امیر رجائی

مقدمه

امروزه، نقش دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی در پیشرفت و توسعه کشورها در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی،  و فرهنگی بسیار حائز اهمیت است. بنابراین، کارآمدی نظام‌های آموزش عالی از منظر سیاست‌گذاری و مدیریتی از اهمیت بالایی برخوردار است. برای نیل به این کارآمدی، ابزارهای انگیزشی می‌توانند در سطوح فردی، سازمانی، و کلان نظام آموزش عالی بسیار مثمر ثمر باشند. از جمله ابزارهای انگیزشی مفید و شکل‌دهنده به رفتار و عملکرد دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی می‌توان به نظام‌های رتبه‌بندی اشاره نمود (اسدبگی و یوسفی، 1396). اکنون نزدیک به دو دهه از فعالیت‌های این نظام‌ها می‌گذرد که برکات و البته آسیب‌های خاص خود را به دنبال داشته‌اند. طی این دو دهه، نظام‌های رتبه‌بندی گوناگون با اهداف گوناگون شکل گرفته‌اند و آموزش عالی را در سطح بین‌الملل تحت تأثیر اهداف خود قرار داده‌اند. لذا، بررسی پیامدهای مثبت و منفی آن می‌تواند دربردارنده مطالب مفیدی در این خصوص باشد. در این یادداشت تلاش می‌شود تا برخی از پیامدهای منفی و نقطه‌ضعف‌های نظام‌های رتبه‌بندی مورد بررسی قرار گیرند.

طرفداران نظام‌های رتبه‌بندی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی ادعا می‌کنند که منتقدان آن بیش‌تر بر نقطه‌ضعف‌های روش‌شناختی تأکید می‌کنند. آن‌ها اعتقاد دارند که این نقطه‌ضعف‌ها محدودیت‌هایی اجتناب‌ناپذیر هستند که به مرور با پیشرفت‌های آتی برطرف خواهند شد. در مقابل، سوای این که نقطه‌ضعف‌های مفهومی نظام‌های رتبه‌بندی به صورت ناخواسته ناشی از ایدئولوژی‌های ناخودآگاه ما و یا این که به صورت عامدانه ناشی از تفاوت‌های روش‌شناختی باشند، منتقدان بر این باورند که محدودیت‌های ناشی از این نقطه‌ضعف‌ها منجر به پیامدهای نامطلوبی خواهند شد. لذا، در این یادداشت به بررسی این نقطه‌ضعف‌ها و پیامدهای نامطلوب نظام‌های رتبه‌بندی از دیدگاه تیشلر  می‌پردازیم که یکی از صاحب‌نظران شناخته شده حوزه آموزش عالی در سطح بین‌الملل است.

1. دور باطل افزایش کژکارکردی

اصلی‌ترین نقطه ضعف نظام‌های رتبه‌بندی مربوط به کژکارکردی آن‌هاست. بدین ترتیب که نشانگرهای موجود در این نظام‌ها هر چقدر هم که ناقص باشند، مبنای عمل کنشگران عرصه رتبه‌بندی قرار می‌گیرند. این خود منجر به دو اشکال می‌گردد. نخست این‌ که اندازه‌گیری‌هایی که بر اساس این نشانگرها صورت می‌گیرد، به جای این که ابزار افزایش کیفیت باشند به اهداف آموزش عالی تبدیل می‌شوند. دوم این که نقایص موجود در نشانگرها منجر به افزایش کژکارکردی کنشگران این عرصه می‌گردد، چرا که نصب‌العین آن‌ها به منظور دستیابی به اهداف نظام‌های رتبه‌بندی می‌گردد. در نتیجه، دانشگاه‌ها تلاش می‌کنند تا بر مبنای این نشانگرهای ناقص نظام‌های رتبه‌بندی، موفقیت را تعریف کنند و به آن دست یابند که این خود منجر به تقویت این دور باطل می‌گردد.

2. ضعف داده‌ها و نشانگرها

دومین نقطه‌ضعف اصلی وارد بر نظام‌های رتبه‌بندی ضعف داده‌ها و نشانگرها است که ارتباطی با ضعف روش‌شناختی ندارد. ضعف‌های مرتبط با روش‌شناسی را از طریق سرمایه‌گذاری بر روش‌شناسی و گردآوری داده‌ها می‌توان حل کرد، اما مشکلات و نقطه‌ضعف‌های مربوط به ضعف داده‌ها و نشانگرها به قوت خود باقی خواهند ماند که به چهار دسته تقسیم می‌شوند. دسته نخست این نقطه‌ضعف‌ها مرتبط با این موضوع است که ارزیابی مبتنی بر نشانگر منجر به نادیده گرفتن پیچیدگی‌های موجود می‌گردد. بنابراین، چنان‌چه دانشگاه‌ها نظام‌های رتبه‌بندی را به عنوان چالش‌های پیش روی مسیر بهبود بدانند، عملکرد آن‌ها به گونه‌ای خواهد شد که پیچیدگی‌های موجود در نظام آموزش عالی را نادیده خواهند گرفت و در نتیجه از ایفای نقش اجتماعی خود و مشارکت در نظام تولید دانش تا حدود بسیاری باز خواهند ماند. دسته دوم مرتبط با این مشکل هستند که قدرت اجتماعی-سیاسی نشانگرها موسسات آموزش عالی را ترغیب به تقلب در تولید داده می‌کند. دسته سوم از این مشکلات به این موضوع مرتبط می‌گردند که ممکن است نظام‌های رتبه‌بندی به سوی داده‌های در دسترس سوق داده شوند و نه به سوی داده‌های واقعی که گردآوری آن‌ها مستلزم صرف زمان و انرژی باشد. این مطلب در خصوص نظام‌های رتبه‌بندی بین‌المللی بیش از ‌نظام‌های رتبه‌بندی ملی صدق می‌کند، چرا که در نظام‌های رتبه‌بندی بین‌المللی گردآوری داده‌ها بدون کمک کشورهای گوناگون و اتخاذ تصمیمات استراتژیک به منظور بهبود نحوه گردآوری داده‌ها میسر نخواهد بود. این خود ضرورت پایبندی به اخلاقیات را به منظور دستیابی به داده‌هایی یک‌دست بیش از پیش نمایان می‌سازد. دسته چهارم مشکلات به این موضوع باز می‌گردد که گردآوری داده‌ها به منظور مورد استفاده قرار گرفتن در نظام‌های رتبه‌بندی ممکن است تبدیل به فرایندی زمان‌بر و باری اضافی بر دوش موسسه آموزش عالی متقاضی رتبه‌بندی گردد. در نتیجه، ممکن است نوعی اهمال کاری در سطح سازمان برای گردآوری حجم بالای داده‌های مورد نیاز نهادینه گردد و به دنبال آن داده‌های خوبی گردآوری نشود.

3. نبود اجماع بر سر کیفیت

یکی دیگر از نقطه‌ضعف‌های اساسی نظام‌های رتبه‌بندی این است که هیچ گونه اجماعی بر سر کیفیت وجود ندارد که در ادامه شواهد و مصداق‌های آن بیان می‌شوند. اولین شاهد برای این مدعا این است که مفاهیم بسیار متنوعی در مطالعات مربوط به رتبه‌بندی وجود دارند که اجماعی بر سر آن‌ها نیست و می‌تواند به راحتی منجر به احراز رتبه‌ای بد از جانب هر موسسه آموزش عالی ناآشنا با این مفاهیم شود. حال اگر، روش‌شناسی یک نظام رتبه‌بندی نیز از شفافیت کافی برخوردار نباشد مشکل دوچندان خواهد شد. دومین مصداق نبود اجماع بر سر مفهوم کیفیت و نبود تعاریفی دقیق  و مشخص در نظام‌های رتبه‌بندی برای مواردی از این دست است: «تناسب با اهداف »، «تناسب خود هدف »، و «کیفیت مطابق با استانداردهای داخلی هر رشته ». مصداق دیگر این نکته است که در اغلب نظام‌های رتبه‌بندی تنها یک تعریف از مفهوم «کیفیت» ارائه شده است و هیچ گونه تعریف دیگری از کیفیت در آنها لحاظ نشده است. چهارمین مصداق نیز این است که در چارچوب ارزیابی برنامه‌های تحصیلی و یا ارزیابی گروه‌های پژوهشی و دانشوران ، و حتی در اعتباربخشی موسسات آموزش عالی، هم نقطه‌ضعف‌های درونی نشانگرها و هم نبود اجماع بر سر مفهوم کیفیت با فرایندهای مرور همتایان جبران می‌شوند، حال دیگر مهم نیست که آیا مشکل حل می‌شود و یا پنهان می‌شود. با این وجود، در رتبه‌بندی گروه‌های آموزشی و دانشگاه‌ها چنین سازوکاری وجود ندارد.

4. تسلط امپریالیسم از طریق رتبه‌بندی

حقیقت امر این است که نظام‌های رتبه‌بندی رویکرد و نگاه مثبتی به دانشگاه‌های برخی از کشورهای خاص دارند و تمایل دارند تا این مدل از دانشگاه‌ها در سایر کشورها تکثیر و الگوبرداری شود. این امر اغلب از طریق بازتولید ایدئولوژهای ملی برخی از کشورها در نظام‌های رتبه‌بندی صورت می‌پذیرد که برخی از مصادیق آن بیان می‌شوند. به عنوان مثال، تمایل نظام‌های رتبه‌بندی چین به دستیابی به موفقیت در پژوهش، کمابیش به صورت خودکار جهت‌گیری موسسات آموزش عالی را در رسیدن به موفقیت در آموزش و پژوهش تحت تأثیر قرار می‌دهد. مورد دیگر تمایل نظام‌های رتبه‌بندی بریتانیا به در نظر گرفتن جابه‌جایی و تحرک داخلی  (پذیرش دانشجویان خارجی) به عنوان یک نشانگر کیفیت و بی‌توجهی نسبت به جابه‌جایی و تحرک بیرونی  (ارسال دانشجو به دانشگاه‌های سایر کشورها) است. مورد دیگر، سوگیری نسبت به زبان انگلیسی در بسیاری از نظام‌های رتبه‌بندی است که برای کارهای باکیفیت دانشگاهی که به زبان بین‌المللی انگلیسی نگارش نیافته‌اند ارزش چندانی قائل نمی‌شوند. هم‌چنین می‌توان به کشورهایی اشاره کرد که دارای ساختار آموزش عالی ملی خاص خود هستند اما وادار شده‌اند تا از ساختارهای برخی از دیگر کشورها تقلید کنند، تا الزامات اولیه بهره بردن از نظام‌های رتبه‌بندی را فراهم آورند. این کار درست مانند اقدام برخی از کشورها در راستای کسب اعتبار از طریق ساختن آسمان‌خراش است. در آخر می‌توان به این نکته نیز اشاره کرد که نظام‌های رتبه‌بندی در کشورهای در حال توسعه میان دانشگاه‌ها نیز تبعیض قائل می‌شوند.

5. سوگیری‌های‌های سیستمی نظام‌های رتبه‌بندی

  • از دیگر نقطه‌ضعف‌های  نظام‌های رتبه‌بندی این است که اغلب رویکرد مناسبی در قبال تنوع در آموزش عالی ندارند. به عنوان مثال نظام‌های رتبه‌بندی:
  • مؤسسات آموزش عالی را با عملکردهای دانشگاه‌های پژوهش-محور مورد ارزیابی قرار می‌دهند؛
  • نقش تنوع افقی را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند و برای مأموریت‌های متفاوت ارزشی قائل نیستند؛
  • به مؤسسات آموزش عالی کوچک بی‌توجهی می‌کنند؛
  • نسبت به علوم انسانی و علوم اجتماعی تبعیض روا می‌دارند؛
  • پارادایم‌های غالب را تقویت می‌کنند، و در نتیجه انتخاب نظریه، روش، و مضمون‌ها را در پژوهش‌ها کنترل می‌کنند؛ و
  • بین آموزش و پژوهش تعادل مناسبی ایجاد نمی‌کنند. با این حال، اغلب این گونه استدلال می‌کنند که پژوهش خوب منجر به آموزش خوب می‌شود، و این درونداد خوب در آموزش و پژوهش منجر به فرایندهای خوب می‌شود، و این امر منجر به دستاوردهای خوب می‌گردد. با این وجود، نتایج برخی از پژوهش‌ها این پیش‌فرض‌ها را به چالش کشیده‌اند، و تجربه نشان داده است که بیش‌تر مؤسسات ممکن است از بهترین عملکرد برخوردار نباشند.

6. تمایل به همکاری علمی

از دیگر ایرادهای وارد به نظام‌های رتبه‌بندی این است که هدف آن‌ها ارزیابی متوسط کیفیت موسسات آموزش عالی و گروه‌های آموزشی است. با این حال، میان دانشوران در یک رشته تفاوت‌های بسیاری به لحاظ سطح کیفیت کارهایشان وجود دارد. اغلب، تفاوت‌های موجود میان افراد با کیفیت بالا و پایین در یک موسسه یا گروه علمی بیش از دستاوردهای دانشورانی جلب توجه می‌کند که در سطح متوسط کار می‌کنند. به نظر می‌رسد که تأکید بر ارزیابی متوسط کیفیت دانشوران موسسات آموزش عالی یا گروه‌های آموزشی و مقایسه عملکرد آن‌ها با همدیگر مبتنی بر این نظر است که کیفیت کار علمی افراد قویا تحت تأثیر کیفیت همتایان خود در سایر گروه‌ها و موسسات آموزش عالی است. این امر روز به روز فراگیرتر می‌شود، چرا که همکاری‌های علمی گسترده با دانشوران برجسته در سطح بین‌الملل از طریق پایین آمدن هزینه‌های سفر و نیز وجود بسترهایی چون اینترنت فراگیرتر می‌شوند. بنابراین، نظام‌های رتبه‌بندی در نهایت به ضرر دانشوران برجسته می‌شود، چرا که آن دسته از همکاران علمی آن‌ها که در انجام ‌پروژه‌های علمی با آن‌ها همکاری می‌کنند و در سطح پایین‌تری از آن‌ها هستند بیش‌تر منتفع می‌شوند.

7. تشویق به تمرکز منابع و کیفیت

به نظر می‌رسد که نظام‌های رتبه‌بندی مبتنی بر مواردی به شرح زیر هستند:

  • تمرکز بالای منابع در چند موسسه آموزش عالی موثر خواهد بود؛
  • آموزش و محیط پژوهشی همگن (پذیرش دانشجویان مشابه با هم) مطلوب است.

بنابراین، از جمله ایرادهای نظام‌های رتبه‌بندی  این است که تشویق به سرمایه‌گذاری بر چند دانشگاه برتر معدود می‌کنند. در نتیجه، نظام‌های رتبه‌بندی دانشوران برتر را تشویق می‌کنند تا به آن دسته از موسسات آموزش عالی بپیوندند که دانشوران و واحدهای خوبی دارند. در آخر باید اظهار داشت که نظام‌های رتبه‌بندی مبتنی بر این پیش‌فرض هستند که تنوع میان موسسات آموزش عالی امری مطلوب و تنوع درون موسسات آموزش عالی نامطلوب است.

8. تقویت ساختارهای عمودی و سلسله مراتبی در نظام‌های آموزش عالی

یکی دیگر از ایرادهای نظام‌های رتبه‌بندی این است که آن‌ها نه تنها توجه کنشگران، مشاهده‌کنندگان و مشتریان را به تمایزهای عمودی موسسات آموزش عالی جلب می‌کنند، بلکه تنوع افقی  را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند. این نظام‌ها هم‌چنین منجر به تأکید بر سلسله مراتب عمودی در سازمان‌ها می‌شوند. این امر به شیوه‌های زیر صورت می‌پذیرد:

  • تشویق به انباشت منابع در یک سری از موسسات آموزش عالی برتر معدود؛
  • سخت‌تر کردن کار برای موسسات آموزش عالی نوظهور،
  • تقویت این سازوکار که شهرت و اعتبار پیشین منجر به افزایش شهرت و اعتبار می‌شود. به بیان دیگر تقویت «تأثیر ماتیو » در تخصیص منابع و کسب اعتبار؛ و
  • پایین جلوه دادن اعتبار آن دسته از موسسات آموزش عالی که در زمره موسسات برتر نیستند.

بنابراین، مایه شگفتی نخواهد بود که کیفیت «موسسات آموزش عالی برتر و پیشرو در جذب و تمرکز منابع» روز به روز بهبود یابد. با این وجود، مدرکی وجود ندارد دال بر این که «کیفیت» کل نظام آموزش عالی در یک کشور خاص با تمرکز منابع در چند موسسه آموزش عالی معدود و با نهادینه کردن ساختار عمودی و سلسله مراتبی در نظام آموزش عالی آن کشور بهبود یابد. چرا که در حال حاضر آن دسته از نظام‌های آموزش عالی که کم‌تر دارای ساختار عمودی و سلسله مراتبی هستند (به عنوان مثال، نظام‌های آموزش عالی با جاباجایی و تحرک درون سیستمی، نظام‌هایی که به دنبال پیشرفت‌ در سطح منطقه هستند، و یا نظام‌هایی که به دسترسی برابر به آموزش عالی برای گروه‌های کم‌تر برخوردار اهمیت می‌دهند) در معرض زوال قرار گرفته‌اند.

9.  تضعیف شایسته‌سالاری

‌یکی دیگر از ایرادهای نظام‌های رتبه‌بندی به نظر بسیاری از متخصصان تضعیف شایسته‌سالاری است، که متعاقبا می‌تواند کیفیت مورد نظر را به مخاطره بیندازد. این امر می‌تواند از طریق موارد زیر صورت گیرد:

  • نظام‌های رتبه‌بندی اعتبار دانشگاه‌های قدیمی را می‌افزایند و در نتیجه به گذشته آن‌ها پاداش می‌دهند تا به دستاوردهای کنونی آن‌ها؛
  • نظام‌های رتبه‌بندی پذیرش غیر شایسته‌سالارانه دانشجویان را تقویت می‌کنند، لذا طبیعی است که موسسات آموزش عالی بکوشند تا دانشجویان خود را بر اساس سوابق و پس‌زمینه‌های اجتماعی پذیرش کنند و نه بر اساس مطالعه توانمندی‌های آن‌ها؛
  • بر اساس مورد پیشین، برخی دانشجویان خواهند توانست تا با پرداخت بهای رویکرد غیرشایسته‌سالارانه دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجو، وارد موسسات آموزش عالی شوند؛
  • یکی از تأثیرات پذیرش دانشجویان در دانشگاه‌های با رتبه بالا می‌تواند منجر به مغرور شدن آن‌ها گردد؛
  • نظام‌های رتبه‌بندی می‌تواند منجر به تقویت و بالا رفتن سطح استانداردهای پذیرش دانشجو و نیز استانداردهای خروجی گردد، ولی لزوما به افزایش «ارزش افزوده» نمی‌گردد؛
  • همان گونه که پیش‌تر بیان شد، نظام‌های رتبه‌بندی می‌تواند منجر به تبعیض قائل شدن میان دانشوران برجسته‌ یا آن دسته از دانشوران برجسته‌ای گردد که همکاران علمی‌شان در سطح پایین‌تری قرار دارند؛
  • تقویت آن دسته از استراتژی‌های موسسات آموزش عالی به منظور حفظ و یا ارتقای رتبه همیشه منجر به افزایش کیفیت نمی‌شود؛ و
  • هم‌چنین، به موارد بسیاری دال بر تقلب در داده‌سازی و رقابت برای کسب منابع اشاره کرد که روز به روز در حال افزایش است.

جمع‌بندی

رتبه‌بندی عرصه‌ای گشاده به روی همگان است تا بتوانند اطلاعات کاملا ایدئولوژیک را تولید و منتشر کنند. این امر کاملا در تقابل با آزمون‌سازی آموزشی است که در آن هزینه‌های بالا و دسترسی محدود به اطلاعات تضمین کننده یک سطح حداقلی از استانداردها است. لذا، محبوبیت نظام‌های رتبه‌بندی به دلیل «کیفیت» و مقبولیت هنجاری آن‌ها نیست. حتی در بعضی از موارد مشاهده شده است که بعضا یک سری از نظام‌های رتبه‌بندی با کیفیت پایین ولی دارای مبنای هنجاری سوگیرانه از مقبولیت بیش‌تری برخوردار هستند.
تجزیه و تحلیل اهداف تصریح شده نظام‌های رتبه‌بندی نشان ‌می‌دهد که هدف از نگارش آن‌ها به نوعی توجیه ضرورت وجود نظام‌های رتبه‌بندی است که در قالب بحث‌ها و مناظرات داغ علمی به جامعه عرضه شده است. هم‌چنین باید به یک سری از پرسش‌ها پاسخ داد. پرسش‌هایی از قبیل «اهداف بیان شده چگونه در حال پیگیری هستند»، «اهداف مخفی شده کدام‌اند»، و «چگونه ایدئولوژی‌ها نقش خود را در اهداف نظام‌های رتبه‌بندی ایفا می‌کنند». بنابراین، شاید نتوان به وضوح میان پیامدهای خواسته و ناخواسته نظام‌های رتبه‌بندی تمایز قائل شد. علاوه بر این، دیدگاه‌ها در خصوص این‌که کدام دسته از پیامدها مطلوب و کدام نامطلوب است متفاوت می‌باشد.
بیش‌تر نقطه‌ضعف‌هایی که توسط طرفداران و منتقدان درباره نظام‌های رتبه‌بندی بیان شده‌اند بایکدیگر هم‌پوشانی دارند. با این وجود، نحوه تفسیر این نقطه‌ضعف‌ها توسط این گروه متفاوت است. طرفداران ایرادهای وارد شده را از جانب منتقدان به نظام‌های رتبه‌بندی می‌پذیرند ولی آن‌ها را امری طبیعی در رتبه‌بندی برمی‌شمارند که با پیشرفت در حوزه روش‌شناسی و بهبود رفتارهای منطقی کنشگران قابل اجتناب است. پیش‌تر، ایرادها و نقطه‌ضعف‌های نظام‌های رتبه‌بندی به تفصیل مورد بررسی قرار گرفت.
هم‌چنین، هیچ‌گونه شواهدی دال بر زوال نظام‌های رتبه‌بندی وجود ندارد. هر چند تلاش‌های بسیاری به منظور بهبود کیفیت نظام‌های رتبه‌بندی صورت می‌پذیرد، ولی این تلاش‌ها نمی‌تواند از شکل‌گیری نظام‌های رتبه‌بندی با روش‌شناسی ضعیف‌تر  به طور کامل جلوگیری کند. فقط می‌توان امید داشت که انتقادها به نظام‌های رتبه‌بندی از میزان و شدت ایرادها به مرور زمان بکاهد.
با تمام این تفاسیر، یک سری از پرسش‌های جدی مطرح می‌شوند که می‌بایست در آینده به آن‌ها پاسخ داد. پرسش‌هایی از قبیل:

  • شدت ایرادهای وارد شده به نظام‌های رتبه‌بندی توسط طرفداران و منتقدان تا چه میزان است؟
  • آیا نظام توزیع دانش سلسله مراتبی برای جامعه دانش محور آینده مفیدتر است یا نظام افقی و مسطح توزیع دانش؟
  • آیا ما به سوی شایسته‌سالاری حرکت می‌کنیم؟
  • آیا رویکرد ما به شایسته‌سالاری یک رویکرد میانه‌رو است، و بایستی چنین رویکردی داشته باشیم؟
  • آیا شایسته‌سالاری در جامعه رو به افول است و نیاز به اطلاعات برای دستیابی به و تضمین اعتبار موسسات آموزش عالی در حال کاهش است؟

منبع

اسدبگی، محمد و یوسفی، هادی. (1396). جایگاه نظام¬های رتبه بندی دانشگاهی در سیاستگذاری آموزش عالی و ضرورت طراحی نظامی بومی. گاهنامه حکمتانه، شماره هشتم.
Jung Cheol Shin, J. C.; Toutkoushian, R. K; & Teichler, U. (2011). University Rankings: Theoretical Basis, Methodology and Impacts on Global Higher Education. New York: Springer Science.


 

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328