سید محمد احمدی
مقدمه:
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ، هدف كلي جريان تربيت در جامعه اسلامي را تکوین و تعالی پیوسته هويت متربيان دانسته است، به گونه‌اي که بتوانند موقعيت خود و ديگران (نسبت به خود، خدا، ديگر انسان¬ها و طبيعت) را به درستي درک و آن را به طور مستمر با عمل صالح فردی و جمعی متناسب با نظام معيار اسلامی اصلاح نمايند(مبانی نظری سند تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران 1390، 338). در این راستا نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی موظف است، ضمن پذيرش تفاوت‌هاي فردي، به كشف و هدايت استعدادهای متنوع فطری و پاسخگویی به نيازها، علائق و رغبت دانش آموزان در راستای مصالح و چارچوب نظام معيار اسلامی بپردازد( سند تحول بنیادین آموزش و پرورش،22:1390).در این میان انتخاب رشته تحصیلی با توجه به تاثیر به سزایی که در ترسیم مسیر شغلی و آینده افراد دارد، نقش بسیار اساسی داشته و قطعاً نیازمند سیاست‌گذاری‌های دقیقی از سوی مسوولان می‌باشد. چرا که گذر مـوفق از این مرحله باعث طي کردن موفق ساير مراحل بعدي‌ رشـد‌ روانـي‌ اجتماعي فرد و نهايتا شکوفا شدن فرد و قابليت‌هاي اوست. با هدایت تحصیلی صحیح، ضمن شکوفایی استعدادهای دانش‌آموزان به بهترین شکل و ایجاد احساس خوشایند برای آن‌ها در ادامه مسیر زندگی می‌توان نیازهای جامعه را نیز به شکلی متعادل برطرف نمود.

هدایت تحصیلی؛

مسئله هدایت تحصیلی دانش‌آموزان از سال‌های قبل مورد بحث بوده و دارای ایرادات و مشکلات بوده است. اما در سال‌های اخیر با توجه به رشد جمعیت و برخی تغییرات فرهنگی به وجود آمده در جامعه، این مسئله رشد یافته و شکل بغرنج‌تری به خود گرفته است تا جایی که در سال تحصیلی 95-96 با اعترضات گسترده دانش‌آموزان و والدین همراه بوده است.بر اساس تعریفی که شيوه نامه اجرايي هدايت تحصيلي دانش آموزان دوره متوسطه ارائه نموده است، هدایت تحصیلی فرايند ارائه خدمات راهنمايي ومشاوره به دانش آموزان براي آشنايي با استعدادها، علايق، توانايي‌ها و ويژگي‌هاي شخصيتي خويش از طريق مشاوره فردي، گروهي، ارزيابي‌ها، مصاحبه با والدين  وتكميل چك ليست‌هاي مربوط از يك طرف وشناخت با شاخه‌ها رشته‌هاي تحصيلي، حرف و مشاغل مورد نياز جامعه از طريق ارائه بروشورها، بولتن‌ها، اطلاعات آماري از مشاغل و نيازهاي جامعه در برنامه درسي رسمي و غير رسمي براي انتخاب آگاهانه شاخه و رشته تحصيلي مناسب مي‌باشد تا نهایتا منجر به انتخاب مناسب‌ترين مسير زندگي تحصيلي- شغلی گردد. (بی‌نا، 1395: 2) اگرچه این تعریف در جای خود تعریف عملیاتی و بسیار دقیقی است، اما به نظر می‌رسد آنچه سیاست‌گذاران آموزش و پرورش را خصوصاً در سال‌های اخیر دچار مشکل نموده، بسنده کردن به تعاریفی از این دست و محدود کردن بحث هدایت تحصیلی به موضوعی چنین حداقلی است. هدایت تحصیلی صرفا مجموعه‌ای از خدمات روانشناختی- اطلاعاتی نیست بلکه مجموعه‌ای از اقدامات نظام‌مند است که طی تعامل اجزایش معنا می‌یابد (حدادی،1395: 25). هدف خدمات راهنمایی تحصیلی- شغلی تنها آشنا ساختن نوجوانان با دنیای روبه رشد تحصیل و کار و کمک به آن‌ها در کشف استعدادهای خود و انتخاب رشته تحصیلی یا شغل نیست، بلکه هدف اصلی، پرورش جوانانی است که مجهز به مهارت‌های تصمیم‌گیری و مشکل‌گشایی در همه زمینه‌های زندگی باشند و بتوانند به ارزیابی انتقادی عقاید و افکار و راه‌حل‌ها بپردازند. از این جهت راهنمایی از هر نوعی که باشد؛ تحصیلی – شغلی یا سازشی، پویشی است آموزشی که به صورت فردی یا گروهی به فرد کمک می‌کند تا از طریق شناخت خویشتن (استعدادها، رغبت‌ها، نیازها، ارزش‌ها و ...) و شناخت محیط (امکانات، محدوديت‌ها) و کسب مهارت‌هاي مشکل گشايي‌ در‌ اخذ تصميمات عاقلانه ، برخورد صـحيح‌ بـا‌ مسايل‌ زندگي و حرکت به‌ سوي‌ کمال وجـودي خـويش، بـه‌ خود‌ رهبري برسد (اسکندری، 1396: 50) و از همه مهمتر اینکه بحث هدایت تحصیلی بیشتر موضوعی درازمدت و اجتماعی-فرهنگی بوده و درواقع مسئله‌ای فرا نهادی است. اگرچه آموزش و پرورش خود یکی از تاثیرگذاران بر فرهنگ و افکار عمومی جامعه است اما این مشکل نیز، همانند بسیاری از مشکلات و مسائل آموزش و پرورش، مسئله‌ای است که از بیرون به سیستم آموزشی کشور تحمیل شده و همانگونه که به وجود آمدن این مشکل تنها از سوی آموزش و پرورش نبوده، حل آن نیز تنها بدست این نهاد صورت نخواهد پذیرفت. بدیهی است هنگامی که ظرفیت رشته‌ها محدود است و تقاضا برای رشته‌ای خاص بالا باشد مشکلات دور از انتظار نخواهد بود. اما بایستی به طور دقیق نگاه کرد که این مشکلات ناشی از چیست؟ چرا تقاضا به سمتی و سویی آمده و اقبال به رشته‌هایی کاهش یافته است؟ (صفایی موحد، 11396 ). برای اجرای طرح هدایت تحصیلی، هزینه های زیادی به وزارت آموزش و پرورش تحمیل می شود. هر ساله هزینه‌های بسیار زیادی به عنوان حقوق و دستمزد به مجریان طرح هدایت تحصیلی (مشاوران، معلمان راهنما و کارکنان اداری) پرداخت می‌شود؛ علاوه براین، هزینه های تریت مشاوران و سایر کارکنان مجری طرح هدایت تحصیلی بسیار زیاد است.(نویدی، 1378: 99) اما توفیقات بدست آمده اندک است. در تیر ماه سال 95 در راسـتاي طـرح تـحول بنيادين آموزش‌ و پرورش‌ آيين نـامه جديد هدايت تحصيلي به تصويب رسيد که هدف از تنظيم و تصويب آن رشد يكپارچه و مستمر عقلي، ايماني، عملي و اخلاقي دانش‌آموزان به گونه‌اي كه بتواند با شناخت ظرفيت‌هاي خود، مسئوليتش در مقابل خداوند كه همان رشد ظرفيت هاست ، ارتباط و تعامل با محيط تحصيلي – شغلي و تعامل اثر بخش با ديگران از طريق كسب شايستگي هاي پايه براي انتخاب مناسب ترين مسير زندگي تحصيلي -شغلي ذکر شده است. پس از لحاظ وجود آیین‌نامه، دستورالعمل، سند و ... به نظر می‌رسد مشکلی نیست، همانگونه که پیشتر از این هم مشکل تنها به نبود آیین‌نامه و دستورالعمل ختم نمی‌شد. سال‌ها قبل(حدود 30 سال قبل)، شورای تغییر بنیادین نظام آموزش و پرورش بر اساس مصوبه ی پنجاه و نهمین جلسه مورخ ۱۳ اسفند ۱۳۶۴ «شورای عالی انقلاب فرهنگی» تشکیل و مأموریت یافت، طرح کلیات نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی را تدوین کند. در این طرح، جایگاه هدایت تحصیلی و شغلی دانش آموزان در مصوبات این شورا و در اصل سی و چهارم با عنوان هدایت تحصیلی مشخص شده است. این اصل مقرر می‌دارد : در نظام آموزش و پرورش، هدایت تحصیلی و شغلی باید براساس استعداد، علاقه و کوشش دانش‌آموزان و ظرفیت رشته‌های متفاوت آموزشی که خود برحسب نیاز مهارتی، فنی و علمی جامعه و از محل نیاز به تخصص در سطوح عالی‌تر تعیین می‌شود صورت پذیرد. این اصل دارای 9 بند بوده و ارکان موثر در هدایت تحصیلی را تک به تک، مشخص و تعیین تکلیف نموده است. پس این پیچیدگی از کجا نشات گرفته؟

پیچیدگی هدایت تحصیلی در چیست؟

در مواد ٩٦ تا ١٠٠ آيين نامۀ آموزشي دورة متوسطۀ دوم آمده است : هدايت تحصيلي براساس چهار عامل انجام مـي‌شود که عبارتند از: استعداد، علاقه ، نياز‌ و امکانات‌ کشور. از‌ اين چهار عامل دو عامل آن يعني اسـتعداد و علاقه به دانش آموز مربوط است که حاصل عملکرد‌ تحصيلي دانش آموز، نتايج آزمون‌هاي استعداد و رغبت، توصيه مشاوران مدرسه و ارزيابي‌ آن‌ها‌، و ارزيابي‌ معلمان درباره دانش‌آموزان نسبت به رشته‌ها است. در مجموع، امتياز همۀ اين موارد امتيازات دو ‌‌عامل‌ استعداد و علاقه محسوب ميشوند. اما دو عامل ديگر که به دولت و جـامعه مربوط‌ است، شامل‌ امکانات و نيازهاست. نياز يعني نيازهاي شغلي آينده کشور(اسکندری، 1396: 51). آنچه هدایت تحصیلی را به امری چنین پیچیده مبدل کرده، ایجاد تعادل بین نیاز و امکانات است. این نیاز و امکانات می‌تواند در بعد فردی بین استعداد و علاقه افراد باشد و یا در جامعه بین نیاز جامعه و امکانات کشور. به این معنا که ممکن است فردی تقاضای ادامه تحصیل در رشته خواصی را داشته باشد و حال آنکه شواهد حاکی از آن است که آن دانش‌آموز توانایی‌های آن رشته را ندارد و یا تقاضا به سمت و سوی رشته‌ای باشد که یا نیاز کشور به آن رشته و شغل‌های در پس آن در حد آن نباشد و یا نیاز باشد و امکانات اجازه پاسخ‌گویی به آن‌ها را نداشته باشد. در یک مثال روشن، در سال‌های اخیر استقبال شدیدی از رشته‌ تجربی صورت گرفته و تقاضای شدیدی برای ادامه تحصیل در این رشته‌ صورت پذیرفته که با توجه به ظرفیت‌های موجود در نظام آموزشی پاسخ به این حجم تقاضا برای سیستم آموزشی ممکن نبود و این موضوع مشکلاتی را برای سیستم آموزشی به وجود آورد. یا در مثالی دیگر، برخی نسبت به عدم استقبال دانش‌آموزان با استعداد به رشته علوم انسانی انتقاد دارند و پاره‌ای از  مشکلات مدیریتی کشور را به چنین موضوعی وابسته می‌دانند(صفایی‌موحد، پوراحمد، 1396 2). در این باب جناب آقای دکتر فانی در کتاب فراتجربه چنین می‌نویسد: « موضوع مورد علاقه‌ی ما در ملاقات‌هایی که با مسئولان و دست اندرکاران آموزش و پرورش این دو کشور(ایران و شوروری سابق) داشتیم بیشتر پیرامون مسأله‌ی هدایت تحصیلی و گسترش آموزشهای فنی و حرفه‌ای بود. در موضوع هدایت تحصیلی، سوال ما این بود که سه عامل در هدایت تحصیلی موثر است: استعداد، علاقه و نیاز کشور. این سه عامل در هدایت تحصیلی همه‌ی کشورهای جهان مطرح است، اما همیشه یک مشکل وجود دارد که چگونه این سه عامل را در یک راستا قرار دهند که نتیجه بخش باشد؛ زیرا ممکن است کسی علاقه‌اش با استعدادش متفاوت باشد، یا نیاز جامعه چیز دیگری اقتضا کند. این سؤالی بود که ما راه حلی برای آن پیدا نکرده بودیم. اتفاقاً در کشور شوروی هم برای آن راه حلی پیدا نکرده بودند و می‌توان گفت این مسأله‌ی لاینحلی است که هنوز دنیا نتوانسته راهکاری برای آن پیدا کند(فانی، 1390: 127). اما واقعا دنیا هنوز راهکاری برای نیافته است؟

هدایت تحصیلی در برخی کشورهای جهان؛

در آلمان‌ هشت‌ رشته‌ی متفاوت وجود دارد که‌ دانش‌آموزان می‌توانند بر حسب نیاز و علاقه آن‌ها را‌ انتخاب‌ کنند‌.در مجموع فرایند هدایت تحصیلی،از طریق اعـمال قـوانین و مقررات و برنامه‌ریزی‌های قبلی و نیز در‌ نـظر‌ گـرفتن اسـتعداد و توانمندی پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز صورت‌ می‌گیرد. در انگلستان،دانش‌آموزان فارغ التحصیل دوره‌ی ابتدایی‌ می‌توانند‌ بدون گذراندن آزمون ویـژه، وارد مـدارس جامع شوند و تا سن 16 سالگی از نوعی تعلیمات عمومی برابر و یکسان برخوردار گردند. سپس هر یک بر اساس کارکرد تحصیلی، علاقه و استعداد خود به‌ رشته‌های‌ متفاوتی راهنمایی می‌شوند. نظر بـه ایـن که اکثر مسئولان مدارس جامع بر این اعتقاد هستند که ارزیابی شاگردان در سنین پایین، به خصوص برای آن عده از دانش‌آموزان «دیررس» چندان‌ قابل‌ اطـمینان نـیست، لذا حتی الامکان سعی می‌کنند، مرحله‌ی طبقه‌بندی و تفکیک دانش‌آموزان را بر اساس‌ استعدادشان، به دلیل این که دانش‌آموزان از مدارس ابتدایی‌ متفاوتی، از نقطه نظر شیوه‌ی تدریس‌ معلمان‌ و تجهیزات آموزشی‌ به دوره‌ی تعلیمات متوسطه منتقل شده‌اند، به تعویق اندازند. دوره متوسطه در آمریکا شامل دو دوره‌ی سه ساله است که‌ دوره‌ی اول عمومی و دوره‌ی دوم اختصاصی‌ تلقی‌ می‌شود. در دوره‌ی دوم‌، دانش‌آموز‌ از طریق راهنمایان تحصیلی و حرفه‌ای و مشاوران، رشته‌ی مورد علاقه‌ی خود را انتخاب می‌کنند. فرایند تحصیلی به‌ گونه‌ای است که استعداد و علاقه‌ی دانش‌آموزان در ادامه‌ی تحصیل‌ نقش دارد. معمولا 20 درصد دانش‌آموزان متوسطه به تحصیلات‌‌ عالی‌ هدایت می‌شنوند‌،20 درصد بـه مـدارس فنی و حرفه‌ای و 60 درصد بقیه جذب بازار کار می‌شوند. بنابراین در آمریکا فرایند‌ هدایت تحصیلی به صورت اعمال قوانین و مقررات و نیز بهره‌گیری‌ از رویکرد‌ هدایت‌ و مشاوره‌ی‌ فـردی صورت می‌گیرد(مهاجرانی، 1386: 42و43). دانمارک از دهه ی ۱۹۹۰ میلادی، همسو با تحولات گسترده  آموزشی در قاره اروپا، اقدام به ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش خود نموده است که یکی از بارزترین جنبه‌های این تحول، دگرگونی در نظام مشاوره‌ای تحصیلی این کشور است. در آوریل سال ۲۰۰۳ میلادی، پارلمان دانمارک قانونی را در زمینه مشاوره تحصیلی به تصویب رساند که در نتیجه‌ی آن خدمات مشاوره‌ای فراگیر برای دانش آموزان و جوانان فراهم آمد. گستره این مشاوره‌ها تنها محدود به هدایت تحصیلی نیست،  بلکه تمامی جوانانی که به هر دلیلی تحصیلات خود را رها کرده‌ا‌ند و خارج از نظام آموزشی قرار دارند نیز مشمول این نظام منسجم مشاوره‌ای می‌شوند(دشتکی، 1388: 30). در آموزش و پرورش ژاپن که یکی از آموزش و پرورش های برتر دنیاست فرایند هدایت تحصیلی به صورت نامحسوس از همان اوایل دوره ابتدائی آغاز می شود. این فرایند شامل شناخت علایق و گرایش‌های دانش‌آموز از طریق قرار دادن آن در موقعیت‌های مختلف است. بنابراین در برنامه‌درسی هفتگی دوره ابتدائی یک ساعت به عنوان کارگاه آزاد پیش بینی شده که در این ساعت وسایل مختلفی در اختیار دانش آموزان قرار می‌گیرد و با در نظر گرفتن مسائل ایمنی به طور نامحسوس و با استفاده از دوربین‌های مدار بسته آن‌ها را کنترل نموده و رفتار آن‌ها را ثبت می‌کنند. این موارد در پرونده هدایت تحصیلی دانش‌آموز ثبت می‌شود و در آینده مبنای انتخاب رشته خواهد بود(مامی و امیدی، 1392: 156).

فرايند هدايت تحصیلی مطلوب؛

هدایت تحصیلی پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه متناسب با استعداد و علاقه فرد مدنظر است؛ یعنی استعداد و علاقه فرد باید در کنار نیازهای جامعه قرار بگیرد. هدایت تحصیلی موضوعی است بین انتخاب فرد و نیاز جامعه؛ نه صرفا انتخاب است و نه صرفا پاسخ‌گویی به نیاز جامعه (زرافشان، 1395: 20 و 21). اما بررسیها نشان داده است که در بسیاری از موارد دانش‌آموزان اطلاعات دقیق و مناسبی نسبت به علایق خود و از طرفی دیگر بازار کار جامعه ندارند، و در زمان انتخاب رشته، صرفا مبتنی بر اطلاعات محدود و فضای حاکم بر جامعه تصمیمگیری میکنند. این نقیصه از یک طرف به ضعف خانوادهها برمیگردد، از طرفی دیگر به کمبود مشاوران تحصیلی در مدارس، و از بعدی دیگر به نوع نگاه والدین و مدارس و مشاوران به مقوله هدایت تحصیلی بر میگردد. در این فضای نامناسب، مشخص است که تمامی افراد و استعدادهای جامعه به سمت رشته‌هایی خاص، سوق داده می‌شوند و رشتههای اساسی از جمله رشتههای علوم انسانی مورد غفلت واقع میشوند. (نویدی، 1378: 99). در برخی پژوهش‌ها نیز به اثبات رسیده است که عواملی چون منزلت اجتماعی و جایگاه رشته، تیپ شخصیتی، آثار روانی شغل‌های مرتبط با رشته تحصیلی، وضعیت والدین (علاقه، تحصیلات و درآمد)، بی اطلاعی از وضعیت بازار کار  از جمله عواملی است که در گرایش دانش‌آموزان به رشته‌ای خاص تاثیرگذار می‌باشد(مامی و امیدی، 1392: 155). فرايند هدايت تحصيلي مطلوب، فرآیندی است که از دوره ابتدايي با تشكيل پرونده مشاوره‌اي آغاز و تا پايان دوره متوسطه دوم ادامه يابد. این فرآیندها در مورد دانش‌آموزان با انجام مداخلات لازم اعم از اخذ آزمون‌هاي مختلف و ارائه آموزش و راهنمايي‌هاي لازم از طريق تدريس در محتواهای درسی و فعاليت‌هاي فوق برنامه، بازديدهاي شغلي، توليد بولتن‌هاي تحصيلي- شغلي و ... به صورت فرايندي ادامه می‌یابد تا در پايان سال نهم انتخاب رشته تحصيلي انجام ‌پذيرد(بی‌نا، 1395: 19). بدیهی است در این میان اولویت‌ها، نیازها و امکانات کشور نیز با یک نگاه دقیق و داشتن آمایش سرزمینی مناسب نقش تعیین کننده‌ای در توزیع بهینه تحصیلی دانش‌آموزان خواهد داشت. برخی نیز شرایط زیر را برای هرچه بهتر شدن هدایت تحصیلی برشمرده‌اند. 1-توجه به نیازها و امکانات جامعه؛ 2-اندازه‌گیری دقیق ویژگی‌های شخصیتی دانش آموزان؛ 3-ارتقای سطح دانش و تخصص راهنمایان تحصیلی؛ 4-تغییر و اصلاح ساختار اقتصادی؛ 5-تغییر نگرشی مردم درباره موفقیت؛ 6-تغییر نگرشی کارکنان واحد آموزشی درباره راهنمایی تحصیلی؛ 7-تغییر شرایط و ضوابط ورود به دانشگاه؛ 8-اصلاح عناصر آموزشی؛ 9-تداوم در شناخت و راهنمایی؛ 10-توجه به استعدادهای تحصیلی ویژه؛ 11-دادن آگاهی های لازم به دانش آموزان؛ ۱۲- دادن آگاهی های لازم به والدین؛ 13- انجام پژوهش مستمر برای اصلاح ضوابط هدایت تحصیلی؛ (نویدی، 1378:126). برخی نیز اصول ناظر بر نظام هدایت تحصیلی را چنین برشمرده‌اند: ۱. توجه به ارزش‌های فلسفی و دینی در جهت‌گیری‌های تحصیلی و شغلی کشور ۲. توسعه رشد و استقلال ملی و دستیابی به انسجام فرهنگی ۳. توجه به تفکر فرایندی و مداخله‌ای یادگیرندگان (نقش فعالانه، داوطلبانه و آگاهانه دانش آموز در جریان هدایت تحصیلی-شغلی) ۴. اعتباربخشی به نقش معلمان و کارکنان مدرسه (مشارکت سیستمی و مجدانه معلمان و کارکنان مدرسه در فرایند هدایت تحصیلی-شغلی) ۵. توجه به نقش مؤثر والدین در جریان هدایت تحصیلی - شغلی فرزندان (کمک به کسب تجربیات شغلی و تحصیلی، شناسایی استعدادها، بازدیدها و غیره) ۶. ماهیت (توجه به شخصیت، ارزش‌ها رغبت‌ها، توانایی‌ها، هیجانات، امکانات، نیازها و شرایط بومی و محلی، استانی و غيره) ۷. توجه به یادگیری مادام العمر (هدایت تحصیلی - شغلی جریان مداوم و پیوسته از پیش دبستانی تا پایان عمر تعریف شده است) ۸- جلب مشارکت و تعامل (باید از ظرفیت همه دستگاه‌ها و نهادهای درونی و بیرونی وزارت آموزش وپرورش در جریان هدایت تحصیلی - شغلی استفاده شود). ۹- رشدی و یکپارچه بودن (توجه به نیازهای ویژه، رشدی و پیوسته و انطباق بذیری بالا در برنامه ها)(نسیمی، 1395: 10 و 11).

بحث و نتیجه گیری؛

باید توجه کرد که هدایت تحصیلی به هیچ وجه به معنای انجام کاری برای کسی نیست و فرآیندی است تعاملی و متقابل و در این میان هرچه تعامل بیشتری وجود داشته باشد، هدایت تحصیلی میسرتر و موثرتر خواهد بود (اوتادی، 1395: 47). از طرفی هدايت تحصيلي بیشتر از آنکه موضوعی شخصی و مربوط به شخص دانش‌آموزان باشد، موضوعی کلان و سیاستگذارانه است، چرا که تبعات آن به هیچ وجه به ابعاد شخصی ختم نمی‌شود و جامعه را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. از اینرو هدایت تحصیلی مطلوب، بیشتر از همه چیز، نیاز به فرهنگ‌سازی صحیح در مورد رشته‌های مختلف و سیاست‌گذاری در مورد آن دارد. پیشتر گفته شد که هدایت تحصیلی بایستی در یک تعادل دقیق از دو عامل فردی، استعداد و علاقه و دو عامل اجتماعی، امکانات و نیاز کشور قرار گیرد. شاید بتوان با آیین‌نامه و دستورالعمل‌های دقیق منطبق بر آمار، آمایش سرزمین و اطلاع از امکانات و نیاز کشور بخشی از مسئله را حل کرد ولی تا موقعی که دانش‌آموزان نتوانند فارغ از فشارهای اجتماعی به سراغ علایقشان رفته و در این میان استعدادهای خویش را شناخته و در مسیر آن گام بردارند و نظام آموزشی کشور، بر حل مسئله هدایت تحصیلی فائق نخواهد بود و حداکثر به جبر، توزیع تحصیلی خوبی خواهد داشت که تبعات روانی و اجتماعی آتی آن به غایت سنگین و آسیب‌زا خواهد بود.

منابع:

اسکندری، پروانه (1396). چالش‌های هدایت تحصیلی نوین و گذر از این چالش‌ها، مطالعات روانشناسی و علوم تربیتی، شماره نوزدهم، ص49-63.
اوتادی، حدیثه (1395).  کلید هدایت تحصیلی در دست معلمان. رشد معلم، شماره دویست و نود و نه، ص46-47.
بی‌نا (1395). كميته تخصصي هدايت تحصيلي، وزارت آموزش و پرورش، شيوه نامه اجرايي هدايت تحصيلي دانش آموزان دوره متوسطه.
دشتکی، رمضان علی (مترجم) (1388). تحول در نظام راهنمایی و مشاوره ی تحصیلی کشور دانمارک.رشد آموزش مشاور مدرسه، شماره شانزدهم، ص 30-35.
حدادی، فرحناز (1395). مدیران و فرایند هدایت تحصیلی،  رشد مدیریت مدرسه، شماره صد و سیزدهم، ص44-46.
فانی، علی‌اصغر (1390). فراتجربه. تهران: انتشارات عابد.
زرافشان، علی(1395). هدایت تحصیلی، ضرورت ها و کارکردها. رشد مدیریت مدرسه، شماره صد و چهارده، ص 19-21.
مامی، شهرام؛ امیدی، عباس (1392).  بررسی علل روانی گرایش مفرط دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر ایلام به تحصیل در رشته علوم تجربی. پژوهش‌های علوم انسانی، شماره بیست و نهم، ص 155-182.
مهاجرانی، عزت (1386). نگاهی به هدایت تحصیلی در ایران و کشورهای جهان (1). رشد آموزش مشاور مدرسه، شماره هفتم، ص41-45.
نسیمی، منیره(1395). ، هدایت تحصیلی و شغلی دانش آموزان در دوره متوسطه اول، گزارش نشست تخصصی مدیران و مشاوران ناحیه 2 بهارستان. رشد آموزش مشاور مدرسه، شماره چهل و چهارم، ص 10-11.  
نویدی، احد (1387). بررسی سهم هر یک از ملاک‌های هدایت تحصیلی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نظام جدید آموزش متوسطه، تعلیم و تربیت ، شماره شصتم، ص 97-134.


1- مصاحبه

2- مصاحبه

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328