رضا عزیزی

چکیده:

کره جنوبی از جمله کشورهای تحت حمایت بلوک غرب در فضای دوقطبی جنگ سرد پس از فروپاشی بلوک شرق به رهبری شوروی و اضمحلال رقابت های تسلیحاتی و نیز وجود بحران های اقتصادی دهه 1980، به سیاست گسترش موج کره در قالب توسعه صنایع فرهنگی با هدفگذاری سه سطحی یعنی افق کوتاه مدت توسعه و قدرتمندسازی صنایع داخلی، افق کوتاه مدت بازیگر محوری در بازار صنایع فرهنگی منطقه شرق آسیا و در افق بلندمدت برتری در بازار جهانی در تولیدات مربوط به صنایع فرهنگی روی آورد و با پذیرش مکانیسم بازار توانست در سال 2013 به رتبه یازدهم قدرت نرم جهان دست پیدا کند. ایالات متحده نیز سیاست توسعه صنایع فرهنگی خود را از دهه 1920 آغاز کرده است و طی چهار مرحله توانسته است جایگاه برتری در دنیا داشته باشد. تفاوت دو کشور کره جنوبی و آمریکا در این است که هر دو مکانیسم بازار را پذیرفته اند اما در کره نهادهای دولتی و رسمی نقش پرنگی در گسترش سیاست موج کره داشتند و در آمریکا تقریبا دولت در بخش دولت هیچ گونه دخالت مستقیم ندارد و با نهادهای غیر رسمی به سیاستگذاری صنایع فرهنگی می پردازد. تبلور سیاستگذاری در بستر هویت ملی و منافع و نیز قوام بخشی متقابل ساختار و کارگزار و اهمیت برابر هردو که در نظریه سازه انگاری است می تواند چرایی و چگونگی تحولات هویتی، نقشی، گفتمانی و سیاستگذاری را در دو کشور به خوبی نشان دهد.

مقدمه

صنایع فرهنگی امروزه باعث رشد و توسعه اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان و در کانون توجه کشورهاي پيشرفته قرار گرفته است. کالاهای نرم و فرهنگی که هزینه تولید به نسبت پایین تری نسبت به کالاهای سخت و پیچیده داشته و بازار پرسودی که در آنها نهفته است در طی سالیان گذشته عامل سوق دهنده بسیاری از کشورهای جهان به سمت تولید و رونق این صنایع در کشور خود بوده است. کشورهایی که سهم 3 تا 12 درصدی از تولید ناخالص ملی (GDP) خودشان را از طریق صنایع فرهنگی به دست آورده و در رشد اقتصادی کشورشان از این حوزه بهره خوبی برده اند (فنافر، 1395). این موضوع خود را در سیاستگذاری های صنایع فرهنگی کشورها خود را نشان داده است. سیاست صنعت فرهنگ مجموعی از رهنمودها، سیستم ها و اقدامات مدیریتی خاص تعریف شده است که یک دولت آن را به هدف توسعه صنعت فرهنگ در آن کشور به کار می گیرد. در واقع، سیاست های فرهنگی تغییر می کنند و خود را با توسعه صنعت فرهنگ تنظیم می کنند. سیاست های فرهنگی مجموعی از یک سری سیاست ها هستند که دولت ها با هدف ترویج و تنظیم توسعه صنعت فرهنگ وضع و اجرا می کنند. در عصر اقتصاد جدید، دولت ها در سراسر جهان سیاستگذاری صنعت فرهنگ را با هدف ترویج آن در دستور کار خود قرار داده اند. از بیش از 30 سال گذشته، بسیاری از دولت ها امید زیادی به خط مشی و سیاست در صنعت فرهنگ دوخته اند، البته با این فرض که صنعت فرهنگ جریان کنونی توسعه اقتصادی در کشورهای خود را تغییر خواهد داد و فرهنگ نقشی را که تا به حال در اقتصاد ایفا کرده است تغییر شکل خواهد داد (Qin: 2009, 45 ،Wei, & Wan). در بین کشورهای گوناگون تنها ایالات متحده آمریکا است که سابقه ای طولانی از دهه 1920 به بعد در عرصه صنعت فرهنگ دارد. در کره جنوبی به عنوان یک کشور نوپا در عرصه توسعه بعد از پایان یافتن رقابت های ایدئولوژیک در عصر جنگ سرد یعنی از دهه 1990 به بعد عناصر مختلف فرهنگی یکی از نیروهای اصلی پیشران توسعه اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است. البته خاستگاه صنعت فرهنگ در آمریکا است و از این نظر بیش از هر کشور دیگری تجربه و تخصص دارد و پرچمدار صنعت فرهنگ دنیا است. اما مقایسه دو کشوری که هر دو دارای الگوی لیبرال- دموکراسی در کشور خود هستند می تواند فضای سیاستگذاری متفاوت دو کشور در عرصه صنعت فرهنگ را به ما بنمایاند. در این میان نقش هنجارها، منافع، هویت ها و انگاره ها، معانی، قواعد و رویه ها در سیاستگذاری نوین صنایع فرهنگی بی بدیل است. تامین منافع ملی از بستر ایجاد رفاه و ثروت از یک سو و ترویج هویت فرهنگی و ملی از سوی دیگر در تمرکز بر سیاستگذاری صنایع فرهنگی در این دو کشور مورد توجه بوده است. مکانیسم بازار با هویت لیبرالی آمریکایی پیوندی ناگسستنی دارد و کره جنوبی علی رغم هویت فرهنگی شرقی خود اولویت را به مکانیسم بازار در تولیدات صنعت فرهنگ خود داده است و در وهله بعد هویت ملی مورد توجه است. سیاستگذاری آمریکا در بخش صنعت فرهنگ تناقضی با مسائل هویت ملی به وجود نمی آورد (Ibid, 42). در حالی که در کره حل و فصل منازعات هویتی با هویت متناسب با مکانیسم بازار تبدیل به دغدغه ای برای دولتمردان آنان شده است. با وجود رویکرد واحد هر دو کشور بر سیاستگذاری فرهنگی به ویژه حوزه صنایع فرهنگی که همان رویکرد لیبرال –دموکراسی است، سیاستگذاری صنایع فرهنگی در کره متمرکز و در دستان دولت است اما در ایالات متحده غیرمتمرکز و از طریق نهادهای تقریبا غیردولتی دنبال می شود و دولت نقش تنظیم گری و تسهیلگری را داراست. این پژوهش با رویکرد سازه انگاری مفروض بحث خود در سیاستگذاری صنایع فرهنگی در این دو کشور را بحث هویت ها و منافع در نظر می گیرد و در تحلیلی مقایسه ای از طریق داده های اسنادی سعی دارد که تفاوت ها و تشابهات سیاستگذاری این دو کشور را در قالب مولفه هایی که در مباحث در ذیل می آید بررسی کند.

سازه انگاری، نظریه ای برای صنعت فرهنگ آمریکا و کره جنوبی

نظریه سازه انگاری در اواخر دهه 80 میلادی و در خلال دو مناظره علمی در رشته روابط بین الملل میان نوواقع گرایان و نئولیبرال ها و همچنین مناظره خردگرایان و نظریه پردازان انتقادی به وجود آمد. این نظریه با اعتقاد به تحول روابط بین الملل بر اساس تعامل میان سیاست بین الملل و سیاست داخلی، به دنبال روند تعامل متقابل آنها در ساخت جامعه بین الملل است. بر این اساس نظریه سازه انگاری با رد مفروضه های خردگرایانه نوواقع گرایی و نئولیبرالیسم بر اهمیت ساختارهای هنجاری و مادی، نقش هویت در ایجاد منافع، کنش و ساخت دوگانه و متقابل کارگزار و ساختار تاکید دارد. از سوی دیگر نظریه پردازان سازه انگاری با نقد غلظت بالای متاتئوریک در نظریات انتقادی و پست مدرن در روابط بین الملل، پل ارتباطی میان نظریاتی محسوب می شوند که روابط بین الملل را مجموعه ای از واقعیات دانسته و در عین حال زندگی سیاسی اجتماعی را نیز در قالب علم روابط بین الملل مورد بررسی قرار می دهند. بنابراین سازه انگاری رویکردی میان تبیین های پوزتیویستی و تفسیری یا نظریه ای میان خردگرایی و بازتاب گرایی محسوب می شود. نظریه سازه انگاری به عنوان یک نظریه سیاست خارجی و دیپلماسی فرهنگی به عنوان رکن چهارم سیاست خارجی از اهمیت بسیاری برخوردار است. به علل اصول سه گانه هستی شناسی آن در تبیین دیپلماسی فرهنگی در اینجا دیپلماسی صنایع فرهنگی کره جنوبی و ایالات متحده آمریکا بسیار مفید است. در واقع گزاره های سه گانه که هسته اصلی تبیین محیط اجتماعی و مادی سیاست خارجی را شکل می دهند، به توضیح چگونگی شکل دهی منافع و همچنین شباهت ها و تفاوتهای سیاست خارجی کشورها کمک می کنند. این اصول عبارتند از: قائل شدن اهمیت موازی و یکسان برای ساختارهای مادی و فکری و هنجاری؛ ساخت هویت و نقش آن در تکوین منافع و کنش دولتها؛ قوام بخشی متقابل ساختار و کارگزار نسبت به یکدیگر (قوام، 1393: 341-342) تحقیق کنونی سعی دارد این سه مولفه را در ذیل عناوینی که می آید درباره سیاست صنعت فرهنگ کره جنوبی و ایالات متحده آمریکا بررسی کند.

صنعت فرهنگ در آمریکا و کره در پرتو هویت و منافع

هویت در آمریکا از بدو شکل گیری بر پایه فردگرایی و پی گیری منافع شخصی تا وقتی در قالب رقابت و مکانیسم بازار باشد صورت بندی شد. یعنی بین سیاست و فرهنگ و اقتصاد در آمریکا یک رابطه تطابقی و تساوی وجود دارد. بدین معنا که هویت بر پایه سه ضلع مثلث سیاست، اقتصاد و فرهنگ شکل می گیرد و بین اضلاع این مثلث هم تضاد و تناقضی نیست (Qin: 2009, 43 ،Wei, & Wan). اما کره جنوبی هویتی شرقی دارد که با پایان رقابت های ایدئولوژیک و تسلیحاتی جنگ سرد با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری، کشورهای تحت بلوک آمریکا از جمله کره جنوبی که در این زمان هویت ملی متناسب با هویت غربی پیدا کرده بود فرصت یافتند تا در فضای ایجاد شده ناشی از بی رقیبی نئولیبرالیسم جهانی سیاست هایی را در عرصه صنعت فرهنگ دنبال کنند که لازمه آن پذیرش مکانیزم بازار بود. منافع ملی و اقتصادی کره با توجه به تحول هویتی که یافته بود زمینه های لازم پذیرش مکانیزم بازار آزاد را در کره جنوبی ایجاد کرده بود و به دنبال سهمی بالا در اقتصاد فرهنگ از بازار جهانی بودند. در این دهه شاهد روی کار آمدن سیاستمدارانی در کره هستیم که تفکر بازار آزاد و لوازم ضروری آن را پذیرفته بودند که نقطه عطف این تغییر ساختار تصمیم گیری ریشه در بحران مالی کره در اواخر دهه 1990 داشت که دولت کره رویکردهای قانونی ای را بنیان نهاد تا فرهنگ ملی کره جنوبی را سامان داده و آن را به بقیه جهان نیز صادر کند. دولت کره با پذیرش فضای رقابت و موضوع دستاوردهای مطلق و نه نسبی که در جنگ سرد حاکم بود توانست به سرعت گوی سبقت را از بسیاری کشورها در جهان در زمینه افزایش قدرت نرم خود برباید (فنافر، 1395).

اهداف سیاستگذاری صنایع فرهنگی کره جنوبی و آمریکا

طبق پيش بيني اقتصاددانان در نشريه ي فيوچريست (ارگان انجمن آينده جهان، مستقر در ايالات متحده)، اقتصاد بزرگ آمريکا تا سال ۲۰۱۵ تماماً در سيطره ي صنايع فرهنگي خواهد بود (ملکي فر، 1387: 11)  با توجه به ادبیات، صنعت فرهنگ ایالات متحده آمریکا در سراسر جهان به طور کلی چهار مرحله از توسعه را تجربه کرده است. فاز جوانه زدن از دهه 1920 تا دهه 1950، شکل گرفتن فاز دهه 1950 تا پایان جنگ سرد، مرحله توسعه سریع از پایان جنگ سرد تا پایان دهه 1990 و توسعه یکپارچه در آغاز قرن جدید بر اساس طبقه بندی فوق، توسعه صنعت فرهنگ در ایالات متحده در چهار مرحله زیر بررسی شده است:

مرحله اول: سلطه بر جهان از دهه 1920 تا پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945

در این مرحله ایالات متحده با تکیه بر تکنولوژی پیشرفته تر و گردش مالی بالای خود و بی توجهی جهان سیاست به صنعت فرهنگ توانست سلطه بلامنازعی در صنعت فرهنگ تا پایان جنگ جهانی دوم داشته باشد. سیاست و خط مشی در صنعت فرهنگ نادر بوده است به طوری که در میان دولت های سراسر جهان در این دوره، این خلاء سیاست منجر به سیاست فرهنگی ایالات متحده بدون هیچ محدودیتی در توسعه صنعت فرهنگ آن تا به امروز باشد. توسعه رادیو و تلویزیون در طول این دوره، قوانین زیربنایی را شکل داد که می تواند به عنوان سیاست های صنعت فرهنگ در ایالات متحده معرفی شود. مثلا وضع قانون رادیو از سال 1927 و قانون ارتباطات از سال 1934 توسط کمیسیون ارتباطات فدرال به عنوان یک سازمان مستقل دولتی که قدرت خود در نظارت و مقررات پخش را از کنگره آمریکا کسب کرده است؛

مرحله دوم: شکل گرفتن از دهه 1950 تا پایان جنگ سرد در سال 1989

پس از پایان جنگ جهانی دوم، انقلاب صنعتی سوم رخ داد. این سرعت در حال رشد با انقلاب فن آوری اطلاعات توسط اختراع کامپیوتر در طول دهه 1950، تقویت شد. ظهور اینترنت به خوبی به عنوان رسانه چهارم پس از صنعت چاپ، رادیو و تلویزیون به رسمیت شناخته شد. در حالی که ایالات متحده هنوز هم در جهان رهبری این انقلاب را داشت از این نظر که هنوز از لحاظ مالی قدرتمند بود، ظهور صنعت فرهنگ در اروپا چالشی شوم برای انحصار ایالات متحده در بازار فرهنگی جهانی بود. در طول این مرحله، ایالات متحده آمریکا صنعت فرهنگ خود را بر توسعه رسانه یعنی رسانه های جمعی به عنوان هسته اصلی صنعت فرهنگ آن متمرکز کرد. در سال 1952، چهار شبکه تلویزیونی در ایالات متحده تاسیس شد. در سال 1972، تعداد ایستگاه های تلویزیونی در سراسر آمریکا به بیش از 600 و در سال 1980 تلویزیون تا 80 درصد از جمعیت آمریکا را پوشش می داد. در سال 1962، اولین تلویزیون و ارتباطات ماهواره ای آمریکا راه اندازی شد که برنامه های تلویزیونی آمریکا در سراسر تمام جهان را پوشش می داد. در سال 1980، درآمد تلویزیون در ایالات متحده بالغ بر 11.488 میلیارد دلار بود. علاوه بر این، صنعت کارتون آمریکا را درنوردید. از ویژگی های بارز سیاست آمریکا در صنعت فرهنگ در این دوره بنیاد ملی هنر و قانون انسانی بود که مشارکت مستقیم دولتی را برای اولین بار، در توسعه صنعت فرهنگ مشخص می کرد؛

مرحله سوم: توسعه سریع از پایان جنگ سرد تا پایان دهه 1990

در خرابه های جنگ سرد، ایالات متحده تنها ابرقدرت باقی مانده از رقابت های جنگ سرد بود که با سوار شدن بر این موج ناشی از فضای چالش ناپذیر اقتصادی، سیاسی و قدرت نظامی، صادرات فرهنگی خود در خارج از کشور را آغاز کرد. غولها و شرکت های صنایع فرهنگی این کشور با توسعه بیشتر از نیم قرن قدرت با انباشت کافی قدرت وارد جنگی برای به دست آوردن و ادغام همه شرکت های صنایع فرهنگی و گستراندن خود در بازار بین المللی بدون نگرانی از مسئله تقاضای تولیدات فرهنگی که در سطح داخل مطرح بود شد. سیاست فرهنگی برجسته آمریکا در طول این مدت حمایت قاطعانه سیاست گسترش آمریکا در خارج از کشور بود. مقررات زدایی و حمایت از قانون بازار با ادغام صنعت رسانه های آمریکایی که در سال 1980 آغاز  شده بود به اوج خود رسید؛

مرحله چهارم: توسعه یکپارچه از آغاز قرن جدید تاکنون

توسعه فن آوری اطلاعات، کشورهای چهار گوشه مختلف جهان را با تقسیم کار بین المللی و همکاری به هم مرتبط می کند که برای ایالات متحده یک فرصت بی سابقه است. از ویژگی های بارز توسعه در این دوره ظهور فن آوری پیشرفته فرهنگی و طلوع زمان طلایی توسعه برای ایالات متحده در صنعت فرهنگ آن است. غول ها و شرکت های فرهنگی که عملیات عبور از مرزهای کشورها و صنایع را انجام می دهند، منجر به تقسیمات نهادهای فرهنگی شده اند. در حال حاضر، بالای 25 گروه رسانه ای در ایالات متحده به عنوان گروه های فرهنگی بسیار عظیم هستند که شامل رادیو، تلویزیون، تلویزیون کابلی، تلویزیون های ماهواره ای و رادیو، روزنامه ها، مجلات، نشریات، فیلم، موسیقی ضبط شده، سرگرمی، تلفن، اینترنت، ورزش، و تبلیغات می شوند. سیاست دولت ایالات متحده با وجود یک ملت با منابع فرهنگی کمیاب همچنان فشار جهت تقویت صنعت فرهنگ و گسترش آن در خارج از کشور همراه با تشدید فناوری نرم افزار است. در طبقه بندی صنایع در شمال آمریکا، نرم افزار ایالات متحده از سخت افزار در صنعت فرهنگ جدا می شود (Qin: 2009, 47-48 ،Wei, & Wan).

اهداف سیاستگذاری به لحاظ زمانی برای دولت کره جنوبی در سه بازه زمانی است که سه سیاست متفاوت را دنبال کره است: در افق کوتاه مدت در دهه 1990، دولت کره جنوبی شروع به ارائه امتیازهای سودمند (مانند حمایت های مالی برای تولید محصول و تسهیل در فروش آن ها در بازارهای بین المللی) به شرکت‌هایی که فرهنگ ملی کره جنوبی را به سایر کشورها معرفی می کردند از طریق سیاست‌ها و خط مشی‌های مختلف کرد. این سیاست ها اصولا بر جلب مخاطب بین المللی و فروش محصولات فرهنگی کره به دیگر کشورها تاکید داشت. با انتشار فرهنگ ملی کره جنوبی در خارج از مرزهای این کشور و آشنایی مردم دیگر کشورها با این فرهنگ و ایجاد موجی همه گیر برای تقاضای دیگر کشورها از محصولات غیر فرهنگی کره مانند غذا، مد و پوشاک، ابزارهای الکترونیکی و ... این کشور افق اهداف میان مدت خود را در بسط موج کره به منطقه آسیا- پاسیفیک قرار داد به طوری که کشورهای مختلفی رشته‌های آموزشی برای آشنایی با فرهنگ و زبان کره در مراکز دانشگاهی و آموزشی خود دایر کردند. پس از بالا آمدن کره در رده بندی فروش صنایع فرهنگی و قدرت نرم یازدهم جهان شدن، دولت کره افق سیاست های بلند مدت خود را برتری در سطح جهانی قرار داده است. ظهور پدیده موج کره ‌ای همزمان با تحولات اقتصادی و فرهنگی کشور کره جنوبی از دهه 1990 به این طرف بوده است. مثلا در سطح سیاستگذاری های کوتاه مدت در خلال اجرای قانون پخش در سال 1990، دولت راهکارهای جدیدی را برای شبکه‌ های پخش تلویزیونی داخلی الزامی کرد. این شبکه‌های پخش ملزم شدند حداقل 80% کل زمان پخش را برای تولیدهای داخلی اختصاص داده و محتوای ساخته شده شرکت‌های تولیدی داخلی را خریداری نمایند. تأکید دولت بر خرید و پخش تولیدات داخلی از شرکت‌های تولیدی غیر وابسته به دولت به طور غیرمستقیم کیفیت و پتانسیل صادرات سریال های کره‌ای را بهبود ‌بخشید. این سیاست سلبی در آینده و در افق بلندمدت و با توسعه موج کره ای به دو که با گسترش شبکه های اجتماعی شناخته می شود و افزایش توانایی شرکت ها، کمتر پیگیری شد. در عرض چند سال، صنعت پخش کره‌ جنوبی، از اولویت ٨٠ درصدی خود برای پخش سریال های تلویزیونی وارداتی صرف ‌نظر کرد و راه را برای ورود سریال های غیر کره ای باز کرد تا با ایجاد زمینه رقابت بین محصولات کره ای و خارجی کیفیت محصولات کره ای مانند سریال ها را افزایش دهد مثلا کره در صنعت بازی های رایانه ای توان رقابت با آمریکا و ژاپن را ندارد اما ابتدا به جای ساخت بازی های بزرگ و حرفه ای با بازی های ساده (موبایل و تبلت) شروع کرد. کره با استفاده از ظرفیت بازار داخلی صنعت بازی خود را پرورش داد و با اتخاذ سیاست سلبی مانند آن چه در سریال های کره انجام داد ابتدا بازار داخلی را فتح کرد و سپس به سوی بازارهای خارجی رفت و هم اکنون سهمی اندک ولی ثابت از بازارهای جهانی نیز دارد (koreabrand, 2017). این تحول در دستور کار ساخت هویت ملی و منافع ملی و حرکت از دولت محوری به سمت سیاست دولت حداقلی و واگذاری به دست نامرئی بازار را می توان با بحث های ساختار-کارگزار بهتر تبیین نمود.

سیاستگذاری صنایع فرهنگی در پرتو ساختار نئولیبرالیسم جهانی و کارگزار دولتی در کره و آمریکا

توسعه یک صنعت به آگاهی از آن و اینکه تا چه حد مبتنی بر آگاهی است بستگی دارد. چنین آگاهی حتی آینده صنعت را تعیین می کند. همان طور که در اوایل دهه 1920 ایالات متحده اهمیت توسعه صنعت فرهنگ را با سیاست های مناسب دریافت و تبدیل به یک ابرقدرت فرهنگی در جهان امروز شد. توسعه صنعت فرهنگ در آمریکا با بحث های توسعه مبتنی بر ساختار نئولیبرالیسم جهانی پیوند تنگاتنگی دارد. آمریکا خود به عنوان پرچمدار نئولیبرالیسم هم تعیین کننده در ساختار اقتصاد نئولبرالی جهانی است و هم متاثر از آن. از اینرو در سیاست های صنعت فرهنگ خود کمتر درگیر دیالیکتیک ساختار و کارگزار است. در واقع ساختار و کارگزار در ایاالات متحده آمریکا رابطه تطابق دارند. این به علت تحکیم ایدئولوژی نئولیبرال در سیاستگذاری صنعت فرهنگ در آمریکا از بعد از دهه 1920 است به طوری که آمریکا اکنون بعد از آسیا –پاسیفیک و اروپا رتبه سوم جهانی را در عرصه قدرن نرم ناشی از صنعت فرهنگ داراست (Creativeindustry, 2017).

در حالی که دولت کره جنوبی ساختار جهانی نئولیبرالیسم را از ابتدای جنگ سرد با تحت حمایت بلوک غرب بودن تجربه کرده بود و با فروپاشی جنگ سرد و بی رقیب شدن سرمایه داری جهانی، کره جنوبی به عنوان کارگزاری در سیستم جهانی نئولیبرال، با پذیرش مکانیسم بازار آزاد در سیاست گسترش موج کره را برای توسعه اقتصادی از دهه 1990 کلید زد. در واقع نقشی که دولت کره در صنعت فرهنگ پیش از جنگ سرد برگزیده بود یعنی تا قبل از شکل گیری موج کره ای توجه به بازار داخلی و در اولویت قرار دادن تولیدات فرهنگی برای مردم کره و بحث حفظ هویت ملی مطرح بود. اما از آغاز دهه 1980، صنایع فرهنگی این کشور به برجسته سازی شخصیت های رسانه ای پرداخت که هویت اجتماعی مردم کره را ارتقا می بخشید. این امر در نهایت به تحولی در ساختار جامعه کره و تبدیل آن از جامعه روستایی و سنتی به جامعه ای شهری و مدرن منجر شد. سریال های کره ای نیز تا  قبل از موج کره ای از فقدان تولید رنج می بردند در مقابل سریال ها و برنامه های آمریکایی با کمبود وسیع مخاطب روبرو بودند و برای جلب بیننده و ادامه تولید، مجبور به جذب حمایت های مالی مستمر بودند. نهادهای دولتی و خصوصی متعددی تاسیس شدند که هر کدام وظیفه خاصی برای توسعه صنایع فرهنگی کره را بر عهده گرفتند. برخی از نهادها راهبردهای اصلی را تنظیم می کنند و برخی دیگر وظایف اجرایی از قبیل حمایت از تولید و رصد بازارها و مخاطب شناسی را بر عهده دارند. اما بیشتر این موسسات وظیفه تولید محتوا را با توجه به راهبردهای کلی مراکز اصلی تصمیم گذار بر عهده دارند. سیاست گذاری، برنامه ریزی راهبردیِ فرهنگی و حمایت های مالی مناسب و حساب شده، در کره جنوبی منجر به تربیت نیروی انسانی گسترده و خلاق در این کشور شده است و به کره قدرت ایجاد موجی فرهنگی هنری را داده است که با استقبال جهانی روبرو شده است در واقع فضای هژمونیک سرمایه که بر پایه هنجارهای نئولیبرالیسم شکل گرفته است و سیاست های همسو با این الگو از سوی کره باعث پذیرش جهانی سیاست های صنایع فرهنگی کره جنوبی شده است. سیاست گذاری های مبتنی بر مدل گسترش موج کره ای موسوم به Hallyu به قدری نافذ و تاثیرگذار است که در کشورهایی مثل چین و ژاپن به عنوان تهدیدی فرهنگی حساب شده و این کشورها هم اکنون سیاست هایی در تقابل با این موج را پیگیری می کنند. هم اکنون نیز کشور کره جنوبی با بهره گیری از ظرفیت های موج کره ای در میان ١٠ کشور برتر از نظر قدرت نرم قرار دارد (محمدی و رودساز، 1394: 32). در واقع دیالیکتیک ساختار و کارگزار در کره از شدت بیشتری نسبت به آمریکا برخوردار است چرا که سیاست های توسعه مبتنی بر ساختارنئولیبرالیسم جهانی را از دهه 1990 آغازید و نسبت بین این دو نسبت عموم و خصوص مطلق است. یعنی کارگزار دولت کره درون ساختار نظام بین الملل قرار می گیرد و بیشتر از آنکه تعیین کننده سیاست های آن باشد متاثر از آن است.

 منابع

1-           بازیابی از پایگاه اطلاع رسانی فناوری فرهنگی (فنافر)، پیش به سوی اقتصادِ صنایع فرهنگی، 29/3/1395.

2-           عبدالعلی، قوام(1393)، کاربرد نظریه های روابط بین الملل، تهران، دنیای اقتصاد.

3-           محمدی، مهدی، رودساز، علیرضا(1394)، گزارش بررسی تجربه کره جنوبی در حوزه صنایع فرهنگی، تهران، پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت.

4-           ملکي فر، عقيل(1387)، از صنايع فرهنگي تا صنايع خلاق، تهران، انديشكده صنعت و فناوري.

5-           واعظی نژاد، محمد(1396)، موج کره ای چگونه بازار صنایع فرهنگی جهان را از آن خود کرد؟، بازیابی از پایگاه اطلاع رسانی تسنیم.

6-           کانال تلگرامی کارآفرینی پلاس(1396)، حمایت از محصولات فرهنگی با هدف بهبود تصویر کره جنوبی در جهان، بازیابی از کانال تلگرامی کارآفرینی با ادمین: vaezinejad@

7-           http://17koreabrand.pa.go.kr/gokr/en/cms/selectKbrdCmsPageTbl.do?cd=0116&m1=1&m2=1

8-           Qin, Guan Ping; Wei, Hao; and Wang, Xi, "Culture Industry Policy in China and the United States: A Comparative Analysis" (2009). Dissertations, Theses and Capstone Projects. Paper 18.

9-           http://www.worldcreative.org/

10-         http://www.theesa.com/

11-         http://www.mcst.go.kr/english/index.jsp

 

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328