هادی مصدق

یکی از مسائل همواره مهم حوزه مدیریتی مسئله تمرکز و تمرکز زدایی است، مسئله ای که در هر طرف، مزایا و معایبی برای آن بیان شده است. این مسئله، آموزش و پرورش ما را نیز در بر گرفته، به نحوی که آموزش و پرورش هم از لحاظ ساختار (ساختار عمودی) و هم از لحاظ محتوا (میزان اختیارات ستاد و صف) متمرکز می‌باشد. این سطح از تمرکز، خود به خود مشکلاتی را ایجاد کرده که از جمله آن‌ها، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

کاهش خلاقیت معلمان و مدیران مدارس، کاهش سطح همکاری بین برنامه ریزان و مجریان (صالح، 1386)، کاهش بهره مندی مناسب از تشکل‌ها (کشاورز، 1385)، تعلق خاطر کم مجریان به برنامه‌های درسی (صادقیان، مصاحبه دی ماه، 1396)، کم رنگی نقش مدرسه به عنوان کانون تحول محله (صادقیان، مصاحبه دی ماه، 1396) و (معینی، مصاحبه آذرماه، 1396) ، اینرسی بالای نظام برای انجام هر گونه تغییرات (مهر محمدی، 1385) و ...

اینکه نقطه بهینه مابین تمرکز و عدم تمرکز کجاست و چه سطحی از اختیارات مرکز باید واگذار گردد، به نحوی که هم اهداف و سیاستهای مرکز خدشه دار نشود و هم مدارس از اختیارات لازم برای انجام بهینه وظایف برخوردار باشند، سوال مهمی است که فرصت پرداختن به آن در این مجمل وجود ندارد، لکن در این نوشتار، با قبول این پیش فرض که نظام آموزش و پرورش کنونی ما از حد بالایی از تمرکز برخوردار است، برآنیم که به بررسی علت های ریشه ای این مسأله بپردازیم.

در این خصوص به نه علت می توان اشاره نمود:

  1. ساختار سیاسی- اداری متمرکز کشور

ساختارهای سیاسی- اداری کشور به صورت متمرکز و در هم تنیده بوده، هر کدام به عنوان بازوی حاکمیت عمل می‌کنند و لذا لازمه هر گونه تغییر و تمرکززدایی در یکی از این بازوها، هماهنگی با کل ساختار می‌باشد و این خود مسئله را پیچیده و سخت کرده، مانع از امکان ایجاد یک ساختار غیر متمرکز در نظام آموزش و پرورش بدون لحاظ نوع رابطه با دیگر ساختارها می شود.

  1. نگاه مسئولان به تمرکز به عنوان بهترین راهکار دستیابی به اهداف

نگاه متمرکز در بین مسئولان کشور، حاکم می باشد، این نوع نگاه به نظام آموزشی کشور نیز حاکم بوده و بهترین راه دستیابی به اهداف نظام را تمرکز می‌داند، نظامی که مسیر تعالی را مبتنی بر اجرای چشم انداز 20 ساله و دیگر اسناد بالادستی کشور دانسته و اختیارات گسترده‌ای را در سطوح مختلف به مرکز واگذار کرده است. چرا که همواره ترس از رخداد چند دستگی فرهنگی و ناتوانی نظام در هدایت دینی جامعه وجود داشته است. این مسئله توسط آقازاده اینگونه مطرح شده است:

آقازاده (1383): "مسئولین برای مقابله با دشواری‌های بسیار متنوع مناطق مختلف آموزشی کشور، یک نسخه از بخشنامه سازمان مرکزی را، به عنوان تنها الگوی چاره ساز ارائه می‌کنند. "

  1. عدم اعتماد مرکز به استان‌ها از بعد فنی و عدم توانمندی لازم بین مدیران و معلمان سطوح پایین برای اخذ اختیارات تفویضی

منظور از جنبه فنی، جنبه‌هایی است که به تکنیک و انجام کار مربوط می‌شود. این نگرانی در مرکز وجود دارد که در صورت واگذاری اختیارات به مناطق و استان‌ها، جهت انجام برنامه‌ریزی، تهیه محتوا و ... آن‌ها نتوانند به خوبی از عهده این مسئولیت برآیند، از طرفی دیگر تصور مرکز آن است که می توان بهترین برنامه‌ها را با کیفیتی به طور مطلق بالاتر از استان‌ها در اختیار آن‌ها قرار ‌داد و این نگرانی به قدری عمیق، ریشه دار و پذیرفته شده است که حتی خلاف آن در بوته آزمایش هم قرار داده نمی شود. از طرفی دیگر در شرایط کنونی، بنا به دلایلی از جمله تجربه‌های کاملاً متمرکز مدیران مراکز، عدم گذراندن آموزشهای لازم و ... عملاً بسیاری از مدیران و معلمان استان‌ها، آمادگی لازم برای بر عهده گرفتن مسئولیت‌ها و اختیارات لازم را نداشته، احتمال موفقیت آنها در پذیرش نقشها را نیز کاهش می‌دهد. بر این مدعا شواهد زیادی وجود دارد که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره نمود:

o        صفایی موحد (مصاحبه، خرداد 1396): "ببینید این بی‌اعتمادی دو بعد دارد: یه بعد تکنیکال و فنی دارد و یه بعد سیاسی دارد. از بعد فنی مرکز نسبت به استان بی‌اعتماد است. می‌گوید که اگر من برنامه‌درسی را بسپارم به سیستان، به گیلان به ایلام آیا می‌تواند انجام دهد، نمی‌تواند انجام بدهد، آیا کیفیت آن با کیفیت مرکز یکی خواهد بود. یعنی اونهایی که در مرکز هستند تصور می‌کنند از اونهایی که در شهرستان هستند بهتر می‌توانند برنامه درسی انجام بدهند. یه دلیل این فنی هست."

o        زرافشان (مصاحبه، آذرماه 1396):"ولی همین الان اون اختیاراتی رو که به مدیر مدرسه دادیم خودمون نقضش می‌کنیم. بخاطر این‌که که میگیم خب مدرسه که نمیتونه این کار رو بکنه و ما باید این کار رو بکنیم."

o        آقازاده (1383): "مسئولان سطوح بالای آموزش و پرورش بدین دلیل بر اعتقاد خود پافشاری می‌کنند که مدیران سطوح پایین مدیریت (مدیران کل استان، روسای مناطق آموزش و پرورش، روسای نمایندگی‌ها و مدیران مدارس) را فاقد توانمندی و آمادگی لازم برای رسیدن به وضعیت مطلوب می‌دانند. "

عباسپور به نقل از پورسلیمان (1396): "خیلی از رؤسای آموزش و پرورش از اختیارات خود بی‌خبر هستند. ما آسیب شناسی کردیم دیدیم خود گردانندگان جلسات که اختیارات خوبی دارند، نمی‌توانند از این اختیارات استفاده کنند"

o        زرافشان (مصاحبه، آذرماه 1396): "ما که اومدیم یه جلسه‌ای با معلمها داشتیم و از اونها پرسیدیم که بنظر شما چه چیزی باید تغییر کنه؟ اولین درخواستشون این بود که این 5 نمره رو از ما بگیرید و ورقه 20 نمره داشته باشه. ببینید این معلم، یه معلمی نیست که شما ازش انتظار خلاقیت و نوآوری داشته باشید. انتظار آموزش بر پای یادگیری ازش داشته باشید. ما وقتی که اومدیم یه تغییر دادیم، ما تو نیمسالی واحدی دو تا درس داشتیم یکی مطالعات اجتماعی و یکی اقتصاد، این دوتا رو یکی کردیم و 4 ساعت. گفتیم 4 ساعتش بمونه ولی سازمان پژوهش موظف است به میزان سه ساعت محتوا تولید کنه. ما می‌خواستیم به معلمان در بحث مطالعات اجتماعی که یک بحث کاملاً کاربردی درمورد زندگی اجتماعی بچه‌ها هست یک ساعت وقت بدیم که این معلم راجع به مسائل اجتماعی، راجع به خانواده بچه‌ها با این بچه‌ها حرف بزنه. در مورد مسائل جامعه با اونها حرف بزنه، با اونها راه بیافته بره تو اجتماع تا بچه‌ها مسائل اجتماع رو بفهمند. خب من رفتم منطقه 14، گفتند که گروههای آموزش اجتماعی میخوان شمارو ببینند. گفتند که این درس رو یا یک ساعت ساعتشو کم کنید، شما سه ساعت محتوا دادین سه ساعت هم آموزش؛ یا محتواشو 4 ساعت بکنید چون ما نمیدونیم برای این یک ساعت باید چکار بکنیم."

o        بطحائی (1396): "باید اعتراف کنیم که شایستگی مدیران ما در اداره واحدهای آموزشی یکی از مهمترین عوامل ناکامی در این مسیرهایی بوده که تا به حال جلو آمدیم".

  1. عدم اعتماد مرکز به استان‌ها از بعد سیاسی

مرکز به لحاظ سیاسی به مناطق و استان‌ها بی اعتماد است و این امر از موانع عدم تمرکز آموزش و پرورش و به طور خاص عدم تمرکز در برنامه‌درسی به شمار می‌رود.  چرا که تصور می شود با این کار موجبات وحدت و یکصدایی از بین رفته و از نفوذ مرکز کاسته می شود.

o        صفایی موحد (مصاحبه، خرداد 1396): "دلیل دیگر سیاسی است. یعنی تصمیم‌گیرندگان ما در حوزه آموزش و پرورش و بالاتر از آن، فکر می‌کنند که اگر نظام متمرکز باشد در کل کشور ایجاد وحدت می‌شود، اگر همه یه چیزی را خواندند ایجاد وحدت می‌شود که در این سال‌های اخیر دیدیم که نشده است. ببینید بچه‌های هرمزگان، بچه‌های کرد، بچه‌های لر تصویر خودشان را در کتاب‌های درسی نمی‌بینند، هر چی می‌بینند انگار یه تهرانی دارد صحبت می‌کند. این مرکز می‌خواهد اونها را تحت کنترل دربیاورد و اونها هم در مقابل این امر مقاومت می‌کنند. این دو بعد بی‌اعتمادی فنی و سیاسی از بین برود."

  1. تمایل مدیران به حفظ قدرت خود

قدرت همیشه شیرین بوده است، لذا کاملاً طبیعی است که مسئولان و مدیران کلان هر سازمانی با هرگونه تمرکز زدایی که به نوعی واگذاری قدرت و کاهش سطوح حوزه مدیریت خود بوده، مخالفت آشکار و پنهان داشته باشند.

  1. سنتی بودن الگوی اداره آ.پ

نظام آموزشی کشور، مبتنی بر نوع حاکمیت‌های متمرکز قدیمی شکل گرفته و همچنان ساختار و جایگاه خود را حفظ کرده است. این مسئله، تمرکز بالا را به همراه خود آورده است. فانی (1390: 282) این مسئله را اینگونه بیان کرده است:

"تمام تغییرات مثبت به علت منبعث بودن از یک الگوی نادرست تأثیر گذار نیستند. الگوی تشکیلات فعلی همان الگویی است که در سال 1298 برای وزارت آ پ نوشته شده است. آن زمان آ پ 50 الی 60 مدرسه داشت و اکنون نیز با 150 هزار مدرسه با همان الگو داریم وزارت را اداره می‌کنیم. اکنون همان قالب و الگو را بزرگ کرده‌اند. بایستی هر معاونت (سه معاونت ابتدایی، راهنمایی (در گذشته بود) و متوسطه هر کدام در قالب یک سازمان مستقل با بودجه امور اداری و ... عهده‌دار کار خودش شود. رفتن به سمت تشکیلات بخشی به نفع ماست که البته نیازمند پژوهش است"

 

  1. ارزشیابی‌های نهایی متمرکز و آزمون متمرکز ورودی دانشگاه‌ها (کنکور)

 نظام ارزشیابی هر سازمانی، قطب نمای سازمان بوده که برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌ها را جهت دهی می‌کند. در شرایطی که ارزیابی نهایی مدارس، در میزان قبولی داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها دیده می شود، آزمون متمرکز ورودی دانشگاه‌ها (کنکور) و ارزشیابی‌های نهایی مدارس که به صورت متمرکز برگزار می‌گردد، به اجبار مدارس را به سمت محتواهای واحد و یکسان سوق داده و امکان هرگونه عدم تمرکز در محتوا را از بین می‌برد.

  1. نبود فرهنگ مشارکت در بین مسئولان و دیگر ذینفعان آموزش و پرورش

یکی از پیش نیازهای تمرکز زدایی، نقش آفرینی گسترده دیگر بخش‌ها و ذینفعان می‌باشد، لکن واقعیت موجود نشان دهنده آنست که اساساً هیچ نوع مشارکت تعریف شده ای در مدیریت، اجرا و کیفیت بخشی حوزه آموزشی برای ذینفعان حوزه های آموزشی کشور (انجمن اولیا و مربیان، سازمان‌ها و ادارات دولتی، کارخانه‌ها، شرکت‌های خصوصی و ...) تعریف نشده است.

  1. ضعف توانایی راهبری نظام غیر متمرکز توسط آموزش و پرورش

مدیران ارشد کشور، تربیت یافته فضای مدیریتی متمرکز بوده، شناخت و تجربه‌ای در نحوه راهبری یک نظام غیر متمرکز را ندارند، از اینرو، هرگونه تمرکز زدایی و باز تعریف نقش و وظایف در رابطه با آنان در هاله‌ای از ابهام قرار داشته، که همین عدم آشنایی و توانایی باز تعریف بر اساس نظام غیرمتمرکز موجب شده مدیران ارشد، چندان رغبتی به تغییر نداشته باشند.

 

منابع:

آقازاده، احمد.(1372). شیوه های مدیریت و مشارکت مردم در اداره آموزش و پرورش در انگلستان و ژاپن، پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت.

پورسلیمان، علی. (1396). قانون شوراهای آموزش‌وپرورش گامی در جهت مردمی کردن آن؛ ظرفیت قانونی که مغفول مانده است. برگرفته از سایت صدای معلم به آدرس الکترونیکی http://sedayemoallem.ir در تاریخ 02/07/1396.

صالح، فروغ.(1386). درآمدی بر نظام برنامه‌ریزی توسعه در آموزش‌وپرورش ایران، پژوهشنامه پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، گروه پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی، شماره 14، صص179-194.

فانی، علی‌اصغر .(1390). فرا تجربه. انتشارات عابد، تهران.

کشاورز، سوسن.(1385). شناسایی فرصتها و تهدیدهای محیطهای بین المللی و منطقه ای موثر بر نظام آموزش و پرورش ایران. تهران، شورای عالی آموزش و پرورش.

مهرمحمدی، محمود.(1386). مدیریت هم زمان مدارج تمرکز زدایی در نظام برنامه ریزی درسی ایران، فصلنامه مطالعات برنامه درسی.

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328