امین طیّب‌طاهر

در شماره پیشین این نشریه، علاوه بر مقدمه و بیان مسأله، در دو بخش با تمرکز بیشتر بر سیاستگذاران فرهنگی، نکاتی سیاستی آورده شد. حال در سه بند، نکاتی دیگر با تمرکز بر جنبه سایر ذی‌نفعان هم‌چون مخاطبان و یا جریان روشنفکری حوزه هنر و سینما ارائه می‌شود.

3- افول نخبه‌گرایی یا قدرت عوام؟

دو عنصر اساسی شادی و خانواده می‌تواند مبنای تمایز قرار گیرد تا گروهی از مخاطبان به‌جای رفتن به نمایش فاخر اولیور توئیست، البته با نصف قیمت، تماشاچی نمایش کمدی موزیکال چرخ و فلک 2 باشند. در اینجا باید گفت که سیاست‌های ظالمانه طبقه روشنفکران و سیاستمداران که دست در دست مباحث سرمایه‌دارانه داده، در قالب استانداردسازی کلیشه‌هایی رویه تحقیر این دست نمایش‌ها را حتی برای بازیگران آن نمایش‌ها فراهم کرده است. در اذهان این را ساخته‌اند که افراد تماشاچی این نمایش‌ها افراد فرودست و در تعبیری مودبانه‌تر اما همان اندازه ظالمانه، متوسط رو به پایین هستند. اما امروزه می‌پذیریم که در اکثر پردیس‌های سینمایی حتی در نقاط بالاشهر و با بلیط‌های با قیمت‌هایی بعضا مساوی با قیمت تئاترهای فاخر، نمایش‌هایی اینچنین برگزار می‌شود و این سلسله روبه‌رشد است. چراکه آنگونه که در ادامه به آن پرداخته می‌شود حتی محل‌های تخصصی تئاتر هم تحت فشار جدی‌ گرفتن این ژانر به دلایل مختلف اقتصادی و هنری در حال کوتاه آمدن از آن استانداردها و کلیشه‌های سابق هستند.

سیاست‌گذاران فرهنگی ایرانی تمرکز خود را بر توسعه و ترویج گونه‌ای از محصول فرهنگی گذاشته‌اند که با تعابیری همچون فاخر، ارزشی، هنر ناب و... آن را ستوده و در مقابل واژگانی همچون سخیف قرار می‌دهند. همین نگاه ریشه‌ی آن شده که اساسا تجربه‌های زیسته مردم را کمتر در آنجا که باید، لحاظ می‌کنند. آنها روش‌هایی را نیز برای رسیدن به سیاست استفاده می‌کنند که باز اساسا از فهم معانی فرهنگی عاجز است. توجه بیش از حد به یکسان‌سازی، استانداردسازی و نخبه‌گرایی نیز در فرهنگ به شکاف بسیار زیاد بین فرهنگ رسمی و فرهنگ غیررسمی منتهی شده است. در این بین تجلیات فرهنگ غیررسمی و نقد آن به فرهنگی رسمی که در زندگی روزمره ایرانی اتفاق می‌افتد، مناقشه‌آمیز است. آنچه در این حوزه نادیده گرفته می‌شود مقاومت مردم نسبت به خواست قدرت و طبقه نخبگان است.

اگرچه ظاهرا این دست تئاترها جنبه بسیج‌گرانه زیادی در اجتماع ندارند اما می‌توان به‌دنبال کارکردهای آنها در زندگی روزمره بود تا به نقد سیاست‌های فرهنگی حامی تئاتر فاخر هم دست زد. یا با فهم معناهای نهفته در بین لایه‌های خاص اجتماعی، دیکتاتوری زیبایی‌شناسانه فرهنگ رسمی را رسوا کرد. زندگی به مراتب لطیف‌تر از آن است که فرهنگ رسمی می‌خواهد و شاید تجربه تئاتر کمدی موزیکال به دنبال ایجاد محیطی غیررسمی کنار گوش بستری رسمی، تحت کنترل و مشمول حمایت و توجه یعنی سینماست.

ایدئولوژی نخبه‌گرای منتقد این تئاترها هم امروز در حال تضعیف است چراکه افراد مورد پذیرش این جریان مانند بهرام بیضایی در نمایشنامه‌‌ی طرب‌نامه که در سال 1395 در تماشاخانه‌ی مرکز هنرهای نمایشی کالجِ دی انزای کالیفرنیا اجرا شد، بر ارزش هنری و اجتماعی این دست نمایش‌ها تاکید ورزید. حتی او به‌نوعی با انتخاب این محل اجرا، دایره مخاطبان بالقوه این دست تئاترها را نیز به عمق نخبگان جریان روشنفکری توسعه داد و یا در این مسیر گام مهمی برداشت. چراکه شاید آنگونه که تحقیرکنندگان این دست تماشاچیان انگاشته‌اند و یا خواسته‌اند انگاشته همگانی بشود، آنها از طبقه اقتصادی و فرهنگی خاصی نیستند. اگر هم بودند، بهم ریختن طبقات در دنیای پست مدرن و افزایش ارزش مصرف، شاید پاسخی به وضع امروز مخاطبان این انگاره‌ها بود. شادی و خانواده دو عنصری است که تا حد زیادی در نمایش‌های استانداردی روشنفکران و سیاستگذاران فراموش شده بود و امروز شاهد قوت این حوزه هستیم. نخبگان هم جنبه‌، ذوق و حتی نیازهای عوامانه دارند که باید ارضا شود.

4- وحدت روشنفکر و سیاستگذار؟

علاقه اخیر جریان روشنفکری تئاتر ایرانی به این دست نمایش‌ها را می‌توان از منظرگاه بی‌صداقتی و فرصت‌طلبی تاریخی آن نظاره کرد. ابتدا به ساکن آنها نیک می‌دانند که پشت این عوامیت و فقر ارزش هنری که همیشه منتقد آن بوده‌اند، سرمایه خوابیده است. سرمایه‌ هم برای این جریان یعنی همه‌چیز. انحصار سرمایه در حوزه تولید در صنعت تئاتر برای آنها حیاتی است چه این بودجه رانتی نفتی باشد و چه از سوی گیشه تامین شود. در مرحله دوم اما آنها به این نتیجه رسیده‌اند که تاکنون اشتباه کرده‌اند که با همه طبقات جامعه ارتباط برقرار نکرده‌اند. آنها متوجه چیزی شده‌اند که در گذشته بدان بی‌توجه بوده‌اند و آن رسانه‌ها و در تعبیر بهتر زبانی گویا برای صحبت با همه طبقات جامعه است. آن چه از منظر این گروه در همه مشترک است، همان عوامیتی است که در همه وجود دارد. در مرحله سوم فهمیده‌اند که در فرهنگ ایرانی مولفه‌هایی هست که اسلامیت را به چالش می‌کشد. این مولفه‌ها همان چیزی است که در روحوضی بوده و این جریان آن را جدی نگرفته است. یکی از اصلی‌ترین مولفه‌ها مطربی است که با رقص و آواز و به بهانه شادی، سوپاپ اطمینان و... سکولاریسم را در صنعت سرگرمی به پیش برد و از سوی دیگر شاهد ائتلاف سیاستگذار کاسب و روشنفکر در این بستر هستیم. مولفه‌های دیگر، مولفه‌های باختینی است که دیدگاه سوم به رابطه خنده و جامعه بود. این دیدگاه در حال حاضر در آکادمی‌ها هم به شدت در حال ترویج و تقویت است. آکادمی‌هایی که همیشه هم‌دست و مشتری ثابت همان طیف روشنفکر تئاتر بوده‌اند.

البته این دیدگاه از چشم سیاست‌گذار پنهان می‌شود مگر آنکه نفوذ مقطعی روشنفکر در سطح سیاستگذاری صورت‌گرفته باشد. البته با وجود دلایل پیش‌گفته، حتی با وجود عدم نفوذ، همان ائتلاف سیاستگذار کاسب و روشنفکر به راحتی شکل می‌گیرد. ائتلافی که در قالب‌ واژه‌هایی جدید عرضه می‌شوند شبیه احیا و بازخوانی میراث فرهنگ سنتی، گردشگری، توجه به تولیدات بومی و... . البته از منظرگاه ایدئولوژی مرکزی جمهوری همه اینها پوشش‌هایی برای تسریع همان فرآیند اجتماعی سکولاریسم هستند. کار طرب‌نامه بیضایی را می‌توان مجددا اگرچه بدبینانه اما ذیل همین دیدگاه تحلیل کرد.

شیوه عمل این جریان هم بدین صورت است که حتی اگر در استانداردهای خود تجدیدنظر نکنند، به بحث‌هایی می‌پردازند که این نمایش‌ها را در طراز آن استانداردها قرار می‌دهد. یا حتی در تلاش‌های اخیر تلاش می‌کنند با آوردن ستاره‌های خود به این نمایش‌ها علاوه بر افزایش سطح فنی کار، قیمومیت و  استانداردسازی این حوزه را هم در اختیار بگیرند و نگذارند عده‌ای دیگر در این حوزه رشد کنند؛ چه آنکه خطرش را حس کرده‌اند. یکی از نمونه‌های اخیر این سیاست، نمایش «شیرهای خان‌باباسلطنه» به نویسندگی و کارگردانی افشین هاشمی در تالار شهرزاد است. حضور سوپراستار تئاتری همچون گلاب آدینه در نقش سیاهِ نمایشی که تاریخ قصه‌اش دوران ناصرالدین شاه است، خود موید تمامی موارد مدنظر این تحلیل است.

5- در ستایش سیاستگذاری فراغت خانوادگی

خانواده موضوعی است که در این تئاترها به‌شدت جدی است. آنگونه که رفت همه‌چیز در چرخ و فلک 2 خانوادگی بود. تجربه خنده خانوادگی در تئاتری با محتوایی که چندان در نقد تیز نیست، اگرچه مدل جدیدی نیست اما وزن لازم به آن در توجه سیاستگذاری نشده است. واگذاری نمایش خانوادگی به آنچه در حال حاضر هست نقدی است که می‌توان به مدل سیاستگذاری موجود داشت. این تغییر توجه در تلویزیون در آثار سرگرمی ساز در حال انجام است که نمونه مجموعه‌های موفق دورهمی و کودک‌شو از آن جمله است. اما در حوزه تئاتر به‌نظر می‌رسد که سیاستگذاران کاسب چندان به خانواده با وجود خواست اسناد بالادستی چندان علاقه‌ای ندارند چون به کاسبی آنها کمکی نمی‌کند.

در مقابل اما حتی می‌توان اهمیت لذت مقاومت در برابر تکنولوژی‌های فردگرا و اتمیزه شدن اجتماعی و یا یک ایدئولوژی نخبه‌گرایانه و وحدت‌گرایانه را با بستری به‌شدت خانوادگی در این تئاترهای کمدی موزیکال جستجو کرد. شاید فهم این تجربه جامعه را دعوت به آن چیزی بکند که به عنوان روند در مدرنیته تثبیت شده است. شاید این نوع تجربه رفتن به تئاتر، شورش فرهنگ علیه تمدن است. در هر صورت می‌توان با درک این تجربه، چالش‌هایی اساسی را که فرهنگ رسمی با آن مواجه است شناسایی و برای آن به دنبال تدبیر بود. می‌توان برای مثال، این مقاومت مردم را با خواست ایدئولوژیک نظام در تقویت خانواده همگرا نمود. چیزی که آنگونه که در گذشته گفته شد، در انیمیشن‌های پرهزینه اخیر هالیوود به‌شدت پررنگ است و این نشان بازگشت غرب به این محصولات با نگاهی مبتنی بر سیاست فرهنگی و در عین حال بازار داشتن آنهاست.

 

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328