امین طیَب طاهر

مقدمه
یکی از مسائل جالب توجه در حوزه فرهنگی غرب را شاید بتوان ترس کشورهای اروپای غربی از آمریکایی شدن فرهنگ خود دانست. اما فارغ از اینکه گاه آمریکایی‌شدن با تجاری‌شدن یکسان انگاشته شده است و گاه هم بین این دو تفاوت قائل شده‌اند، یکی از این کشورهای نگران، متحد همیشگی آمریکا، انگلستان است که حداقل پیشینه نظری این مخالفت‌ها به قرن 19 برمی‌گردد. متفکرانی بریتانیایی همچون ماتیو آرنولد و جان‌استوارت میل از همان قرن 19 که آمریکا هنوز ابرقدرت محسوب نمی‌شد، به نقد فرهنگ آمریکا پرداختند. در قرن بیستم نیز افراد زیادی همچون فرانک ریموند لیوس، ریموند ویلیامز، ریچارد هوگارت و... نیز این مسیر را ادامه دادند(جانسون،1388). تلاش‌های این افراد پایه‌گذار مکتب مطالعات فرهنگی شد. اما آیا این موارد صرفا در حوزه نظر باقی ماند یا بر سیاست‌های فرهنگی بریتانیا نیز تأثیر گذاشت؟
پاسخ آری است و در این مقاله تلاش می‌گردد یک مورد از مقاومت دربرابر آمریکایی شدن در سیاست‌های فرهنگی بریتانیا توضیح داده شود. این مورد به برودکسترها1 یا همان پخش‌کنندگان عمومی رادیو و تلویزیونی است. اولین برودکستر در بریتانیا بی‌بی‌سی است که سال 1922 شکل می‌گیرد که اتفاقا برای آنکه فضای رقابتی در حوزه فرکانس شبیه آمریکا نشود(سرقت فرکانس یا حذف رقبا با سیگنال قوی‌تر) از طرف اداره پست به وی در این حوزه انحصاراتی داده می‌شود. در سال 1927 بی‌بی‌سی از شرکت خصوصی تبدیل می‌شود به یک سازمان شبه عمومی که نظام‌نامه و تعهدات قانونی‌ دارد و برای آن منشور سلطنتی نوشته شد که تاکنون هم این سازمان بر همین منوال عمل می‌کند. بی‌بی‌سی هم‌اکنون نیز بزرگترین برودکستر بریتانیا است که شیوه اداره آن به‌صورت خدمت‌عمومی و گردش بخش داخلی آن بر مبنای آبونمان و نه تبلیغات تجاری نشان از ادامه سیاست‌های مقاومت در برابر آمریکایی‌شدن در حوزه فرهنگ است.
تولد تلویزیون‌های عمومی-تجاری
اما آنچه انعکاس واضح‌تری از این ماجراست، بوجود آمدن برودکستر‌های عمومی-تجاری در بریتانیاست. در گزارشی که کمیته‌ای دولتی به ریاست لرد بوریج در سال 1951 منتشر کرد، به طور کامل هر نوع تجاری‌سازی برودکست چه در رادیو و چه در تلویزیون رد شد. اما برخی شرایط مانند بهبود وضع تجاری بریتانیا، ضرورت ایجاد بازار برای برخی محصولات، ضرورت توسعه شرکت‌های تولید‌کننده رادیو و تلویزیون و... منجر به تصویب قانون تلویزیون در 1954 شد. مذاکراتی که برای تأسیس آی‌تی‌وی در بریتانیا انجامید، می‌توانست به عنوان نزاعی میان افراد دارای منافع تجاری در توسعه سرویس‌های تلویزیون و افرادی که نگران تأثیر تجاری آن در زندگی فرهنگی بریتانیا و برودکست سرویس عمومی بودند در نظر گرفته شود. مخالفان ذی‌نفوذ تلویزیون سرویس عمومی تجاری بر این باور بودند که واردکردن ارزش‌های تجاری برودکست، روندی برای آمریکایی شدن فرهنگ بریتانیاست. در مقابل افرادی هم بودند که به سرمایه‌گذاری و رقابت آزاد اعتقاد داشتند و نه تنها در برودکست که با هرگونه انحصار مخالف بودند(صابری‌مقدم،1394: 3-61). در نتیجه این مناقشات تلویزیون که به دلیل نوپایی، حساسیت و مناقشه کمتری در آن وجود داشت به عنوان مبنا برای شروع برودکست تجاری انتخاب شد.
بر مینای این قانون نهادی رگولاتور2 به نام  3ITA تشکیل شد که نقش آن ساخت و راه‌اندازی فرستنده‌ها در سرتاسر کشور، اعطای مجوز به شرکت‌های برنامه‌سازی و تبلیغات بود. برای رفع دغدغه‌های مخالفان، این نهاد در یک کلام نقشی مشابه رؤسای بی‌بی‌سی داشت(صابری‌مقدم،1394: 63) و اتفاقا افراد آن از رؤسا و مدیران سابق بی‌بی‌سی انتخاب می‌شدند. هرچند ITV با فروش تبلیغات تأمین می‌شد، اما قوانینی که سرویس جدید بر اساس آن عمل می‌کرد مشابه مسئولیت‌های سرویس عمومی بی‌بی‌سی بود. بویژه، یکی از نقش‌های کلیدی ITA در اعطا و لغو مجوزها، حفظ تعادل مناسب در برنامه‌سازی بود. با اذعان به ترس از تجاری‌سازی و فرهنگ‌سازی آمریکایی، قانون تلویزیون، مسئولیت سرویس جدید ITV را با عنوان «آموزش، اطلاع‌رسانی و سرگرمی» تعریف کرد. در این روش، شرکت‌های برنامه‌ساز باید طیفی از برنامه‌ها را در ژانرهای مختلف برنامه‌سازی(مانند برنامه‌های هنری و موسیقی کلاسیک و نیز برنامه‌های خبری، کودکان و مذهبی) سازگار با برنامه‌های بی‌بی‌سی فراهم آورند(صابری‌مقدم،1394: 64). این بدان معنی است که این برودکستر ملزم به اهدافی عمومی شده بود اگرچه برای آن ماهیتی تجاری نیز قائل شده بودند.
در این راستا ITA همچنین در بعضی حوزه‌های محتوایی چنین سیاست‌هایی را تنظیم می‌کرد که مثلا بصورت میانگین کمتر از 7 ساعت از 50 ساعت برودکست در هفته باید برنامه‌های خارجی پخش کرد. یا در حوزه تبلیغات به‌جای کنترل مستقیم برنامه‌ها توسط آگهی‌دهندگان، بحث تبلیغات میان‌برنامه‌ای پیش کشیده شد. این بدان معنا است که درآمد تبلیغات از تهیه برنامه‌‌ها جدا می‌شد. ITA همچنین باید قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای اینکه چه میزان تبلیغات باید وجود داشته باشد (در ابتدا نباید بیش از میانگین شش دقیقه‌ای به ازای هر یک ساعت پخش ) و چه‌چیزی باید تبلیغ شود (اینکه چه افرادی نمی‌توانند تبلیغ کنند، مانند مراکز قمار یا شخصیت‌های مذهبی) وضع می‌کرد(صابری‌مقدم،1394: 5-64).
آفکام؛ شیوه‌ای جدید برای رفع یک نگرانی قدیمی
در ده‌های بعد از دهه 50 میلادی، کمیته‌های متعددی به ارائه گزارش‌های پژوهشی از عملکرد سرویس‌های برودکست در بریتانیا پرداختند. در نهایت در ابتدای دهه 80 رگولاتور  4IBM و تلویزیون‌های تجاری جدیدی پا به عرصه وجود گذاشتند و بدین ترتیب  با حفظ سازوکارهای قبلی برای بی‌بی‌سی و ‌ITV، تلویزیون‌های جدیدی با لحاظ سازوکارهایی برای رفع نگرانی‌های قبلی پابه‌عرصه حیات گذاشتند. در نهایت در سال 2003، رگولاتور ارتباطات با عنوان آفکام متشکل از پنج رگولاتور مختلف5 شکل گرفت. این رگولاتور زیر نظر پارلمان انگلیس و با اکثریت تأمین بودجه از بودجه عمومی اداره می‌شود. آفکام بر فعالیت‌های ایستگاه‌های رادیویی، تلویزیونی، خطوط ثابت تلفن، موبایل، امواج رادیویی وسائل بی‌سیم (از امواج رادیویی تاکسی‌ها تا امواج مورد استفاده‌ها قایق‌ها) و حتی صنعت پست نظارت می‌کند. او ابتدا وظیفه‌اش دادن مجوز و لغو آن است اما در کنار آن وظایف دیگری هم دارد که یکی از مهمترین آنها رسیدگی به شکایات از رسانه‌ها است که گاه منجر به لغو مجوزها نیز می‌شود. اما یکی از کارهای ویژه آفکام، انتشار اصول برودکست6 است که مجموعه ای گسترده از اصولی است که محتوای همه برنامه های رادیویی و تلویزیونی، باید از آن ها پیروی کنند. تمام این موارد نیز در سایت آفکام7 به‌صورت دوره‌ای منتشر و به‌روزرسانی می‌شود و برای دست‌اندرکاران و مشتریان کاملا قابل دسترسی است. عدول رسانه‌ها از این اصول، می‌تواند منجر به شکایت از جانب بینندگان و یا سایر ذی‌نفعان شود و جریمه‌های سنگینی را برای آنها در پی داشته باشد.
آفکام نیز همان نگرانی‌های قبل را در قالب‌ همین اصول به‌نوعی دنبال می‌کند. مثلا همان چیزی که در گذشته تحت عنوان تفکیک میان محتوای برنامه‌ها و تبلیغات در قالب تبلیغات میان برنامه‌ای دنبال می‌شد در «اصول برنامه‌ریزی تبلیغات تلویزیونی »8(آفکام،2016) که از تاریخ 1 آوریل 2016 اجرایی شده است. در اولین قانون این اصول ‌چنین آمده است:
«برودکسترها باید اطمینان حاصل کنند که تبلیغات تلویزیونی و فروش‌های تلویزیونی به راحتی قابل شناسایی و تشخیص از محتوای سردبیری هستند و از دیگر قسمت‌های برنامه متمایز می شوند. این باید با ابزارهای نوری و یا پیام‌های صوتی انجام شود».
همچنین در قانون دوم آن آمده است که از هر یک ساعت برنامه، بصورت معدل بیشتر از 12 دقیقه آن نمی‌تواند به تبلیغات اختصاص یابد. البته در بندهای بعد برای تلویزیون‌های خدمت عمومی اختصاصاتی مثلا 7 دقیقه(در طول روز) یا 8 دقیقه(بین ساعت 18 تا 23) در نظر گرفته است. همچنین در این اصول آمده است که برای کودکان در هر سی دقیقه فقط یکبار اجازه قطع برنامه تلویزیونی برای تبلیغات بازرگانی وجود دارد و برای خدمات مذهبی و یا پوشش جشن‌های رسمی سلطنتی برودکسترها اجازه قطع برنامه برای تبلیغات را به هیچ عنوان ندارند. آفکام در دو جدول مجزا برای برودکسترهای عمومی و غیرعمومی به جزییات تعداد قطع برنامه‌ها برای تبلیغات پرداخته است که رسانه‌ها موظفند از این جداول پیروی کنند.
جمع‌بندی
رگولاتوری آفکام البته بسیار گسترده‌تر از حوزه‌ تبلیغات است و مواردی همچون محتوای متنوع، بازنمایی متعادل همه مناطق جغرافیایی، رقابت‌ سالم بین شبکه‌ها، حمایت از تولیدات فرهنگی ملی در مقابل برنامه‌های خارجی، کودکان، اخبار و... را نیز شامل می‌شود. این رگولاتوری هم در حوزه‌های مرتبط با برودکسترها، به همه انواع برودکسترها یعنی عمومی، عمومی-تجاری و تجاری مربوط می‌شود. این بدان معناست که دغدغه‌های انگلیسی‌ها برای آمریکایی‌نشدن فرهنگی که فکر می‌کنند بخصوص در مقابل علایق تجاری آسیب‌پذیر است، در نهادهای رگولاتور آنها تا همین امروز عیان است. البته تلاش آنها در رسیدن به تعادل بین منافع واقعی ذی‌نفعان این حوزه است(آفکام،2017) و هرگز از شکوفایی بخش‌های اقتصادی خود غافل نمی‌شوند.
 در ایران هم با توجه به آنکه ما شاهد علایق روزافزونی برای تشکیل رادیو، تلویزیون و VODهای تجاری در ایران هستیم، می‌توان گفت که برای ایجاد تعادل در این حوزه احتیاج به تدبیری درست هستیم تا دغدغه‌های فرهنگی اساسی ملی در این حوزه تاحدودی تأمین شود. اتفاقی که در بریتانیا از اوایل قرن گذشته در عرصه رگولاتوری افتاد و با مدیریت این علایق و دغدغه‌ها از رسانه‌های در آن موقع کم‌مخاطب کلید خورد و تا امروز که مخاطبان تلویزیون و VODها از مخاطبان رادیو سبقت گرفته‌اند، ادامه یافته است. در ایران نیز می‌شود از رگولاتوری صحیح در صوت و تصویر فراگیر مجازی شروع کنیم و ضمن کمک یه شکوفایی‌های اقتصادی و فرهنگی، فرهنگ خود را از تجاری‌شدن یا آمریکایی‌شدن در امان بداریم. این البته محقق نمی‌شود مگر همچون برخی کشورهای صاحب تجربه در این حوزه، حاکمیت فقط به منافع سیاسی و اقتصادی خود نیاندیشد و به دنبال تأمین منافع واقعی بینندگان و بخش خصوصی باشد؛ بخش خصوصی مسئولیت‌های خود را در قبال فرهنگ ملی بپذیرد؛ مردم نیز بر این دو بخش قبلی نظارت کنند و حتی اگر شده با شکایت‌های خود اجازه تعدَی به حقوق و فرهنگ ملی خود را ندهند.

منابع:
جانسون، لزلی. (1388). منتقدان فرهنگ: از ماتیو آرنولد تا ریموند ویلیامز، ترجمه ضیاء موحد، تهران: طرح نو
صابری‌مقدم، حسین. (1394). مدیریت رسانه در بی‌بی‌سی، تهران: دبیرخانه شورای عالی رسانه‌های نوین صداوسیما
Ofcom. (2016). Code on the Scheduling of Television Advertising. Available at: www.ofcom.org.uk
Ofcom. (2017). Advertising and promotions. Available at: www.ofcom.org.uk


1-Broadcasters
2-Regulator
3-Independent Television Authority
4-Independent Broadcasting Authority
5- این رگولاتورها عبارتند از: کمیسیون استانداردهای برودکست، کمیسیون تلویزیون مستقل، دفتر مخابرات، بنگاه ارتباطات رادیویی و نهاد رادیویی.
6-Broadcasting Code
7- www.ofcom.org.uk
8-Code on the Scheduling of Television Advertising





 

کانال تلگرام

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت

Hekmat_ac@

 

مأموریت پژوهشکده

پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت، سازمانی است یادگیرنده ،دانش بنیان، آینده نگر و منحصر به فرد در سطح کشور، ‌متکی به نیروی انسانی متعهد، جوان و بهره مند از دستاوردهای نوین علمی که از طریق شناسایی،‌ جذب، تربیت، شبکه سازی و نگهداشت نیروی انسانی و نیز توسعه و کاربردی نمودن دانش سیاستگذاری که در جهت کارآمدسازی نظام جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است.
این پژوهشکده با التزام به مبانی حکمی و ارزشهای انقلاب اسلامی و اخلاق اسلامی و پایبند به منافع عامه، بهبود مستمر و توسعه دانش سیاستگذاری ایرانی- اسلامی را سرلوحه خویش قرارداده و از طریق ایده پردازی، کادرسازی، نهادسازی و با ایجاد ارتباطات موثر بامراکز اصلی سیاستگذاری پاسخگوی نیازهای سیاستگذاران بوده و در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و نظام گام بر میدارد.

معرفی پژوهشکده

 پژوهشکده  سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت توسط جمعی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با هدف اصلی کارآمدسازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق انجام پژوهش‌های کاربردی با رویکرد آینده پژوهی و حل مسأله تأسیس شده است

http://hekmatac.ir/images/1421587489_mail-32.pngاین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://hekmatac.ir/images/1421587498_phone-32.png021-66974328