نظامی-گری از ریشه‌زدن (و حمله به اساس جنگ یعنی) طرح و تدبیر (و استراتژی دشمن) است.»[2 صفحات55-6] حمله به طرح های دشمن حدّ اعلای مهارت در نظامی‌گری است و طرح ها و تدابیر دشمن را باید از پایه و اساس مورد حمله قرار داد بدین ترتیب که باید با تغییر موقعیت و وضعیت به گونه ای عمل کرد که استراتژی های رقیب از حیّز انتفاع ساقط شوند و بهترین روش برای این کار تعیین زمین و قواعد بازی است که پیش از این ذکر شد؛ زمینی که هیچکدام از استراتژی های رقیب در آن کارگر نباشند.

باید توجّه داشت که دشمن نیز می تواند با تغییر وضعیت، استراتژی های ما را بدون فایده کند بنابراین برای مقابله با استفاده از این فرصت توسط دشمن، همواره استراتژی ها باید مبتنی بر موقعیت ها و فرصت ها تبیین شوند و در صورت تغییر موقعیت، استراتژی ها نیز باید تغییر کنند. سون‌زو در این باره می گوید: «پیروزی در جنگ تکرار شدنی نیست و من (تاکتیک یک نبرد را دوباره در نبردی دیگر به کار نمی برم، بلکه برای پاسخگویی به وضعیت های جدید) آرایش های بی پایانی می یابم (و نحوه عمل خود را دائماً تغییر می دهم).»[2 صفحات83-4] پیروزی درب نیست که بر یک پایه بچرخد، کشف راه های نو، هنر استراتژیست است. برخی به همین دلیل گفته اند تنها چیز ثابت، تغییر است.

پایان قسمت اوّل (از دو قسمت)

منابع

  1. حسینی ح. (1375). سون تزو و استراتژي غيرمستقيم. مجله سیاست دفاعی، 13.
  2. مؤذن‌جامی م. (1389). آیین و قواعد رزم سون تزو. تهران: نشر شهر.
  3. global security. China History Maps - BC 722-481 Spring and Autumn Period. [Accessed: 6/6/2015] Retrieved from http://www.globalsecurity.org/military/world/china/history-spring-and-autumn-period-maps.htm.
  4. Military History Encyclopedia on the Web. Sun Tzu b.500 BC. [Accessed: may/19/2015] Retrieved from http://www.historyofwar.org/articles/people_suntzu.html.
  5. کی م. (1358). هنر جنگ. تهران: اداراه‌ی عس سماجا.
  6. Bracker J. (1980). The Historical Development of the Strategic Management concept. 5(2), 219-24.
  7. Zuckerman AM. (2005). Healthcare strategic planning: Health Administration Press.
  8. The Statistics Portal. Global market share held by Nokia smartphones from 1st quarter 2007 to 2nd quarter 2013. [Accessed: 6/7/2015] Retrieved from http://www.statista.com/statistics/263438/market-share-held-by-nokia-smartphones-since-2007/.
  9. آی تی ایران. چگونه یک گوشی مسیر صنعت تلفن همراه را تغییر داد؟. [دسترسی در تاریخ: 6/6/2015] قابل دسترسی از طریق: http://itiran.com/d/66742.
  10. The Statistics Portal. Global market share held by mobile phone vendors from 1st quarter 2008 to 1st quarter 2015 (share of sales to end users). [Accessed: 6/7/2015] Retrieved from http://www.statista.com/statistics/263348/global-market-share-held-by-mobile-phone-vendors-since-1st-quarter-2008/.
  11. طاهری ا, عزیزخانی ا. (1390). انسان شناسی پست مدرن و نقد آن از منظر آموزه های دینی. انسان پژوهی دینی، 25(3).
  12. کوهن ت. (1393). ساختار انقلابهاي علمي (مترجمین: زیباکلام س). تهران: انتشارات سمت.
  13. Maneuvering. Sun Tzu's Art of war [Accessed: 6/6/2015] Retrieved from http://suntzusaid.com/.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- Sun Tzu

2- WU

3- QU

4- در زبان چینی: «بینگ فا» و در زبان انگلیسی: «The Art of War»

5- Francis Bacon, (22 January 1561 – 9 April 1626)

6- Thomas S. Kuhn

7- به دلیل اینکه هرچه افراد با سپاه عظیم‌تر و جنگاوری بیشتری در میدان نبرد می‌کردند در چشم مردم ابهت بیشتری داشته و موجب شهرت بیشتری می‌شده است و کسانی که با کم‌ترین درگیری و هزینه پیروز می‌شدند کمتر دیده می‌شدند.

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328