حسین اسفندیار

مقدمه؛

قریب به 9 سال از انتشار مقاله‌‌ی «بیت‌کوین؛ نظام نقدی الکترونیکِ نظیر‌به‌نظیر» 1 از سوی فردی ملقب به ساتوشی ناکاماتو 2 می‌گذرد. شاید به جرات بتوان گفت که خود [آقا/ خانم/ گروه/ حزب/ شرکت/ ...] ناکاماتو نیز ولوله‌ای را که امروز طلای دیجیتال‌ش در بازارهای مالی [و طالبان یک شبه رفتنِ ره صد ساله] انداخته پیش‌بینی نمی‌کرد چه برسد به آینده‌ای که [به زعم برخی] از امروز درخشان‌تر می‌نماید. این شخص در مقاله‌ی [منتشرشده در سال 2009.م] خود مفهومی را به نام «بیت‌کوین» 3 یا «سکه‌ی بیتی» مطرح کرد که بر بستری به نام بلاک‌چین 4 قرار می‌گیرد. این سکه‌ی دیجیتال به مدد منطق ریاضی، برنامه‌نویسی کامپیوتری، مبانی اقتصادی- مالی و بستر نوپدید بلاک‌چین، دارای ویژگی‌هایی می‌شود نزدیک به طلا، از جمله؛ کم‌یابی و ارزش‌مندی، و البته با مزایایی فراتر از طلا، هم‌چون؛ فیزیکی نبودن و دوام، تقسیم‌پذیری بسیار بالا و عدم‌امکان جعل. هدف از ابداع چنین ابزاری از سوی خالقانش مقابله با نظام پولی و مالی‌ای عنوان شده که اقتصاد را در انحصار و کنترل بانک‌ها قرار می‌داد و بحران عظیم مالی 8-2007 را پدید آورد و در نهایت با ورود و حمایت عظیم مالی حکومت‌ها از نظام بانکی [به ظاهر خصوصی]، کمی تا قسمتی افسار بحران را کشید البته با هزینه از جیب مردم عادی نه بانک‌داران [که حتی پس از بحران نیز پاداش‌های نجومی‌شان دچار کسری و نکول نشد].

اگرچه جذابیت و التهاب رشدنمایی قیمت بیت‌کوین [در کسوت ره‌بر سایر ارزهای دیجیتال یا رمزنگاری شده 5 ] چشم‌ها را به خود خیره کرده اما، [از دید نگارنده] آن‌چه بسیار بسیار چشم‌گیرتر است، پلت‌فرم گسترش و فن‌آوری پسِ بیت‌کوین، یعنی بلاک‌چین است.

بر همین اساس و با توجه به نفوذ و تاثیر روزافزون این مقوله در ابعاد مختلف زندگی آدمی، اکنون و آینده‌ی نچندان دور، در سلسله یادداشتی سعی بر شناخت هر چه بهتر این پدیده خواهیم داشت.

بلاک‌چین؛

بلاک‌چین (زنجیره‌ی بلوک)، یک پایگاه داده‌ی غیر‌متمرکز 6 (متکثر) است و در آن صورتِ دارایی‌ها و معاملات بر روی یک شبکه نظیر‌به‌نظیر 7 نگه‌داری می‌شود. در واقع یک دفتر ثبت اسناد عمومی است که در آن مشخص می‌شود هر شخص چه مقدار دارایی دارد و چه معاملاتی را تا به حال انجام داده است. منظور از غیر‌متمرکز بودن این پایگاه داده این است که داده‌ها بر روی یک سرور مرکزی نگه‌داری نمی‌شوند. در این سیستم امنیت مبادلات توسط علم رمزنگاری کامپیوتری تامین می‌شود و در طول زمان تاریخ‌چه معاملات در بلاک‌هایی از داده قفل و نگه‌داری می‌شوند. بلاک‌هایی که به صورت رمز‌نگاری شده با هم لینک شده و ایمن می‌شوند. بلاک‌چین یک برنامه 8 یا یک شرکت نیست. این سیستم یک رکورد غیرقابل تغییر و فراموشی از تمام دارایی‌ها و مبادلات را بر روی شبکه خود به‌وجود می‌آورد. این رکورد بر روی تمامی کامپیوترهایی که از این شبکه استفاده می‌کنند تکرار می‌شود.

بلاک‌چین چگونه کار می‌کند؛

سه فن‌آوری اصلی برای تحقق بلاک‌چین با هم ترکیب می‌شوند (که هیچ یک از آن‌ها جدید نیستند اما تنظیم و برنامه‌های کاربردی آن‌ها جدید هستند) که عبارت‌ند از:

- رمزنگاری کلید عمومی 9 یا رمزنگاری نامتقارن 10 ؛ جهت تائید هویت افراد و اطمینان از انتقال درست محتوا در فضای بلاک‌چین است.

- شبکه‌ی دفترکل توزیع‌شده 11 ؛ به‌منظور بی‌نیازی از تائید و حضور شخص سوم در انجام معاملات، شکستن ساختار هرمی و دموکراتیزه‌کردن شبکه‌های ارتباطی.

- تعبیه‌ی انگیزه (پاداش) برای انجام تراکنش‌ها، ثبت ضمانت و امنیت شبکه؛ با هدف انگیزه دادن به گره ‌ها 12 جهت پای کار آوردن وقت و انرژی به‌منظور تائید تراکنش‌های درون شبکه‌ای.

در ادامه با تفصیل و جزئیات بیش‌تر نحوه‌ی عمل‌کرد فن‌آوری بلاک‌چین توضیح داده خواهد شد.

رمزنگاری نامتقارن؛

منطق امن بودن فن‌آوری بلاک‌چین بسیار سهل و ممتنع است. منطق ساده‌ی آن عبارت است از این که؛ در عصر اطلاعات امنیت با انتشار بدست می‌آید نه با بستن. از این بابت است که فن‌آوری زنجیره‌ی بلوک به‌شدت شفاف و به‌شدت امن است. برای مثال هنگامی که فردی تغییرات یک شرکت را ثبت و در روزنامه رسمی منتشر می‌کند دیگر امکان تغییر نام آن وجود ندارد زیرا که منتشر شده و دیگر معنی ندارد در یک نقطه با شخصی توافق کرده و خواهان تغییر در آن شود زیرا در موارد قبلی با آن به توافق رسیده است و منتشر شده و با انتشار دادن اطلاعات، آن را از دست‌کاری و مخدوش کردن امن کرده است. جدای از این فلسفه‌ی ساده‌ی بلاک‌چین در تامین امنیت، منطق ممتنع امنیت، رمزنگاری‌های در پس آن است. برای تامین امنیت در فضای بلاک‌چین باید منطق خلق و تبادل ایمن باشد. منطق خلق با توجه و بر حسب هر توکنی قاعده‌گذاری صورت می‌گیرد اما در منطق تبادل فن‌آوری زنجیره‌ی بلوکی یک مدل رمز‌نگاری وجود دارد به نام رمز‌نگاری زوج کلیدی. رمز‌نگاری زوج کلیدی دارای دو مفهوم کلید خصوصی و عمومی است. بسته به محتوا به هرکسی یک کلید خصوصی و یک کلید عمومی داده می‌شود. کلید عمومی کلیدی است متعلق به فرد X با این قابلیت که می‌تواند در اختیار همه قرار گیرد مثال نزدیک از کلید عمومی شماره حساب بانکی یا شماره‌ی کارت هر فرد است که می‌تواند به دیگران نیز داده شود. کلید خصوصی اما متعلق به خود فرد X است و فرد دیگری از آن اطلاع ندارد [نباید اطلاع داشته باشد]، کلید خصوصی مانند رمز کارت یا رمز حساب بانکی هر فرد است. حال فرض کنید فرد X بخواهد در شبکه‌ای که افراد دیگری در آن حضور دارند محتوایی را جا‌به‌جا کند و به فرد Y منتقل کند. برای این کار باید مطمئن باشد که محتوا را فقط فرد Y می‌تواند باز کند و از طرفی فرد Y نیز باید مطمئن باشد محتوا از سمت فرد X برای او ارسال شده است. قاعده‌ای در این‌جا وضع شده که با هرکدام از کلیدهای خصوصی یا عمومی اگر محتوایی قفل شود با آن کلید دیگر باز خواهد شود. با همین منطق ابتدا فرد X باید با کلید خصوصی خود آن محتوا را قفل کند و در شبکه منتشر نماید، سپس هر فردی [از جمله فرد Y] می‌تواند آن را دریافت کند و اگر کلید عمومی فرد X را بداند مطمئن ‌می‌شود که محتوا از سمت فرد X ارسال شده است چرا که فقط با کلید عمومی فرد X باز می‌شود. اما یک نگرانی وجود دارد و آن این است که فرد X می‌خواهد مطمئن شود که این محتوا را همه افراد نمی‌توانند باز کنند و فقط فرد Y می‌تواند. برای این منظور یک قفل دیگر هم به آن اضافه می‌شود و آن کلید عمومی فرد Y است [که کلید خصوصی‌اش در دست هیچ‌کسی نیست و فقط از کلید عمومی‌اش باقی افراد ممکن است مطلع باشند]. پس فرد X با کلید عمومی فرد Y محتوا را قفل نموده و آن را در شبکه منتشر می‌کند. بنابراین اکنون یک محتوای دو قفله در شبکه وجود دارد که با کلید عمومی فرد X و کلید خصوصی فرد Y قابل باز شدن است. زمانی که فرد Y و همه افراد دیگر آن را دریافت کنند همگی با کلید عمومی فرد X می‌توانند آن را باز کنند ولی کلید خصوصی فرد Y را ندارند و در نتیحه فایل باز نخواهند شد. بدین طریق افراد می‌توانند مطمئن شوند که محتوا به دست گیرنده موردنظر می‌رسد و گیرنده نیز مطمئن می‌شود که محتوا از سمت فرست‌نده‌ی مدنظر برای او ارسال شده است.

شبکه‌ی دفترکل توزیع‌شده؛

هر نوع سامانه‌ای که ما می‌شناسیم منطق‌ش به اصطلاح خدمت‌دهنده- خدمت‌گیرنده 13 (سرور-مشتری) است، یعنی یک سرور مرکزی وجود دارد که همه‌ی خدمت‌گیرندگان به آن متصل می‌شوند و از آن داده می‌گیرند یا به آن داده 14 می‌دهند، اعم از شبکه‌های واقعی و مجازی. منطق این نوع ارتباط بین دو طرف شبیه مفهوم شبکه‌ی مخابرات است. مدل شبکه‌ی مخابرات به این صورت است که برای خدمات‌رسانی بین مشتریان‌ش، به جای این که بین هر دو متقاضی خط، ارتباط مستقیم سیمی ایجاد کند، همه‌ی آن‌ها را به یک سروری به نام مرکز مخابرات متصل می‌کند و بدین ترتیب به جای n(n-1) ارتباط سیمی با n خط سیمی 15 ، امکان ارتباط بین همه‌ی مشتریان‌ش را فراهم می‌آورد و هزینه‌های و هدررفت‌ها را به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد و حالت بهینه‌ای را ایجاد می‌کند. با هر تماس ابتدا به سرور مرکزی یا مرکز تعویض 16 متصل شده و سپس به مخاطب مدنظر مرتبط می‌گردد. درحقیقت نوع ارتباط بین مشتریان و سرور به صورت هرمی است. اصطلاحا به این سرور مرکزی یا مرکز تعویض، شخص ثالث قابل‌اعتماد 17 گفته می‌شود. اعتماد به شخص سوم در همه‌ی نهادهای مالی و حقوقی (بانک‌ها، سوئیفت، مخابرات، اینترنت و ...) و شبکه‌های اجتماعی (Gmail، Facebook، Telegram و ...) ذات چنین تعاملاتی است.

اما در فن‌آوری دفترکل توزیع‌شده شخص ثالث حذف شده است. در مثال ما از شبکه‌ی مخابرات، در حقیقت فن‌آوری بلاک‌چین بازگشت به شکل ارتباطی نظیر‌به‌نظیر یا همان مشتری با مشتری است چرا که به مدد وجود بسترهای الکترونیک و اینترنت، دیگر هزینه‌ای در اتصال متقاضیان وجود ندارد که لزوم بهینه‌کردن تعداد ارتباطات در آن مطرح باشد و در عمل تبدیل شبکه‌ی هرمی به شبکه‌ی مسطح در ارتباطات بین خدمت‌گیرندگان و حذف شخص ثالث است. این‌جاست که پای مفهومی به نام اجماع 18 به میان می‌آید. به بلاک‌چین فن‌آوری دفترکل توزیع‌شده یا دفترکل عمومی 19 نیز می‌گویند که بدین معناست که دفترکل اکنون در دستان تمام گره‌هاست نه مانند گذشته فقط در دستِ سرور مرکزی. در فن‌آوری دفترکل توزیع‌شده، هیچ کسی بر هیچ کسی برتری ندارد و منطق به جای خدمت‌دهنده-خدمت‌گیرنده، نظیر‌به‌نظیر است و درواقع هر گره‌ی با هر گره دیگری مستقیما در تعامل است و در مجموع دنیای آن مسطح است نه هرمی [به نحوی نیست که گره‌ای سرور مرکزی باشد و بقیه مشتریان به آن متصل باشند] و این همان مفهوم اجماع است. شاید شبیه‌ترین نمونه از این سیستم به لحاظ توضیح «ویکی‌پدیا» 20 باشد [بایستی توجه و اذعان داشت که ویکی‌پدیا مثالی ناقص و الکنی است چرا که در نهایت همان نظام خدمت‌گیرنده-خدمت‌دهنده در آن هم وجود دارد و دارای یک سرور مرکزی است و بیان‌ش تنها برای تقریب به ذهن است]. ما می‌توانیم همه چیز را روی ویکی‌پدیا ببینیم. مطالب روی آن هم‌واره در حال بروزرسانی و تغییر هستند. ما می‌توانیم سابقه‌ی تغییرات مطالب را روی ویکی‌پدیا در گذر زمان مشاهده کنیم. ما حتی می‌توانیم ویکی‌های خودمان را روی ویکی‌پدیا ایجاد کنیم. همه‌ی این امکانات به خاطر این است که هسته‌ی ویکی‌پدیا یک زیرساخت داده است. یک زیرساخت داده‌ی متن‌باز که مطالب، عکس‌ها و تغییرات آن‌ها را در طول زمان نگه‌داری می‌کند. بلاک‌چین نیز یک زیرساخت آزاد است که می‌توان روی آن دارایی‌های مختلف را نگه‌داری کرد.

نظام پاداش؛

در ادامه‌ی مثال [هر چند ناکامل] ویکی‌پدیا، سوالی که مطرح می‌شود این است که چه انگیزه‌ای باید وجود داشته باشد تا کاربران به‌سرعت و دقت کافی مطالب تازه‌وارد یا تغییرات مطالب گذشته را رصد کنند و صحت‌و‌سقم‌شان را مورد تائید و رد قرار دهند؟. انگیزه‌ی افراد در مورد ویکی‌پدیا، ثبت شدن صفحه‌‌ی جدید یا تغییرات به نام خود فرد است اما در فضای بلاک‌چین این امر چگونه محقق می‌شود و چه پاداشی برای افرادی که تراکنش‌ها را تائید می‌کنند وجود دارد؟

در فضای دفترکل‌ توزیع‌شده، تاییدها به صورت «تائید ریاضی» است و این تائید هم مستلزم به کارگیری توان کامپیوتری است و طبعا هر چه اندازه‌ی شبکه (تعداد کامپیوترهای در حال فعالیت) بیش‌تر باشد برای امنیت شبکه به‌تر است [برای مثال در مورد بیت‌کوین این شبکه بسیار بزرگ است و قدرت محاسباتی بسیار زیادی را جمع‌آوری کرده است و با حدود TH/S 3500000 قدرت پردازش، از ده‌ها هزار شعبه‌ی بانک توان پردازش بیش‌تری دارد. یا در مورد اتریوم حدود TH/S 12.5 قدرت پردازش دارد که بیش‌تر از گوگل است]. اما چرا فردی باید تمایل داشته باشد تا توان رایانه‌ای خود را صرف تائید ریاضی تراکنش‌های بلاک‌چینی کند؟. جواب‌ش ساده است، بهره‌مندی از کارمزد تائید تراکنش. اساسا کاربران با قدرت رایانه‌ی خود درباره‌ی صحیح یا غلط بودن تراکنش رای می‌دهند و هنگامی که اکثریت به یک تراکنش رای مثبت دادند، یک بلاک 21 جدید را به زنجیره اضافه می‌کنند و این بلاک جایزه یا پاداشی را با خود دارد که حل‌کننده‌ی آن می‌رسد. این بلاک زمان‌بندی می‌شود و هم‌چنین می‌تواند شامل اطلاعات یا پیام باشد. نوع، مقدار و تأییدیه ممکن است برای هر بلاک از زنجیره متفاوت باشد و فرآیند تأیید را می‌توان برای هر بلاک‌چین طراحی کرد و جزئی از پروتکل بلاک‌چین مدنظر است.

ادامه دارد ...


1 Bitcoin: A Peer-to-Peer Electronic Cash System
2 Satoshi Nakamoto ؛ این که فردی با این نام وجود دارد یا مجموعه‌ی افراد، هم‌چنان در هاله‌های ابهام قرار دارد [علی‌رغم ادعاهایی که برخی افراد به فواصل مختلف زمانی مبنی بر این‌که ما ساتوشی ناکاماتو‌ایم کرده‌اند].
3 BitCoin
4 BlockChain
5 Cryptocurrency
6 Decentralized Database
7 Peer-to-Peer (P2P)
8 App
9 Public-Key Cryptography
10 Asymmetrical Cryptography
11 Distributed Ledger Technology
12 Node
13 Server-Client
14 Data
15 در این‌جا مراد از n تعداد مشتریان و مشارکت‌کنندگان است.
16 Switching
17 Trusted Third Party
18 Consensus
19 Public Leger
20 Wikipedia
21 Block

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328