محمد خاجی

استقلال بخش بین الملل جشنواره از بخش ملی ایده ی حجت الله ایوبی معاون سینمایی وقت بود که در زمان مطرح شدن موافقان و مخالفان بسیاری داشت تا اینکه سرانجام پس از کش و قوس های فراوان در سال 95 و از جشنواره سی و چهارم عملی شد. نخستین بار بیست و پنجم شهریور ماه سال 93 بود که پس از برگزاری چندین نشست و هم اندیشی با جضور مدیران سینمایی و سینماگران، علیرضا رضاداد دبیر جشنواره ی فیلم فجر از جدایی بخش بین الملل از بخش ملی آن خبر داد. در شرایطی که بی هویتی و بی اعتباری بخش بین الملل به ترجیع بند اظهارنظرهای اهالی سینما در این حوزه بدل شده بود و در ایامی که با برگزاری یک جشنواره ی پر رونق خارجی(برلین)، مهم ترین رویداد جهانی سینمای ایران حتی برای سینماگران داخلی نیز چندان اولویتی نداشت، مدیران سینمایی تمهید را در استقلال جشنواره ی جهانی از ملی یافتند تا شاید با این رویکرد تازه بخش بین الملل جشنواره رخی تازه نشان دهد و از سوی سینماگران مورد اقبال بیشتری قرار گیرد.

به زعم بسیاری از کارشناسان، مستقل شدن بخش بین‌الملل جشنواره، می تواند موجب تمرکز، بهتر دیده شدن و افزایش تأثیرگذاری آثار ‌این بخش شود. چراکه به طور معمول، هنگام برگزاری جشنواره فیلم فجر در بهمن ماه، عموم توجهات به فیلم ‌های ‌ایرانی جلب می شود. چنان که در دوره های پیشین که برگزاری بخش ملی و بین الملل جشنواره فجر همزمان بود، بخش بین الملل این جشنواره چندان مورد اقبال و توجه مخاطبان قرار نمی گرفت. البته گروه دیگری از کارشناسان نسبت به مواردی مانند هزینه ی بالای برگزاری جشنواره ی جهانی معترض بوده و بر این باورند که تفکیک جشنواره ی جهانی از ملی به منزله ی تحمیل هزینه ی گزاف به سازمان سینمایی و وزارت فرهنگ و ارشاد است. از این رو تفکیک این دو جشنواره از یکدیگر را تصمیم چندان درستی نمی دانند.

در این یادداشت تلاش خواهد شد تا سر حد بضاعت اهم فرصت ها و چالش های ناشی از استقلال جشنواره ی جهانی از جشنواره ی ملی مورد بررسی قرار گیرد.

الف)چالش ها:

1.غیریت سازی و تقابل نسبت به جشنواره ملی:

نخستین چالش جدی ناشی از استقلال جشنواره ی جهانی از ملی، تقابل و غیریت سازی نسبت به جشنواره ی ملی از طریق ایجاد بستری برای نمایش فیلم هایی است که پیش از این مجوز حضور در جشنواره ملی را نیافته اند. رویکرد کنونی جشنواره جهانی در انتخاب فیلم هایی که دلیل مسائل ممیزی امکان حضور در جشنواره ی ملی را نیافته اند، احتمال بروز تقابل و غیریت سازی میان دو جشنواره را بیش از پیش قوت می بخشد. این رویه در بلندمدت می تواند اعتبار جشنواره ی ی ملی را از حیز انتفاع ساقط و طیفی از سینماگران را نسبت بدان مایوس و بی اعتنا کند.

2. انگاره سازی غیرواقعی در ذهن مخاطبان خارجی

یکی دیگر از آثار سوء اکران فیلم های ایرانی ممیزدار در جشنواره ی جهانی، انگاره سازی غیرواقعی و عمدتا سیاه نمایانه نسبت به ایران در ذهن مخاطبان خارجی است. این امر می تواند موجب بدبینی و سوء ظن مخاطبان خارجی به ایران شود و از آنجا که هر مهمان خارجی می تواند در حکم یک سفیر فرهنگی برای کشورش عمل می کند، تصور بدبینانه ی وی می تواند به مردم کشورش نیز منتقل شود و بر اذهان آنها نیز تاثیرات مخربی را بر جای بگذارد.

3. تحمیل هزینه های گزاف به سازمان سینمایی و وزارت ارشاد

سومین چالش عارض بر جشنواره ی جهانی فقدان سرمایه گذار مستقل خصوصی است. به باور بسیاری از منتقدان، جشنواره جهانی در مقایسه با جشنواره های بین المللی هم سطح، جشنواره ای پر هزینه و مملو از ریخت و پاش مالی است. این امر موجب شده تا همه ساله برای برگزاری جشنواره ی جهانی هزینه های گزافی به سازمان سینمایی و وزارت ارشاد تحمیل شود. هم اکنون بسیاری از جشنواره های سینمایی معتبر دنیا نظیر تورنتو، برلین، رِین دنس و غیره، بودجه ی مورد نیاز خود را توسط سرمایه گذار و اسپانسرهای مستقل تامین می کنند. ازین رو ضروری است عزم مسئولین و دست اندرکاران برگزاری جشنواره جهانی بر یافتن سرمایه گذار مستقل و مطمئن غیردولتی استوار باشد.

4.بروز تعارض در سیاست گذاری جشنواره های ملی و جهانی

چهارمین عارضه موجود بر برگزاری جشنواره ی جهانی فیلم فجر بروز تعارض در فرایند سیاست گذاری و تصمیم سازی است. به نظر می رسد این امر ریشه در ترکیب متفاوت شوراهای سیاست گذاری دو جشنواره دارد. با نگاهی به فهرست افراد موجود در شورای سیاست گذاری دو جشنواره می توان دریافت برخی افراد موجود در این دو شورا از حیث اندیشه و رویکرد تا چه سان با یکدیگر تناقض و تغایر دارند. وجود چنین تناقضاتی می تواند سیاست های سراسر متعارض و متناقضی را در راهبری جشنواره ی جهانی و ملی رقم زند.

ب)فرصت ها

1.عطف تمرکز مضاعف جامعه ی سینمایی بین الملل به سینمای ایران

نخستین فرصت ایجاد شده در پرتو استقلال جشنواره ی جهانی فیلم فجر جلب توجه بیش از پیش سینمای دنیا به سینمای ایران است. فرصتی که می تواند موجب ارتقای شناخت سینمای ایران میان ملل مختلف در اقصی نقاط دنیا شود. از آنجا که سینما اکنون به یک ابزار مهم جهت پیشبرد دیپلماسی فرهنگی و سیاسی کشورها بدل شده است، می توان با بهره گیری از ظرفیت های بالقوه و پرشمار آن، تحقق بسیاری از اهداف سیاسی، فرهنگی و دیپلماتیک از پیش طراحی شده را تسهیل نمود. عطف تمرکز مضاعف جامعه ی سینمایی بین الملل به سینمای ایران می تواند در گام بعدی به عطف توجه ملت ها در اقصی نقاط دنیا منجر شود و سرانجام در پرتو اهتمام ملت ها، اهتمام دولت ها را نیز جلب نماید.

2. امکان گفتگوی میان فرهنگی در گستره ای وسیع تر

سینما در عصر حاضر به ابزاری پرکاربرد جهت گفتگو و تبادل میان فرهنگ ها بدل شده است. سینما می تواند با نمایش اشتراکات و آموزه های ارزشمند دینی و فرهنگی، زمینه ی گفتگو و قرابت میان فرهنگ ها و ادیان مختلف جهان را به وجود آورد و از طریق صدور فرهنگ ایرانی-اسلامی به اقصی نقاط دنیا، منشاء تاثیر و تحولات مثبت فرهنگی باشد. اکنون که جهان اسلام بیش از همیشه به گفتگو، وحدت و همگرایی استراتژیک نیازمند است، سینما می تواند نقشی کلیدی در راستای تسهیل گفتگو و تبادل سازنده ی میان فرهنگی در گستره ای جهانی ایفا نماید.

3. پتانسیل بالقوه برای تبدیل شدن به قطب فعالیت های سینمایی در سطح منطقه

به باور بسیاری از صاحب نظران، ظرفیت سینمای ملی ما به حدی است که چنانچه سیاست گذاری صحیحی در آن صورت پذیرد می تواند به قطب موثر و محور جریان ساز فعالیت های سینمایی در سطح منطقه بدل شود و از این رهگذر، زمینه ی لازم برای تحقق بسیاری از اهداف دیپلماتیک ملی در سطح منطقه را فراهم آورد. جهت دهی و الهام بخشی به سینماگران مسلمان، انقلابی و استعمارستیز در سراسر دنیا، کارویژه ی بسیار مهمی است که در پرتو این امر می تواند محقق شود.

4. پویایی بیشتر اقتصاد سینمای ایران از طریق ایجاد بازارهای تخصصی فیلم

اقتصاد سینما موثرترین عامل در رشد و شکوفایی سینماست. چرخه ی اقتصاد سینما هنگامی می تواند پویا و بارور شود که در تعامل و تبادل با سینمای اقصی نقاط دنیا قرار گیرد و مسیر گردش سرمایه را به سمت خود جذب کند. بازاریابی و تبلیغات موثر برای فیلم های سینمایی ملی می تواند زمینه ی دیده شدن مضاعف آنها را فراهم سازد و احتمال سفارش و پخش آنها در کشورهای خارجی را بیشینه نماید. این امر به خودی خود می تواند چرخه ی اقتصادی سینمای ملی را بیش از پیش به حرکت درآورد.

5. افزایش احتمال تولیدات استراتژیک میان کشورها

یکی دیگر از مکانیزم های تحقق دیپلماسی فرهنگی و سیاسی کشور در سطح منطقه و دنیا، افزایش تولیدات سینمایی استراتژیک مبتنی بر مصالح ملی و منطقه ای است. این امر افزون بر تاثیرگذاری بر مناسبات سیاسی و دیپلماتیک، می تواند زمینه ی لازم جهت تاثیرگذاری و اقناع افکار عمومی را نیز فراهم سازد و امکان تقریب بین الاذهانی و وحدت میان آحاد مردم در سطح ملی، منطقه ای و جهانی را به وجود آورد.

6. روزآمد شدن دانش سینماگران داخلی از طریق ارتباط و گفتگو با سینماگران خارجی

حضور سینماگران مجرب و متخصص خارجی در جشنواره ی جهانی فجر و برگزاری کارگاه های تخصصی در حوزه های مختلف سینمایی، می تواند بستر مناسبی جهت انتقال دانش و تجربه به سینماگران ایرانی را فراهم و گامی موثر در جهت توانمندسازی آنها به شمار آید. تبادل و تعامل سینماگران ایرانی با سینماگران بین المللی امکانی است که در جشنواره ی جهانی بیش از پیش میسر شده است.

7.آشنایی مخاطب با سینمای بین الملل و ارتقای سطح سواد سینمایی او

آشناسازی مخاطبان داخلی با جریان روز سینمای بین الملل می تواند زمینه ی ارتقای سطح سواد رسانه ای او به طور عام و ارتقای سطح سواد سینمایی وی را به طور خاص فراهم آورد. این امر می تواند به  افزایش قدرت تحلیل و خوانش انتقادی مخاطب نسبت به تولیدات سینمایی منجر شود. امکان ارتباط مخاطب با سینمای جهان بیشتر شده است. جشنواره ی جهانی به سبب افزایش امکان حضور سینماگران بین المللی و آثارشان در ایران، می تواند به این مهم مساعدت رساند.

بنابرآنچه شرح آن رفت، به نظر می رسد استقلال جشنواره جهانی فیلم فجر از بخش ملی رویدادی قابل توجهی است که در صورت مدیریت و راهبری مقتضی و منسجم، می تواند ایران را به قطب سینمایی جریان ساز در سطح منطقه بدل سازد و ملجائی مطمئن برای ظهور و بروز فیلم سازان مسلمان و استعمارستیز سراسر دنیا باشد و از این رهگذر زمینه ی تقویت پیوند و ارتباط استراتژیک سینمای ایران با سینمای اقصی نقاط جهان را به دنبال داشته باشد. رسالتی که هنوز به طور تام و تمام محقق نشده است. اما پرسش مهم آن است که چرا علارغم استقلال بخش بین الملل و برنامه ریزی های صورت گرفته، همچنان جریان سازی و تأثیرگذاری این رویداد در سطح ملی و منطقه ای ضعیف است؟ چه آنکه بسیاری از جشنواره ‌های پرآوازه ی جهانی به سبب رویکرد و استراتژی بین ‌المللی خاص خود به شهرت رسیده‌ اند، چرا جشنواره ی جهانی فیلم فجر همچنان نتوانسته است بدین مهم نائل آید؟ ای بسا بتوان پاسخ به پرسش فوق را در چالش های کنونی موجود بر سر راه جشنواره ی جهانی فیلم فجر که در این یادداشت به برخی از آنها اشاره شد، جستجو نمود.

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328